صفحه اصلي

November 06, 2007

تصحیح و توضیح

به دلیل بعضی واکنش ها و به علت صحبتهایی که در اینجا قابل گفتن نیست ، ترجیح دادم یاداشت " شرمگین از تسخیر " را از اینجا بردارم ...

از همه عزیزان و دوستان و بازدید کنندگان این وبلاگ عذر خواهی می کنم .

November 05, 2007

وقتی استکبار جهانی ناک اوت می کند !! ‏

یک شنبه ، ساعت 19:30 ، آقای ارونده گزارشگر رادیو ورزش در ابتدای بازی فوتبال ساحلی بین ایران و ‏امریکا با احترام گذاشتن به منشور المپیک و احترام به جدایی سیاست از ورزش و ... گفتند :‏‎ ‎من ‏امیدوارم که بچه های ما امروز در این مسابقه پیروز بشن و تا یکباره دیگه در روز 13 آبان مثل همیشه ‏مشت محکی به دهن استکبار جهانی بزنیم ... !!

جالبیه ماجرا اونجاست که در این مسابقه ایران از آمریکا شکست خورد و بعد از بازی و پس از ضایع شدن کامل ‏آقای گزارشگر ، همون گزارشگر مثلا محترم فرمودند : خب البته ورزش میدان مهمی برای بیان شایستگی ها نیست ، چونکه ورزش یک ‏سرش برد است و یک سرش باخت (!) اما این مهمه که جوانان ما در دیگر میدان های حق علیه باطل نشون دادند ‏که همیشه مشت محکمی بر دهن استکبار می زنند ... !!‏

دیشب دوست داشتم بهش بگم : آخه برادر من ! آخه گزارشگر وطنی ! برعکس چیزی که توی مخت کردن ، این روزها استکبار جهانی که ‏هیچی ، استکبار سر کوچه تون هم چنان مشت محکمی بر دهنت زده که داری همین جوری دوره ‏خودت گیچ می خوری ! اما مثل اینکه تو هم مثل خیلی ها تو این مملکت هنوز داغی و نمی فهمی ... !

October 16, 2007

آقای پوتین ، خانم مهماندار و حقوق شهروندی !

امروز که برای ساعتی در ترافیک های طولانی تهران به دلیل ورود ولادمیر پوتین رئیس جمهور روسیه و نوچه هایش ( روسای جمهور آذربایجان ، قزاقستان و ترکمنستان ) به مناسبت اجلاس سران کشورهای حوزه دریای خزر به تهران گیر کرده بودم ، داشتم به این فکر می کردم که به قول این قدیمی ها ، خدا خر رو شناخت که شاخش نداد !!

همون بهتر که توی تمام این سالها تحریم بودیم و مهمترین مسوولانی که به ایران اومدند همون روسای جمهور گینه بیسائو و ماداگاسکار و ... بودند ! تصور کنید اگه ایران هم مثل بقیه کشورهای جهان ، جزء جامعه جهانی به حساب می آمد و قرار بود روسای جمهور و مسوولان کشورهای مهم و سران کشورهای اروپایی و امریکایی به ایران سفر کنند ، از در خونه هم بیرون نمی نوتستیم بیایم .

درهر صورت امروز برای اینکه خط سیر آقای پوتین و بقیه همراهانشون باز باشه ، من و هزاران آدم دیگه مثل من ساعت ها در ترافیک زمان و اعصابشان لگدمال شد بدون آنکه بدانیم که چرا باید برای برگزاری نشستی اینچنین که هیچ نفع ملی نیز برایمان ندارد ساعتها به هیج گرفته شویم !

اما به راستی در سفر سال آینده ی آقای احمدی نژاد به روسیه ، آیا شهروندان روسی هم برای عبور آقای احمدی نژاد و هیئت همراه ساعتها مجبور می شوند که در ترافیک بمانند ... ؟! این همون حقوق شهروندی است که در ایران به شوخی بیشتر شباهت دارد .


pootin2.JPG
لحظه ورود پوتين رئيس جمهور روسيه به تهران

توضیح : این خانم مهماندار روس نمی دانم می داند که در زیر آفتاب چه سرزمینی این چنین رخ می نماید یا نه ؟! آفتاب این سرزمین سالهای سال است که چنین چهره هایی را به خود ندیده است . بیچاره خبرنگاران و عکاسان ایرانی که سالهای سال است چنین فریم هایی را در داخل این سرزمین نتوانسته اند بیندازند و این بانوی روس هم اگر جرات دارد پایش را از پله های هواپیما پایین بگذارد تا نشانش دهیم که چگونه در این سرزمین ، به قول رئیس جمهورش تقریبا آزادی کامل وجود دارد .

October 14, 2007

ایران فروشی به بهانه ی انرژی هسته ای ! ( ترکمنچای دوم در راه است )

تاریخ معاصر ایران همواره شاهد حضور بیگانگان در این سرزمین بوده است ؛ با آنکه ایران هرگز استعمار نشده است اما بارها و بارها استثمار شده ایم ؛ روزگاری انگلیسی ها ، روزگاری پرتغالی ها و روزگار ی همسایگان شمالی مان گوشه چشمی به این سرزمین داشته اند !

روسیه تزاری و بعد ها اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی در مقیاس جفایی که در حق این سرزمین کرده اند و درمقیاس میراث و خاکی که از این سرزمین به یغما برده اند شاید هرگز قابل مقایسه با دیگر ان نبوده است ؛ عهدنامه گلستان و عهدنامه ترکمنچای و ... تنها بخشی از جفای ریشه داری است که این همسایه شمالی سالهای سال در حق این سرزمین روا داشته است ؛ اما چه شده است که در حالی که در سالهای متمادی شعار ضد استبدادی و ضد استعماری مان گوش فلک را کر کرده است ، شعار استبداد و استعمارمان رنگ شرقی نگرفته است ؟ و به قولی دیگر به نظر می رسد در شعار نه شرقی و نه غربی مان در طول سالهای متمادی پایه نه شرقی اش لنگ می زده است و در این سالها هر روز آهسته تر از دیروز نه شرقی اش را فریاد کرده ایم !

در طی روزهای آینده اجلاس سران کشورهای حوزه دریای خزر در ایران برگزار می شوند تا ما به بهانه ی حمایت نیم بند روسیه از برنامه های هسته ای مان ، قسمتی از اراضی این سرزمین را در قالب تفاهم نامه تازه ی همسایگان خزر به آنها پیشکش کنیم .

caspian_sea.JPG

اما ماجرا از چه قرار است ! به موجب قوانین بین المللی، تکلیف دریاچه های مشترک در میان کشورها ، براساس قراردادهای فی مابین معلوم می شود . تکلیف این بزرگترین دریاچه دنیا به موجب قرارداد 1940 میان اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و دولت وقت ایران معلوم شده است . اکنون که هر دو رژیم سقوط کرده اند ، جمهوری روسیه تمام تعهدات دولت شوروی را پذیرفته ، همان طورکه صندلی سازمان ملل شوروی و حق وتوی آن در شورای امنیت را بدست آورده و دولت جمهوری اسلامی هم متعهد به انجام تعهدات حکومت قبلی ایران است . به موجب قرارداد 1940 میان دو کشور ، دریای خزر همچون یک دریای آزاد در نظر گرفته شده و طرفین یک حاشیه مرزی دارند و بقیه دریا، رو و زیر آب ، آزاد و بین المللی است . حاکمیت سیاسی بر دریا هم به نسبت 50/50 میان دو کشور تقسیم شده است.

اما پس از فروپاشی شوروی ، ما با چهار کشور آذربایجان ، روسیه، قزاقستان و ترکمنستان در این دریا هم مرز شدیم . اولین ضربه از اینجا بود که این کشورهای نوبنیاد به همراه روسیه مدعی شدند که حاکمیت سیاسی 50 درصدی ایران را قبول ندارند و باید رژیم حقوقی جدیدی برای دریای خزر تعریف شود و حق قانونی ایران را نقض کردند و دولتمردان وقت ایران نیز به سادگی رضایت دادند .

تا آنکه این روزها روسیه طرح شرم آوری را برای حاکمیت دریای خزر معرفی کرده است که در این طرح حاکمیت بر دریا به دو بخش روی آب و زیر آب تفکیک می شود ؛
در بخش روی آبی ، آبهای دریای خزر برای تمام همسایگان مشاع بوده و به قولی زیر دریایی های اتمی روسیه تا نزدیکی سواحل ایران اجازه ی تردد دارند و در بخش زیر آبی ، در طرح روسها آمده است که دو سر ساحل هر کشور را به هم وصل می کنند و منطقه زیر دریا حد فاصل این خط فرضی و ساحل هر کشور سهم آن کشور از زیر دریا است . و بدین ترتیب سهم ایران از دریای خزر تنها 11 درصد خواهد بود . 11 درصدی که تهی از هر گونه ذخایر پر ارزش نفت و گاز این دریا می باشد و منابع مهم انرژی این دریا در خارج از سهم ایران وجود دارد .

این طرح چندین سال است که از با زورگویی و اعمال فشار از طرف روسیه مطرح شده است . در زمان دولت آقای خاتمی ، به دلیل آنکه دولت توان مقابله با روسها را نداشت در تمامی آن سالها به اتلاف زمان پرداخت اما به نظر می رسد روسها در طی یکی دو سال اخیر حمایت نیم بند خود از طرحهای انرژی هسته ای ایران را منوط به اطاعت بی چون و چرای ایران از این طرح سر تا پا استعماری کرده اند .

روسها در طی این سالها بزرگترین برنده ی نزاع ایران با دنیای غرب بوده اند و در این سالها از توپولوف های اسقاطی شان تا هزاران وعده و وعید برای رساندن سوخت هسته ای نیروگاه بوشهر و تکمیل این نیروگاه که به وعده ی سر خرمن می ماند و ... تنها بخشی از جفایی است که در این سالها در حقمان کرده اند ؛ اما برای من جالب است که آنهایی که داعیه ی ضد استبداد و ضد نظام سلطه بودنشان گوش فلک را پر کرده است ، چگونه این چنین در قبال این همه جفا در حق مردم و این سرزمین تنها برای منافع زود گذرشان سرها را در گریبان فرو برده اند ...

به همه دوستانم که همچنان دل در گرو این سرزمین دارند ، پیشنهاد می کنم که به هر طریقی که می توانند حداقل ، حساسیت خود را نسبت به این اتفاق مهم نشان دهند .

September 26, 2007

غرور شکسته شده یک ملت !

در بیست و چهار ساعت گذشته ، حجم کم سابقه ای از اخبار رسانه ها و شبکه های گوناگون دنیا به اخبار ‏سخنرانی آقای احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا اختصاص داشت . فیلم کامل و سانسور نشده ی سخنرانی را از ‏اینجا دیدم و خیلی از اخبار و تحلیل ها در این باره را شنیده و خوانده ام اما در تمامی این ساعت ها و در ‏تمامی لحظاتی که این سخنرانی را می دیدم از آنچه که بر احمدی نژاد در آن سخنرانی گذشت حس خوبی ‏نداشته و ندارم ! ‏

من نمی دانم که آقای احمدی نژاد با چه تحلیلی و با مشاوره با چه کسانی دعوت دانشگاه کلمبیا را پذیرفته است ‏اما این را می دانم که آنچه که در دانشگاه کلمبیا گذشت بیشتر از آنکه توهین به احمدی نژاد باشد ، توهین به ‏یک ملت بود . اینکه چرا رئیس جمهور یک کشور شرایطی را فراهم کرده است که این چنین بیست و چهار ‏ساعت تمام کشورش مورد تمسخر تمامی رسانه های دنیا قرار بگیرید را نمی دانم .‏

در تمامی زمانی که سخنرانی رئیس دانشگاه کلمبیا و سخنرانی رئیس جمهور ایران را می دیدم و می خواندم ‏از اینکه اینچنین به رئیس جمهور ایران توهین می شود ، هرگز حس خوشایندی بهم دست ندادم و هرگز از ‏اینکه این چنین رئیس جمهور ایران از سوی رئیس دانشگاه کلمبیا دیکتاتوری کوچک و بی رحم لقب ‏گرفت و یا او را فردی گستاخ و بی سواد توصیف کرد و یا اینچنین مورد تمسخر و توهین و هو کردن ‏حضار قرار گرفت خوشحال نشدم !‏


image3292047.jpg

اما حقیقتا چرا ؟ آیا احمدی نژاد به حق و یا نا به حق نمی دانست که دو سال است که موضع گیری هایش ، ‏سخنانش ، سیاست هایش ، سوژه ی شماری یک تمامی کاریکاتور های سیاسی جهان قرار گرفته است ؟ چرا ‏این چنین شرایطی را فراهم آورد که به او به عنوان رئیس جمهور ایران بی احترامی شود ؟ براستی چرا در ‏مقابل این چنین توهین آشکاری که توهین به هویت حقوقی او بوده اعتراضی نکرده و جلسه را ترک نکرد ه ‏است ؟‏

آیا در حالی که او هولوکاست را افسانه دانسته است ، بر ادامه برنامه هسته ای تاکید دارد و از آزادی های ‏فراوان در ایران دم می زند ... چرا خود را در شرایطی قرار می دهد که این چنین مورد هو کردن و ‏تمسخر قرار گیرد ؟ آیا کسی نبوده است که به رئیس جمهور ایران بگوید توهین به او ، توهین به هویت ‏شخصی اش نیست و توهین به یک ملت است . ‏

من نمی دانم که آقای احمدی نژاد آیا خود نیز رویاهای خودش درباره ی اینکه که دانشجویان آمریکایی به او ‏علاقه دارند و برای او نامه می نویسند را باور کرده است یا نه ؟ اگر باور کرده بود امیدوارم امروز فهمید ‏باشد که جهانیان چگونه به او نگاه می کنند . ‏

از تمسخر کردن و فحاشی کردن به احمدی نژاد هرگز شادمان نشدم ! من نمی دانم که چرا کسی نزدیکان ‏رئیس جمهور از احمدی نژاد نمی خواهند که کمی بر روی سخنانش فکر کند ؟ براستی احمدی نژاد رویای ‏اینکه مسلمانان چهار صد سال قبل از گالیله ، گردش زمین به دور خورشید را کشف کرده اند را از کجا آورده ‏است ؟ اینکه احمدی نژاد امروز دقیقا 12 بار در سخنرانیش تاکید می کند که من یک استاد دانشگاه هستم ‏حقیقتا جزء تمسخر چیزی برای وی دارد ؟ اینکه ما در ایران همجنسگرا نداریم یعنی چه ... ؟

آیا رئیس جمهور ایران واقعا به تمامی گفته هایش اعتقاد دارد ؟ اینکه در ایران واقعا آزادی ‏داریم و اینکه در ایران به زنان بیشتر از مردان توجه می شود آیا واقعا حقیقت دارد ؟ اینکه در ایران ‏دموکراسی به معنی حقیقی آن وجود دارد و اینکه در ایران زندانی سیاسی نداریم بیان حقیقت است ؟ آیا این ‏سخنان رئیس جمهور بیان حقایق ایران بود یا یک شوی تبلیغاتی برای خوشایند مستمعین دانشگاه کلمبیا ؟

پی نوشت : صدا و سیمای ایران مصاحبه ی احمدی نژاد را با سانسور بی سابقه ی پخش کرد . من نمی دانم ‏که آیا هدف بیان این است که احمدی نژاد برنده سناریو ی دانشگاه کلمبیا بوده است ؟! اما فارغ از تلاش صدا ‏و سیما و خبرگزاری های دولتی ایران ، آنچه که درباره دانشگاه کلمبیا واحمدی نژاد در دنیا گفته می شود ‏حقیقتا چیز دیگری است !‏

September 25, 2007

چرا از جنگ سخنی نمی گوییم !

دوست ناشناسی برای مطلب قبلی من کامنتی گذاشته است که بد ندیدم اشاره ای به بعضی از موارد مطرح شده در آن داشته باشم . کامنت مورد اشاره بدین شرح است :

" آقای سیامک قاسمی شما که این همه حس وطن دوستی در شما موج می زنه برای این وطن چی کار کردید و اگه یک مطلب راجع به آغاز جنگ کار می کردی از کسی چیزی کم می شد ؟ راستی میدونی این روزها چه روزیه مثلاً سالگرد حمله عراق به کشورمونه یعنی این قدر این مطلب ودفاع بچه های این کشور کم اهمیت بود که تو بجاش از کاندیداتوری علی آبادی در انتخابات فوتبال حرف بزنی ؟

شما که به همه چیز حزبی نگاه می کنید ، شما که از کوروش برای انتقاد از احمدی نژاد استفاده ابزاری کردید ، آیا غیر از اینه که هر وقت رفقات توی گند فرو رفتند فقط سکوت کردی ؟ آیا غیر از اینه که حتی از ماه رمضون هم برای انتقاد از دولت استفاده ابزاری کردی(مطلب ربنا) ؟ آیا غیر از اینه که هدف از ایجاد راز نو فقط وفقط همراهی با هزاران سایت دیگه برای تخریب دولت بود ؟

حدود یک سال که تمام مطالبت رو دنبال می کنم و برام جالبه که از کوچکترین فرصت برای کوبوندن دولت برخواسته از مردم استفاده می کنی . اما امیدوارم که اگر روزی دوستانت زمام امور رو در دست گرفتند با همین جدیت مطالبت رو بنویسی البته مطمئنم که اون موقع دیگه واقعاً می ری سراغ گل و بلبل و موسیقی و ... و دیگه کاری به سیاست نداری .

اما کلام آخر بارها دیدم در پاسخ به نظرات بچه هایی که مخالفت بودند می گفتی اگه جرات دارید خودتون رو کامل معرفی کنید وبرام خیلی جالب بود که خودتون اصلی ترین خصوصیت خودتون یعنی دینتون رو معرفی نکردید تا ما هم بدونیم طرفمون مسیحیه یهودیه مسلمونه یا لائیکه ؟ "

* * * * * *

راز نو : دوست عزیز ، چه کنم که اگر گاهی از روی اتفاقی می گذرم و سکوت می کنم نه به خاطر بی توجهی به آن است که به خاطر آن است که به دنبال قیل و قال نبوده و نیستم !

اما اینکه چرا از جنگ نمی گویم برای جناحی بودن حس وطن پرستی من نیست ؛ از جنگ نمی گویم چون شما و دوستان شما جنگ را سالها ی سال است که به نفع خود قبضه کرده اید . از جنگ نمی نویسم چون سالهای سال است که شما و امثال شما هزاران کارتان را پشت بچه ی جنگ بودنتان پنهان کرده اید ؛ از جنگ نمی نویسم چون آنهایی که سینه چاک کرده و خود را نماینده شیرمندان آن روزهای ایران می دانند به نام جنگ و دفاع مقدس با مشت و باتوم و ... سالهای سال گروه های فشار شده اند و به جان جوانان این کشور افتاده اند .

جنگ هرگز برای هیچ کشوری نعمت نبوده و نیست و به واقع جنگ همواره نفرت برانگیز است اما اینکه جوانان این مملکت جانشان را برای دفاع از خاکشان فدا کرده اند همیشه پر ارزش بوده است . اما آنان که در سالهای پس از جنگ تمامی خاطرات و ارزشها ی آن روزها را به نفع خودشان قبضه کرده اند و در طول این سالها خود را تافته جدا بافته ی ملت دانسته اند و به نام ایثارگر و ... برا ی خود حقوق گوناگون قائل شدند و به نام بچه جنگ بودن ظلم ها کرده اند سبب شده اند که از جنگ نوشتن شائبه ی وابستگی به آنان را ایجاد کند

00062.jpg

از جنگ نمی نویسم چون چنان تقدسی برایش قائل شده اید که هرگز نگذاشتید که حقایق جنگ کاملا نمایان شود . هنوز سوال اینکه آیا جوانان ما باید هشت سال جانشان را اینگونه پرپر می کردند و یا اینکه شاید می شد پس از دو سال در اوج اقتدار و پیروزی جنگ را خاتمه داد در ذهن ما باقی مانده است و متاسفانه همه ی اینها را با اختناق پاسخ داده اند .

دوست من ! خلاصه آنکه از جنگ نگفتنم را به حساب آنهایی بگذار که در این مملکت همه ارزش ها را به اعمال و کردارشان سنجاق کرده اند و نگذاشته اند که حسی ملی نسبت به این ارزش ها باقی بماند .

در مورد هدف از ایجاد " راز نو " باید بگویم که اگر شما اطلاعات دقیقتری دارید حتما اعلام کنید ! راز نو با هزینه ی شخصی خودم و به زحمت یکی از عزیزترین دوستانم راه اندازی شده است و هیچ کس با چمدان پر از دلار برای راه اندازی آن برای من هدیه ای نیاورده است .

در مورد نسبت احمدی نژاد و کوروش هم بهتر است که حقیقتا عبور کنیم که مقایسه ی احمدی نژاد با کوروش هماننده مقایسه ی .... ! اما دوست من اگر انتقادی کرده ام نه به دستور کسی بوده است و نه با وعده جناحی ! اگر هم اعتقاد به جریان و حزبی هم داشته باشم هرگز نگذاشته ام که اینجا تریبون حزبی شود ؛ اما چه کنم این روزها به هر طرف که می نگرم دیوار است .

و در پایان اینکه مذهب من چه ربطی به معرفی مخاطبان دارد هم نمی توانم ارتباطشان را کشف کنم . اما دوست من یاد بگیرید که اگر می خواهید دشنام هم بگویید با نام ، ایمیل و نشانی دشنام بگوید . در پشت نام مستعار یا بدون نام دشنام دادن و رویا پردازی در فضای اینترنت هیچ جسارتی نمی خواهد .

در راز نو با نام و نشانی خودم می نویسم چون به حرف هایم اعتقاد دارم و اینقدر جسارت دارم که با نام خودم به بیان دیدگاه هایم بپردازم که معتقدم بدون نام نوشتن و بالاترین دشنام ها را هم دادن همان فرهنگ پشت دیوار توالت نویسی است که نشان دهنده عقب ماندگی فرهنگی ملتها و عدم جسارتشان است .

September 23, 2007

نه امیدی ! چه امیدی ؟ به خدا حیف امید ... !

این روزها که بعضی دوستانم من را به این بازی تازه ی وبلاگی – نوشتن درباره میهن و وطن - دعوت کرده اند ، همچون آتشی که به خرمن زده اند داغ دلم را تازه کرده اند !

میهن ؟! ایران ؟! آینده ؟! اینها بیشتر به شوخی می ماند . این روزها آنچنان سرم را در روزمرگی زندگی ام فرو کرده ام که نبینم ، نشنوم و حس نکنم آنچه را که جلوی چشمانم دارد بر این سرزمین می رود !

" نه امیدی ! چه امیدی ؟ به خدا حیف امید .

نه چراغی ! چه چراغی ؟ چیزه خوبی میشه دید ؟

نه سلامی ! چه سلامی ؟ همه خون تشنه ی هم .

نه نشاطی ! چه نشاطی ؟ مگه راهش میده غم .

دلا از غصه سیاست

آخه پس خونه خورشید کجاست ؟

قفل بازش می کنیم ،

قهر نازش می کنیم ،

می کشیم منتشو ، می خریم همتشو

مگه زوره ؟ به خدا هیشکی به تاریکی شب تن نمیده !

موشه کورم که میگن دشمنه نوره

به تیغ تاریکی گردن نمیده ....

دخترای ننه دریا

کوممون سرد وسیاست

چش امیدمون اول به خدا

بعد به شماست ... "

این روزها از آینده ی ایران ناامیدم و بدتر از نا امیدی ، بی تفاوتم و درباره وطن چیزی ندارم بگویم جزء آنکه وطن ؛ عزیز فراموش شده !

به قول دوستی اگر امروز شاملو زنده بود، به جای آنکه بگوید : " هراس من همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از بهای آزادی بیشتر باشد " ، باید می گفت : " هراس من همه مردن در سرزمینی است که مزد حماقت و بلاهت از بهای آزادی بیشتر است ... ! "

September 22, 2007

احمدی نژاد از فوتبال چه می خواهد ؟

کمتر از یک سال قبل آن هنگام که فدراسیون جهانی فوتبال ( فیفا ) فوتبال ایران را به دلیل آنچه که ‏آن را دخالت مستقیم دولت در تصمیمات فدراسیون فوتبال می دانست محروم کرد ، همگان متوجه ‏شدند که روند تصمیم گیری در فیفا همانند شورای امنیت نیست که با وعده و وعید و امروز و فردا ‏کردن بشود به طریقی از تحریم آن شانه خالی کرد .‏

فیفا فوتبال ایران را از شرکت در کلیه رقابت های بین المللی محروم کرد . در آن روزها مسوولان ‏سازمان ورزش ایران دست به دامان چهره های بین المللی فوتبال ایران شد و با وساطت مهندس ‏صفایی فراهانی ، دکتر خبیری و ... که دارای جایگاه بین المللی در فیفا هستند قرار بر آن شد که ‏کمیته ی انتقالی ای شکل گیرد و این کمیته شروع به نوشتن اساسنامه فدراسیون فوتبال مطابق ‏اساسنامه های استاندارد فیفا کنند . ‏

پس از ماه ها اساسنامه نوشته شده به تایید فیفا رسید و قرار بر آن شد که روز 23 مهر ماه انتخابات ‏ریاست و هیئت ریسه ی فدراسیون فوتیال برگزار کردد . شاید مهمترین هدف در اساسنامه های ‏فدراسیون های فیفا آن است که فدراسیون فوتبال کشورهای عضو فیفا را به عنوان یک سازمان غیر دولتی ‏NGO‏ ‏معرفی می کند که باید کاملا مستقل از دولت عمل کرده و مسوولان سیاسی و سازمان ورزش کشورها ‏حق هیچگونه دخالتی را در تصمیم گیری های فدراسیون فوتبال نباید داشته باشند ! اما مگر می شود ‏فوتبال را در ایران به یک نهاد غیر دولتی سپرد ؟!‏

182559_orig.jpg

زمان ثبت نام کاندیداهای ریاست فدراسیون آغاز شد و ناگهان مکان ثبت نام کاندیداها شاهد حضور همه ‏جانبه ی نمایندگان دولت اصولگرا برای ریاست فدراسیون فوتبال بود . باید به این نکته اشاره کرد که ‏چون فیفا ، فدراسیون های فوتبال را به عنوان یک نهاد غیر دولتی ( ‏NGO‏ ) به رسمیت می شناسد ، ‏منعی از ثبت نام افراد دولتی به عنوان اشخاص حقیقی در انتخابات فدراسیون فوتبال غائل نشده است و ‏این مورد چراغ سبزی بود که همه مردان رئیس جمهور با همه وجود در انتخابات شرکت کنند تا ‏ریاست فدراسیون به شخصی غیر همسو به سیاست های رئیس جمهور سپرده نشود !‏

‏در بین ثبت نام کنند گان از همه جالب تر حضور " محمد علی‌آبادی " معاون ‏رییس‌جمهور و رییس سازمان تربیت‌بدنی برای ریاست فدراسیون فوتبال است !! تصور کنید ‏رئیس سازمان ورزش یک کشور برای ریاست فدراسیون فوتبال هم کاندیدا می شود و ‏اعلام می کند که همزمان می توانم همه امور ورزش و فوتبال را با هم هدایت کنم . علاوه بر ‏علی آبادی ، علی سعید لو معاون رییس جمهور ، حسن بیادی عضو شورای شهر تهران و از ‏نزدیکان رئیس جمهور و محمدحسین نژادفلاح نماینده مجلس نیز از دیگر افراد نزدیک به رئیس ‏جمهور است که برای انتخابات ثبت نام کرده اند . اما سوالی که در اینجا مطرح است این است که مگر ‏فوتبال چه چیز دارد که اصولگرایان این چنین با همه وجود در تلاش برای فتح ریاست آن هستند تا ‏آنجا که در اقدانی عجیب رئیس سازمان ورزش را به کاندیداتوری ریاست فدراسیون آن می فرستند .‏

شاید فتح تمام كانون‌هاي قدرت به هر نحو ممکن بارز ترین مشخصه آنان باشد . به نظر می رسد همان ‏سیاستی که حضور در شورای شهر و شهردار تهران شدن را زمانی سکویی برای پرتاب به جایگاه های ‏بالاتر می دانست ، امروز حضور در فدراسیون فوتبال را فرصت مناسبی برای دیده شدن و همچنین ‏استفاده ی تبلیغاتی گسترده از فوتبال و تمام حاشیه های آن را مسیر خوبی برای رسیدن اهداف سیاسی ‏خود می دانند . فدراسیون فوتبال که طی سالهای گذشته به یکی از کانون های اقتصادی نیز تبدیل ‏شده است ، این انگیزه را دو چندان کرده است که اصولگرایان با همه وجود به این کانون سیاسی ، ‏اقتصادی و ورزشی دست پیدا کنند . ‏

باید گفت فوتبال بستری است که با توجه به حاشیه ها و طرفداران میلیونی اش و در کانون توجه ‏همیشگی رسانه ها و روزنامه ها بودن ، بهترین دلیل است برای آنکه همه مردان رئبس جمهور در تلاش ‏برای دیده شدن و استفاده اقتصادی و تبلیغاتی ، برای تصاحب این کرسی هجوم آورند !‏

اما آنچه که در این میان جالب به نظر می رسد آن است که رقیب جدی جریان احمدی نژاد در انتخابات ‏فدراسیون فوتبال ، جریان قالیباف است . مهمترین کاندیدای رقیب نمایندگان دولت در انتخابات " ‏مصطفی آجرلو " مدیر عامل سابق باشگاه پاس و از نزدیکان قالیباف است . به واقع محمود احمدي‌نژاد ‏و محمدباقر قاليباف پس از رقابت مستقيم در انتخابات رياست‌جمهوري نهم ، این بار نيز آن گونه كه از ‏شواهد بر مي‌آيد قرار است در‎ ‎انتخابات فدراسيون فوتبال با هم رقابت كنند.‏

انتخاباتي كه مصطفي آجرلو‎ ‎مدير ورزش شهرداري تهران، طيف متمايل به قاليباف را در آن نمايندگي ‏مي‌كند‎ ‎و محمد علي‌آبادي معاون رئيس‌جمهور و رئيس سازمان تربيت‌بدني با ورود‎ ‎شائبه ‌انگيزش به ‏صحنه انتخابات، تفكر حاميان احمدي‌نژاد را نمايندگي مي‌كند و جالبتر آنکه داور این رقابت و برگزار ‏کنند انتخابات ، مهندس صفایی فراهانی رئیس کمیته انتقالی و همچنین نماینده فیفا در ایران و از ‏چهره های شاخص اصلاح طلب است . ‏

با توجه به این مثلث سه جانبه ی احمدی نژاد – قالیباف – اصلاح طلبان ، پیشنهاد می کنم در ماه ‏جاری تحولات انتخابات فدراسیون فوتبال را به دقت دنبال کنید که بیشتر از یک رقابت ورزشی ، ‏رقابتی تمام عیار سیاسی است .‏

در همین زمینه :

نامزدی علی‌آبادی و مسؤولیت سنگین صفایی‌فراهانی - نوروز

اصولگرايان در زمين فوتبال - اعتمادملي

September 11, 2007

بسوی توقیف فله ای وب سایتها و رسانه های آن لاین !

این مطلب را در سایت خبری نوروز هم می توانید ملاحظه کنید .

امروز در اینجا خبری خواندم مبنی بر اینکه رئیس جمهور لايحه الحاق يك تبصره به ماده (1) ‏قانون مطبوعات ـ مصوب 1379- كه بنا به پيشنهاد مشترك معاونت حقوقي و امور مجلس رئيس جمهور ‏و وزارتخانه‌هاي دادگستري و فرهنگ و ارشاد اسلامي در جلسه هيئت وزيران با قيد دو فوريت به ‏تصويب رسيده براي طي تشريفات قانوني تقديم مجلس شوراي اسلامي كرد.‏

براساس این لايحه الحاقي خبرگزاري‌هاي داخلي و پايگاه‌هاي اطلاع رساني اينترنتي داخلي از حيث ‏حقوقي ، حمايت‌هاي قانوني (!) و جرائم و مجازات‌ها مشمول قانون مطبوعات مي شوند.‏

جالب آن است که در توضیح دلایل ارائه این لایحه آمده است که لايحه دولت براي گسترش حمايت از ‏خبرنگاران و برخورداري خبرگزاري ها و سايت ها از امتياز هيئت منصفه با قيد دو فوريت از سوي رئيس ‏جمهور تقديم مجلس شوراي اسلامي شد !!‏

filter.jpg

بر اساس مقدمه اين لايحه آمده است از آنجا كه در زمان تدوين و تصويب قانون مطبوعات، رسانه‌هاي ‏مجازي و نشريات الكترونيك به وسعت امروز فعاليت نداشته و خبرگزاري‌ها و پايگاه هاي اطلاع رساني ‏به اين شكل گسترش نيافته بودند، از اين رو قانونگذار حمايت‌هاي قانوني و چگونگي رسيدگي به ‏تخلفات احتمالي اينگونه رسانه‌ها را مورد توجه قرار نداده است ؛ اينك با عنايت به رشد روزافزون اين ‏رسانه‌ها و لزوم تعيين حقوق و حمايت‌هاي قانوني و نيز امور كيفري و نحوه دادرسي مراكزي خبري ياد ‏شده اين لايحه براي مراحل قانوني تقديم مجلس شده است

این لایحه ی دولت از دو جنبه قابل بررسی می باشد . یک جنبه نگران کننده ی و دیگری جنبه امیدوار ‏کنند ه این لایحه . جنبه ی امیدوار کننده این لایحه آن است که رسانه های آن لاین و وب سایت ها در ‏سالهای اخیر در کشور ما از چنان اثر گذاری ای برخوردار شده اند که لزوم بستن و توقیف و محدود ‏کردن آنها روز به روز بیشتر احساس می شود . ‏

به نظر می رسد دولت خدمتگزار پس از آنکه در این روزها ، دیگر روزنامه و مطبوعه ای برا ی توقیف ‏وجود ندارد و چون بستن و توقیف کردن و ... برای خدمتگزاران نهادینه شده است ، این روزها به فکر ‏آن افتاده ان که آن بلایی را که به سر مطبوعات کشور در سالهای گذشته آورده شده است را این بار ‏بر سر رسانه های آن لاین بیاورند . ‏

نکته جالب آنجا است که در مقدمه ی این لایحه تاکید چند باره ای به لزوم تلاش برای گسترش ‏حمایت های قانونی از سایت ها شده و این لایحه را تلاشی برای حمایت از سایت ها معرفی کرده اند ‏‏. حال آنکه قانون حمایت از مطبوعات در طول سالیان گذشته نشان داده است که تنها دستاویزی ‏برای اعدام ( توقیف ) فله ای مطبوعات و به زندان فرستادن روزنامه نگاران و خبرنگاران بوده است و اگر ‏دولت در نظر دارد که وب سایت ها را هم از نعمت چنین حمایت هایی برخوردار کند ، باید نگران آینده ‏بود .‏

در ساختار حکومتی ای که دولت خود را قیم روز و شب و نهان و پنهان مردمان بداند و همواره و به هر ‏طریقی تلاش کند که همه چیز را تحت کنترل خود در آورد ، طبیعی است که گسترش روز افزون وب ‏سایت ها بدون طی مراحل حقوقی برای کسب مجوز ها و تایید صلاحیت ها ،همواره از نگرانی های ‏چنین دولت هایی به شمار می رود . در همین راستا دولت و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ‏گذشته طرحی را ارائه کرد برای ثبت وب سایت ها و شما بخوانید مجوز دار کردن آنها ! طرح عقیم ‏مانده ثبت وب سایت و وبلاگ ها ، خیلی زود نا کارآمدی چنین روش های کنترلی را که با ماهیت ‏فضای آن لاین در تضاد می باشند را به طراحان خود نشان داد .‏

و امروز با ارائه لایحه تازه نشان می دهد که وزارت ارشاد و دولت که از مجوز دار کردن وب سایت ها نا ‏امید شده اند در نظر دارند تا با سنجاق کردن وب سایت ها به قانون مطبوعات هزینه وب سابت ‏نویسی را بالا برده و نویسندگان وب سایت ها را قانونمند روانه زندانها کرده و یا خود سانسوری جاری ‏در مطبوعات را در فضای آن لاین گسترش دهند .‏

اما نکته مهم آن است که این طرح نیز محکوم به شکست خواهد بود . ماهیت رسانه های آن لاین با ‏فضای مطبوعات تفاوت های بنیادینی دارد. اینترنت و فضای آن لاین ، فضایی است که هیچ محدودیت و ‏کنترلی را بر نمی تابد . در ساختار رسانه های آن لاین اگر سایتی با بالاترین مجازات ( فیلتر ) نیز ‏مواجه شوند ، به راحتی و با ساده ترین روش باز هم قابل دسترسی می باشد . ‏

باید توجه داشت که این طرح و امثال این طرح ها که مهمترین هدفش تهدید نویسندگان وب سایت ها و ‏رسانه های آن لاین است تنها سبب می شود که فرهنگ مخفی نویسی و با نام مستعار نویسی ‏گسترش یاید . اگر تا پیش از این نویسندگان با هویت حقیقی خود ، نظرات خود را بیان کرده و حاضر ‏به دفاع از دیدگاه های خود بودند ، زین پس بدون نام و بدون هیچ گونه منطقی از هر آنچه مایل باشند ‏در فضای آن لاین خواهند نوشت .‏

به نظر می رسد پدیده ی اینترنت و رسانه های آن لاین و ... از مهمترین چالش های دولت هایی با ‏مدل دولت ایران است ؛ با همه تلاش های شبانه روزی برای فیلتر کردن و زندان کردن نویسندگان وب ‏سایت ها و ... ، اما همانطور که گفته شد به دلیل ماهیت اینترنت ، اینترنت و رسانه های آن لاین ‏هرگز محدودیت پذیر نمی باشد .‏

August 19, 2007

کودتای بیست و هشت مرداد ؛ پایان یک فرصت طلایی !

امروز سالگرد کودتای بیست و هشت مرداد سال 32 است ؛ پنجاه و چهار سال از هدر ‏رفتن یکی از فرصت های طلایی ملت ایران برای زیستن ایران و ایرانی در فضایی دموکراتیک و فارغ از ‏استبداد های همیشگی در این کشور می گذرد .‏

در تاریخ معاصر ایران به نظر می رسد چهار حرکت ملی و مردمی برای ایجاد تحول و تغییر و برای گسترش جمهوریت و دموکراتیزه کردن حاکمیت وقت می توان مشاهده کرد و به طرز ‏عجیبی هر چهار حرکت به سرنوشت مشابهی دچار گشته اند ؛ انقلاب مشروطه ، دولت ‏ملی مصدق ، انقلاب اسلامی و دوم خرداد سال هفتاد و شش را چهار حرکت جدی مردم ‏ایران برای برقراری دموکراسی و جمهوریت در تاریخ 100 ساله اخیر ایران می دانم که ‏گویی که هر چهار حرکت در آغاز پیمایش راهشان به دلیل تند روی ها و کند روی های همیشگی و خوردن به دیوار سخت سنت تلف ‏گشته اند .‏

از این چهار حرکت جمهوری خواهی تاریخ معاصر ، دولت ملی مصدق و دولت اول خاتمی ، فرآیند ‏هایی کاملا رفرمیستی و اصلاح طلبانه بوده اند و جالب آن است که شباهت های نظیر ‏به نظیر فراوانی بین این دو حرکت می توان پیدا کرد ، گویی آنکه دیوار سنت در طول این ‏پنجاه سال نه تنها فرو نریخته است که گویا چوبهای حائلی هم برای مقابله با هرگونه تحول و دگرگونی در آن برایش ایجاد شده ‏است . ‏

شاید نزدیک ترین نتیجه گیری از تلف شدن این دو حرکت رفرمیستی آن است که ‏جامعه سنت زده ی ما ، ظرفیت تتفس در فضایی دموکراتیک را هرگز نداشته است ، رفتار ما ‏ایرانی ها در قبال دموکراسی های اندک ایجاد شده ، همانند گرسنه ای بوده است که ‏پس از سالها آن را در مقابل سفره رنگین قرار می دهند ؛ یا آنقدر خورده ایم که تلف شده ‏ایم و یا سفره را کلا پس زده ایم و باز هم تلف شده ایم .‏

دولت ملی مصدق و دولت اول اصلاحات – تاکید می کنم دولت اول اصلاحات ، چون من ‏دولت دوم خاتمی را هرگز دولت اصلاحات نمی دانم که اگر دولت اصلاحات بود از دل آن ‏دولت .... - هر دو بیانگر آن بوده اند که ما ایرانی ها هنوز آداب نشستن بر سر سفره ‏دموکراسی را نمی دانیم و برای همین است که معتقدم بجای تلاش برای چیدن دوباره ‏سفره دموکراسی ، باید تلاش کنیم که آداب نشستن بر سر این سفره را گسترش دهیم ‏‏.

فارغ از همه این ابهامات آنچه که مهم است آن است که ما پس از صد سال ، همچنان " مرغ سحر ‏شام تاریک ما را سحر کن " سر می دهیم !‏


‏پی نوشت : پدرم امروز تو این یاداشت کوتاه به نکته های جالبی درباره بیست هشت مرداد اشاره ‏کرده است و آن اینکه تا قبل از انقلاب اسلامی سال 57 ، حاکمیت وقت 28 مرداد را روز قیام ‏ملت ایران می دانست و پس از انقلاب اسلامی ، حاکمیت جدید 28 مرداد را روز کودتا علیه مردم ایران می داند ‏و دیگر آنکه بالاخره معلوم نشد که این مصدق بوده است که به آیت ا... کاشانی پشت ‏کرد و یا اینکه این آیت ا... کاشانی بوده است که با دربار به توافق رسیده و پشت دولت ‏ملی مصدق را خالی کرد ... ! ‏

August 15, 2007

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

این روزها که دوست و غیر دوست با ارعاب و توصیه و خواهش و بیان عواقب نوشتن بعضی یاداشت ها و لینک دادن بعضی سایت های خبری خاص به برخی مطالب این روزانه ها ، من را از نوشتن موارد زیادی و اشاره به نکات خاصی بر حذر می دارند ، خیلی از یاداشت ها را در درون ذهنم می نویسم و همون جا هم پاکشون می کنم .

خطوط قرمزی که از روز اول برای نوشتن توی این روزانه ها ترسیم کرده بودم روز به روز در حال تنگ تر شدن است ! گویی هر چه من از این خطوط عقبتر می روم ، این خطوط قرمز هم به من نزدیکتر می شوند و این چنین است که همین الان می توانم یک لیست بلند بالا از اتفاقاتی که در این مدت اخیر در پیرامون مان افتاده است و من نظری و حرفی در موردشان داشته ام را در اینجا بیاورم که چیزهایی در موردشان توی ذهنم نوشته ام و بعد همانجا هم سانسورشان کردم ... !

بگذریم ؛ امشب که داشتم اخبار ورزشی ساعت 9:30 شب شبکه خبر را می دیدم ، یک دفعه در میان پخش اخبار ، خبرهای ورزشی را به خاطر پخش زنده ی سخنرانی " سید حسن نصر ا... " رهبر حزب ا... لبنان قطع کردند و تا به خودم آمدم دیدم که تصویر سید حسن نصر ا... کل صفحه تلویزیون مان را پر کرده است !

سید را که دیدم به این فکر افتادم که آیا کسی می داند که سید حسن نصر ا... هم جزء خطوط قرمز هست یا نه ... ؟!

اینها عکس هایی از تجمع امشب طرفداران حزب ا... لبنان در بیروت است ؛ تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ...

r2812815342.jpg

r335194647.jpg


پی نوشت : این روزها خبرنگاری در بخش فارسی بنگاه خبرپراکنی بی بی سی شروع به کار کرده است به نام " سیامک قاسمی " !!

در اینجا لازم می دانم اعلام کنم که این فقط یک تشابه اسمی است و اون سیامک قاسمی با این سیامک قاسمی هیچ ربطی به هم ندارند . ما خودمون اینجا به اندازه کافی گرفتاری داریم ...

این هم گزارشی از اون سیامک قاسمی در بی بی سی فارسی !

August 08, 2007

استاد شجریان، افشین قطبی و برکات حاکمیت یکدست

این مطلب را در سایت خبری نوروز هم می توانید ملاحظه کنید .

آیا دلتان برای گروه های فشار و انصار حزب ا... تنگ نشده است ؟ جوانانی با پیراهن های مشکی روی شلوار، محاسن انبوه و سوار بر موتورهای هوندا که از مهمترین نمادهای سالهای آخر دهه هفتاد بودند .

در هر میتینگ و تجمعی و کلا آن روزها در هر جای عمومی ای سایه ای از آنها حضور داشت ؛ عوامل خودسری که تجمع بهم می زدند ، شیشه ی سینما پایین می آوردند و دانشجو قربانی می کردند و هیچ کس هم نمی توانست با خودسری آنها مقابله کند ! اما آیا به این توجه کرده اید که دیگر حضور پر رنگی از آنها را نمی بینیم .

شاید مهمترین دلیل این غیبت کبری آن باشد که جوانان پیراهن مشکی پوش دیروز ، امروز کت و شلوار می پوشند و به جای موتور ، سوار بر ماشین های آخرین مدل شده اند و به جای دانشجو قربانی کردن ، این روزها در موسسات مالی و اعتباری پولهای مردم را قربانی می کنند و همه اینها از برکات حاکمیت یکدست است !

در حاکمیت یکدست یا کاری اصلا آغاز نمی شود ، اما اگر حاکمیت به این نتیجه برسد که آن کار می تواند انجام شود ، دیگر کسی را یارای اعتراض به آن نیست .

در حاکمیت یکدست شیشه ی سینما هرگز شکسته نمی شود ؛ یا فیلمی همچون بلایی که بر سر " سنتوری " آمد هرگز اکران نمی شود و یا اگر اجازه اکران داده شد ، هرگز کسی جرات ندارد به اعتراض شیشه ی سینمایی را پایین آورد!

در جریان کنسرت امسال استاد شجریان ، تا چند ساعت مانده به برگزای کنسرت در شب اول به دلیل مخالفت اداره اماکن نیروی انتظامی کنسرت در شرف لغو شدن بود . اما در حاکمیت یکدست ، آقای صفار هرندی وزیر ارشاد برای آنکه افتخار برگزاری کنسرت استاد شجریان در دوران وزارت ایشان نصیبشان شود ؛ شخصا با فرمانده نیروی انتطامی تماس می گیرند و تاکید می کنند که این کنسرت باید برگزار گردد و کنسرت هم بر گزار می شود .

تنها تصور کنید که در دوران حاکمیت دوگانه این اتفاق می افتاد . یعنی وزیر ارشاد دولت اصلاحات می خواست به فرمانده نیروی انتطامی تاکید کند که برنامه ای برگزار گردد . یقینا ابتدا وزیر ارشاد توسط نیروی انتظامی بازداشت و یا توسط گروهای فشار نواخته می شد و سپس آن کنسرت یا لغو و یا به آتش کشیده می شد .

در حاکمیت یکدست است که " افشین قطبی " که فرزند قطبی آخرین رئیس سازمان رادیو و تلویزیون ملی ایران در دوران شاهنشاهی است و گویا پدرش پسرخاله فرح پهلوی نیز می‏باشد ، به عنوان سرمربیگری تیم پرسپولیس انتخاب می شود و صدای کسی هم در نمی آید .

افشین قطبی که تا پیش از این ممنوع الورود به ایران بوده است و حتی به عنوان مربی تیم کره جنوبی برای بازی با ایران اجازه ورود پیدا نکرد بود با حمایت " حبیب کاشانی " مدیر عامل باشگاه پیروزی که عضو دور دوم شورای شهر تهران و از اعضای جمعیت آبادگران و فرمانده سابق بسیج ناحیه غرب تهران بوده است به عنوان سرمربیگری تیم پرسپولیس انتخاب می شود و تمام کارهای مربوط به پاسپورت و ویزای او هم به سرعت انجام می گیرد و این ها هم از برکات حاکمیت یکدست است .

تصور کنید اگر این اتفاق در زمان حاکمیت دوگانه و دولت اصلاحات رخ می داد ، کفن پوشان قم پیاده مسیر تهران تا قم را سه بار رفت و برگشت پیموده بودند و گروهای فشار استادیوم آزادی را به آتش کشیده بودند !

نمونه ها بسیاری از برکات حاکمیت یکدست وجود دارد و شاید در حاکمیتی غیر از این مدل از حاکمیت اجرای طرح سهمیه بندی بنزین به رویایی می ماند اما در حاکمیت یکدست بنزین را هم جیره بندی می کنند و حتی اعتراض درگوشی هم شنیده نمی شود !

August 05, 2007

مشروطه یکصد و یک ساله شد !

امروز یکصد و یکمین سالگرد انقلاب مشروطه است !‏

مورخان زیادی انقلاب مشروطه را گذرگاه ورود ایران به دنیای مدرن می دانند ! گذرگاهی که به نظر می رسد ‏پس از یکصد و یک سال همچنان اندرخم یک کوچه اش گرفتاریم ! ‏

ایران زمانی با مفاهیمی همچون مجلس ، حکومت پارلمانی و .... آشنا شد که شاید دیگر همسایگان اش در رویای ‏شکار برای فرداهایشان به خواب می رفتند اما امروز پس از یکصد و یک سال ما همچنان در رویاهایمان نقش ‏خیال بر دموکراسی می زنیم و شکارچیان دیروز ، امروز با دموکراسی زندگی می کنند .

یکصد و یک سال تندروی و کند روی ، یکصد و یک سال جزم اندیشی و کوته نگری و یکصد و یک سال .... ما ‏را از آنچه که می توانست فردایی بهتر را برایمان به ارمغان بیاورد محروم ساخت .‏

July 17, 2007

پوپوليسم وآسیب شناسی آن در جامعه ایران

هفته نامه شهروند امروز در آخرین شماره خود ، گفتگویی بسیار مهم و تحلیلی درباره پوپولیست و آسیب شناسی آن در جامعه ایران با دکتر حسین قاضیان داشته است .

مطالعه ی این گفتگو را به همه کسانی که علاقمند هستند تا با ساختارهای پوپولیستی در جامعه ایران و آسیب شناسی دولتمردان پوپولیست حاکم در ایران بهتر و عمیقتر آشنا شوند ، به شدت پیشنهاد می کنم !

.....

در ادبيات پوپوليست‌ها به كرات از بيگانه و غيرخودي نام برده مي‌شود و نخبگان و منتقدان با اين عنوان از ميدان رانده مي‌شوند. بله ! از آنجا که واقعیت زندگی اجتماعی معاصر پر است از تفاوت و تنوع، سرپوش گذاشتن مستمر بر این تفاوت‌ها و تنوع‌ها هم ممکن نیست. پوپولیست‌ها ناچار می‌شوند ریشه آن را به بیرون از مرزهای مردم یا جامعه «خودی» منتقل کنند؛ و آن همان جایی است که «دشمن» ایستاده است. این دشمن گاهی در لباس «بیگانگان» به صحنه فرستاده می‌شود، گاهی در جامه «نفوذی‌ها» یا «باندهای فاسد» یا «بدخواهان» و قس‌علی‌هذا. در هر حال این دشمنان آنقدر مبهم هستند که هر کس از ظن خود مصداقی برای آن بتراشد.

اما کار این دشمنان چیست ؟ این دشمنان پیوسته در حال توطئه علیه مردم و ملت‌اند. پس پوپولیسم ناچار همواره به اسلحه «نظریه توطئه» محتاج است. باید دشمنان مفروض و مقدری را نشانه برود که از بام تا شام در کار توطئه‌چینی علیه مردم‌اند. زیرا با توسل به همین دشمنان و توطئه‌هایشان است که امکان سرکوب مشروع و نامشروع مخالفان هم ممکن می‌شود.....

.....

برای بسیاری از مردم، احمدی‌نژاد در انتخابات سوم تیر همان قدر نو به نظر می‌آمد که خاتمی در دوم خرداد. و از جنبه‌ای مهمتر، رقیب احمدی‌نژاد (در دور دوم) انتخابات نهم همان قدر تکراری و تجربه شده و رماننده بود که رقیبان خاتمی در انتخابات هفتم. در انتخابات 1376 هم هر چه بیشتر به دوم خرداد نزدیک می‌شدیم شور امواج پوپولیسم بیشتر بالا می‌گرفت و در دوم خرداد از روی همه عبور کرد و رسوباتش به شکل انتظاراتی از یک منجی بر جای ماند. با این اوصاف آن 12 میلیون نفری که در دور دوم به احمدی‌نژاد روی آوردند بر همان موج روانشناسی سیاسی- اجتماعی سوار بودند که مقتضای وضعیت پوپولیسم است....

متن کامل این گفتگو را از اینجا بخوانید !

July 16, 2007

آقای خزعلی ! به ایرانی بودنتان شک دارم !

آقای خزعلی دیروز در جایی گفته اند که امیدوارم عید غدیر روزی جای نوروز را بگیرد ! وی در ادامه با مقایسه پیام های ‏تبریک عید نوروز با عید غدیر ، گفته اند اگر یک سوم پیام های تبریک نوروز برای عید غدیر بود من بسیار خوشحال می شدم !

در بررسی سخنان آقای خزعلی بیان دو نکته ضروری به نظر می رسد :‏

‏1- لزوم توجه به سن بازنشستگی در بین علمای ما ضروی به نظر می رسد . متاسفانه مدت زیادی است که آقای خزعلی ‏که من تصور می کنم از هم دوره ها و دوستان آیت ا... کاشانی در کودتای 28 مرداد در سال 32 بوده اند (!)، به دلیل ‏کهولت سن سخنانی می گویند که پس از آن یاران و نزدیکان ایشان مجبور می شوند که چندین سطل ماست تهیه کنند ‏و به ماستمالی آنها بپردازند !‏

از نشانه های کهولت سن ایشان همین بس که تصور کنید ایشان به دلیل کهولت سن از نهادی همچون شورای نگهبان ‏که میانگین سنی اعضای آن تقریبا سه رقمی می باشد بازنشسته شده اند !‏

‏2- 27 سال است که آقای خزعلی و امثال آقای خزعلی همه تلاش خود را کرده اند که همه نشانه های ایرانی بودن را از ‏این سرزمین بزدایند ! من نمی دانم که این آقای خزعلی کجا زاده شده و چرا چنین عنادی با سرزمین مادریشان ‏دارند ، اما تصور نمی کنم چنین انسانی در جایی از دنیا حضور داشته باشند که این چنین تیشه به ریشه ی نمادهای سرزمینی ‏و ملی خود زده باشند .‏

آقای خزعلی ! مطمئن باشید که نوروز را هرگز نمی توانید نابود کنید ؛ گر بنا به نابودی است در بلند مدت آن نمادهایی نابود می شوند که در ‏مقابل نوروز قرار خواهد گرفت . من نمی دانم شما و امثال شما با چه هدفی نمادهای ملی و مذهبی را در مقابل ‏یکدیگر قرار دارید اما امیدوارم که بدانید که این تقابل مردابی است که اگر نمادهای ملی را در راستای نابودی به درون خود ‏بکشد ، نمادهای مذهبی را هم به درون خود خواهد کشید . این تفکران شما برای نابودی همه نمادهای ایرانی بودن در ‏این 27 سال ، بیش از آنکه به نمادهای ملی لطمه زده باشد ، خود می دانید که نمادهای مذهبی را به محاق کشانده است ‏‏.‏

در همین زمینه :

اميدواريم روزي غدير جاي نوروز را بگيرد - شرق

July 14, 2007

مشاور احمدی نژاد : احمدی نژاد صفارهرندی را تحمل می کند !

جواد شمقدری مشاور هنری رئیس جمهور و مرد نق نقوی سینمای ایران که در پرونده سینمایی اش بیشتر از این که ‏فیلم بسازد ، حرف های تخیلی زده و به اهالی سینما و به سینمای ایران فحش داده است ، امروز در یک برنامه تلویزیونی ‏و در اظهار نظری عجیب اعلام کرد که رئیس جمهوری ، وزیر ارشاد را تحمل می کند !‏

جواد شمقدری امروز در برنامه تلویزیونی " مردم ایران سلام " در مصاحبه ای نسبتا مفصل به قول خود به بیان آسیب ‏شناسی سینمای ایران پرداخت و با بیان بحرانی بودن وضعیت سینمای ایران به ارائه راه کارهای تخیلی خود پرداخت !‏

وی در جواب سوالی مبنی بر دلایل عدم ساخت فیلم از جانب وی در این سالها با ذکر مافیایی بودن سینمای ایران و ‏اینکه در این سینما از جانب اهالی سینما به وی اجازه فعالیت داده نمی شود ، سه راه کار برای برون رفت سینمای ‏ایران از بحران ارائه داد : 1- نیاز به قهرمان پروری در سینمای ایران ( اشاره ایشان به فیلم مردعنکبوتی ) 2- بالا ‏رفتن تکنیک در سینما .3- لزوم اشاره به ارزشها و شعارهای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در فیلم های ایرانی ! ( به ‏عنوان مثال ساخت فیلم درباره جنگ 33 روز حزب ا.. لبنان با اسرائیل ) ‏

برای سینمای ایران متاسف هستم که مشاور هنری رئیس جمهوری اش انسانی سراسر کینه و عقده نسبت به سینمای ‏ایران است و ضعف و بی هنری خود را با آسمان و ریسمان بافتن و لجنزار دانستن سینمای ایران توجیح می کند .‏

مشاور هنری رئیس جمهور ایران که مهم ترین اثر هنری اش ساخت فیلم تبلیغاتی احمدی نژاد در انتخابات گذشته است ‏و احتمالا به جای پرداخت دستمزد ، به عنوان مشاوره هنری انتخاب شده است در جواب سوالی که شما که در این دو ‏سال حکومت را در دست داشتید برای نزدیک شدن به شعارهای خود چه کرده اید گفت :‏

سیاست گذاری و تصمیم سازی برای سینمای ایران در معاونت سینمایی وزارت ارشاد انجام می شود و متاسفانه راه کار ‏های ارائه شده در این معاونت با سیاست های رئیس جمهور در تضاد است ! ‏

وی در جواب سوالی مبنی بر اینکه مگر امکان دارد که وزیر ارشاد به گفته ها و سیاست های رئیس جمهور توجه نکند ‏گفت : جریان اختلافات رئیس جمهور با صفار هرندی ، مانند اختلافات موجود در زندگی های زناشویی است ، دو نفر در زندگی زناشویی ممکن است به این نتیجه ‏برسند که نمی توانند به زندگی مشترکشان ادامه دهند ، اما برای جدایی به زمان بیشتری نیاز دارند و در این زمان ‏همدگیر را تحمل می کنند ! در شرایط کنونی نیز رئیس جمهور وزیر ارشاد را تحمل می کند ! ‏

بیان این نکته که احمدی نژاد ، صفار هرندی را تحمل می کند بیانگر همان نکته ای هست که بارها گفته شده است ، ‏هنگامی که وزیر یک رئیس جمهور از خود رئیس جمهور مهمتر و بزرگتر باشد ، رئیس جمهور امکان اعتراض و تغییر ‏آن وزیر را نخواهد داشت ! به واقع صفارهرندی را احمدی نژاد نیاورده است که وی بخواهد و بتواند برکنارش کند و این ‏است سرنوشت دولتی که هر چه در آن کوتاه تر باشی ماندگارتری !‏

نکته پایان اینکه در حالی صفار هرندی سردبیر سابق روزنامه ‏کیهان و وزیر ارشاد کنونی که اعمال سیاستهای سانسور و فیلترینگ از جانب او فرهنگ و هنر ایران را فلج کرده است به دلیل آنچه که ادامه روشهای دولت های گذشته نامیده می شود از سوی آقای احمدی نژاد تحمل می شود که ‏فقط روزی را تصور کنید که آقای رئیس جمهور برای رسیدن به آرمانهای خود شخصی مانند جواد شمقدری را با آرمانهای تخیلی اش به عنوان ‏سکاندار فرهنگ و ارشاد ایران برگزیند ! ‏
‏فاتحه مع الصلوات !

July 04, 2007

لغوامتیاز مشارکت ، توقیف هم میهن؛ پیامی روشن درباره نتایج انتخابات آینده !

در حالی که کمتر از بیست و چهار ساعت از لغو امتیاز روزنامه مشارکت ، ارگان رسمی جبهه مشارکت ایران اسلامی که سالها در توقیف موقت بود می گذرد ، روزنامه هم میهن نیز امروز توقیف شد !

لغو امتیاز مشارکت و توقیف هم میهن در کمتر از بیست و چهار ساعت پیام بسیار روشنی برای جریان اصلاحات و گروه های اصلاح طلبی درون کشور درباره تحولات سیاسی ماههای آینده ایران دارد .

آنهایی که " سیاست ورزی " را بهترین گزینه در تحولات سیاسی ایران می دانند و در تمامی مناقشات سیاسی با هر گام به جلوی گروه ها و نیروهای حامی دولت ، مجبور به برداشت گامی به عقب می شدند ، امروز پیام آشکار استراتژی در پیش گرفته شده نیروهای درون حاکمیت برای انتخابات هشتمین دوره مجلس را به خوبی دریافت کردند .

متاسفانه تمامی شواهد امر حاکی از آن است که نیروهای درون حاکمیت و حامیان جریان حاکم ، شمشیرها را برای شرکت در انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی از رو بسته اند و امکان ایجاد حتی شرایط حداقلی نیز برای انتخابات سال جاری محتمل به نظر نمی رسد .

شاید خواب راننده تاکسی ای که به یکی از نزدیکان آقای جنتی – دبیر شورای نگهبان - گفته بود که مادرش در خواب به او گفته است که باید در انتخابات به احمدی نژاد رای بدهد ، دیروز و امروز با توقیف روزنامه " غلامحسین کرباسچی " دبیر کل حزب کارگزاران سازندگی و لغو امتیاز روزنامه " محمد رضا خاتمی " دبیر کل سابق جبهه مشارکت اسلامی تعبیر شد .

و با ادامه این روند ، رد صلاحیت های گسترده کاندیداهای انتخابات مجلس هشتم و تشکیک در برگزاری سلامت انتخابات آینده تقریبا بدیهی به نظر می رسد و شاید جریان و گروه های اصلاح طلبانی که همچنان به ادامه روند سیاست ورزی و یا همان سیاست لرزی اعتقاد دارند از هم اکنون باید خود را برای برداشت گامهای لرزان بیشتر به عقب آماده کنند !

اما جالب آنجاست که این روزها شنیده ام که گروهایی از اصلاح طلبان برای بازگشت به قدرت در تلاش ائتلاف حتی با آقای شاهرودی رئیس قوه قضایه برای انتخابان مجلس هشتم هستند ! من حقیقتا نمی دانم که از اصلاح طلبی چه چیزی باقی مانده است اما تنها این را باید گفت بعضی از دوستان اصلاح طلب چنان دوری از قدرت برایشان سخت شده است که حاضرهستند با هر ترفند و با هر ائتلافی تنها خود را به قدرت بازگردانند . اما این دوستان فراموش کرده اند که مردم اگر زمانی به اصلاح طلبان روی خوش نشان دادن تنها برای آن بود که برنامه و دیدگاه های آن روز آنها را نزدیک تر به اهداف و ایده آل های خود و نزدیکترین راه برای رهایی از شرایط موجود خود می دانستند و گرنه امروز مردم ، اصلاح طلبان را همچون شیر بی یال و دم و اشکمی می دانند که از رفرمیسم و اصلاح طلبی تنها نام آن را یدک می کشند !

June 30, 2007

توجیهاتی بدتر از گناه ! ( نقدی بر جوابیه زنستان )

یاداشت " تمسخر و توهین به مردان یا دفاع از حقوق زنان ؟ " همانطور که انتظار می رفت با حاشیه ها و نقطه نظرات بسیاری مواجه شد تا آنجا که امروز نشریه زنستان جوابیه ای را به قلم کسی که تصور می کنم طراح این تصویر باشد در دفاع از طرح صفحه اول و نقد جریان مردسالار حاکم و ... منتشر کرد !

من حقیقتا وقتی جوابیه را خواندم تا مدت ها فقط حسرت می خوردم از این توانایی بالا در استدلال و از بیان این همه دلایل بسیار قوی !! جوابیه زنستان یاداشتی است پر از خشم ، احساس ، بیراهه گویی و آسمان و ریسمان به هم بافتن که از موقعیت پست و غیر انسانی انسان ها و مشاهده کودکان گرسنه در آفریقا، زنان و کودکان جنگ های دوردست ها تا معادلات قدرت حاکم در رابطه " سوژه ی بیننده و فاعل" و" ابژه " و .... در آن دیده می شود !

ادامه " توجیهاتی بدتر از گناه ! ( نقدی بر جوابیه زنستان )" »

June 28, 2007

سهمیه بندی بنزین : سزارین در شش ماهگی !

آقای حدادعادل رئیس مجلس شورای اسلامی امروز در مصاحبه با خبرنگاران با تشبیه آغاز طرح سهمیه بندی بنزین به تولد یک نوزاد گفته اند : با هر نوزادي كه متولد مي‌شود مقداري چرك و خون به دنبالش به دنيا اضافه مي‌شود. اجراي سهميه‌بندي بنزين نيز تولد يك نوزاد است و بايد مقدمش را گرامي داشت و انتظار معقولي است كه به همراه آن چرك و خون نيز به وجود بيايد!

اما آقای حداد عادل ! با آنکه همه کارشناسان این موضوع را تایید می کنند که قیمت بنزین در ایران بسیار ارزان است و حتما نیاز به این امر بوده و هست که قیمت آن به قیمت بازار های جهانی نزدیک شود اما مشکل آنجا است که سیاستهای در پیش گرفته شده به جای آنکه نوزاد مورد اشاره شما را پس از نه ماه به روش طبیعی به دنیا آورد ، نوزاد را به شکلی نارس و عقب مانده و در شش ماهگی و آنهم با روش سزارین به دنیا آورده است و برای همین ، خون و چرک حاصل از این تولد فراتر از مقدار طبیعی آن به نظر رسیده و نوزاد به دنیا آمده نیز عقب مانده و نارس است .

آیا بهتر نبود بجای این تصمیم دفعی که اثرات فراوانی را بر جامعه می گذارد در یک فرایند چند ساله و پلکانی و با افزایش تدریجی نرخ بنزین ، اجازه می دادیم که این نوزاد در شرایطی کاملا مطلوب و به روش طبیعی به دنیا آید ؟

June 19, 2007

مهرورزی برای همه ایران

در سفری که چند ماه قبل به جنوب استان سیستان و بلوچستان داشتم ، آنچه را که آنجا دیدم جز افسوس چیزی نبود ‏‏!‏

مردمانی که با افتخار و غرور خود را ایرانی می دانستند و خاکشان را قسمتی جدایی ناپذیر از ایران می دانستند ، ‏و با آنکه از ایران تنها محرومیت و فقرش نصیبشان شده است ولی با همه ی این شرایط ، باز همچنان با تعصب ‏عجیبی از هویت ملی حودشان دفاع می کردند !‏

در این روزها که شنیدم و خواندم که طوفان گونو ، مصائب سختی را برایشان پدید آورده است و تنها به این می ‏اندیشم که مردمانی که سالهای متمادی از عمرشان را با محرومیت فراوان گذرانده اند ، امروز پس از این طوفان ‏دیگر چه بلایی بر سرشار می آید !‏

_Media_8603_ImageReports_8603180272_11_8603180272_L6001.jpg

عمیقا متاسفم که اگر حتی در کشوری در آمریکایی جنوبی سیلی بیاید ، رسانه ها و کمیته های رنگارنگ و دولت ‏مهرورز با همه وجود به کمکشان می شتابد اما امروز در گوشه ای از خاک این سرزمین فجایع بهداشتی و انسانی به وقوع پیوسته است و گویی کسی را گوش شنیدن و چشم دیدن وجود ندارد !‏

در روزهای گذشته تنها 30 درصد مردم این مناطق به آب آشامیدنی دسترسی داشتند وهمه راههاي زميني مناطق طوفان ‏زده بسته شده بود و خطر بیماری های واگیر دار مانند وبا و مالاریا به شدت مردمان مظلوم منطقه را تهدید می کرد و ‏در این میان دولت و رسانه های ما رویاهای خود را به آسمان می بافتند !‏

گویی عدالت دولت عدالت محور در پیچ و خم های مسیر تهران تا جنوب شرقی کشور به کوه خورده است و ‏در حالی که در مرکز کشور هر روزه شعار دستیابی به انواع دانش های بشری را می شنویم، مردمان خودمان تنها به ‏دلیل دور بودن از مرکز و شاید به دلیل تفاوت در مذهب حتی به آب آشامیدنی نیز دسترسی ندشته اند !‏

_Media_8603_ImageReports_8603190624_1_8603190624_L6002.jpg

به مردم خونگرم چابهار ، به ماهیگیران خلیج گواتر، به کوهای مریخی مسیر گواتر و به محرومیتشان فکر می ‏کنم و از همه تان می خواهم که به فکرشان باشد و اگر کاری می توانید برایشان انجام دهید ، دریغ نکنید !‏

در همین زمینه :

بنی آدم اعضای یکدیگرند - دکتر کریم ارغنده پور

June 14, 2007

تورم

دیروز با دوستی صحبت می کرد که پدرش توی کار ساخت و ساز آپارتمان است . بهم می گفت که می دونی قیمت آجر از بعد ازعید امسال از دونه ای 12 تومان الان رسیده به دونه ای نزدیک به 100 تومان !!

یکی از دلایلی هم که این دوست من برای این افزایش عجیب قیمت اعلام می کرد این بود که پس از اخراج کارگران افغانی از ایران ، کارگر ایرانی حتی با روزی بیست هزار تومان هم حاضر نیستند در کوره پز خانه های آجر پزی کارکنند !

با دانش چهارم دبستان و با یه ضرب و تقسیم می شه گفت که قیمت آجر توی این سه ماه بیش 300% افزایش قیمت داشته است ! من تصور می کنم در زمینه نرخ رشد تورم شاید تنها کشورهایی مانند زیمبابوه و ماداگاسکار بتوانند رکوردهای دست نیافتنی ما را تهدید کنند !

به دوستان و عزیزانی که نعمت خانه دار شدن تا کنون نصیبشان نشده است و یک سرمایه قلمبه هم در گوشه ای ندارند ، اعلام می کنم که با این شرایط رویای صاحب خانه شدنشان انشاا... در سرای باقی به حقیقت خواهد پیوست ! آمین !

June 09, 2007

شما چه فکر می کنید ؟

دوست گرامی سمیه توحید لو با بیان آنچه که امروز به شکلهای گوناگونی بر ما می رود و با نگرانی از آینده وهم آلود پیشرو ، سوالاتی را درباره چرایی آنچه بر ما گذشته است و چگونگی مواجهه با آنچه که در پیشروی ما قرار دارد مطرح کرده است . پر واضح است که برای بیان دیدگاهها در این زمینه های مهم ساعتها زمان نیاز است و هفتاد من مثنوی !

اما آنچه را که برای شروع به نظر من می آید :

1- بررسی رفتارها و تحولات سیاسی سالهای اخیر به ویژه از دو خرداد 76 به بعد نشان می دهد که در زمینه حضور جامعه ما در عرصه های سیاسی به ویژه در انتخابات ها ، رفتار جامعه ایران بیشتر از آنکه مبتنی بر رفتارهای کنشی باشد ، رفتاری واکنشی است ! من این الگو را برای هر دو انتخابات دو خرداد و سه تیر یکسان می دانم ؛ در دو خرداد اجماع در برابر کسی که او را نماینده حاکمیت به معنای عام می دانستند و سه تیر اجماع در برابر کسی که جامعه ما همواره با نگاه دایی جان ناپلئونی خود همه تحولات سیاسی پشت پرده ایران را ناشی از چشمان لوچ او می داند و این نگاه و حضور طولانی مدت او در هرم قدرت سیاسی ایران از او چهره ای غیرمحبوب در جامعه ساخته است . حتی با نگاهی به روند انقلاب 57 نیز می توان این نتیجه را گرفت که جامعه ما همواره رفتارهای واکنشی داشته است و به بیان دیگر همواره می دانسته است که چه چیز نمی خواهد، اما کمتر تعریف درستی از آنچه را که می خواهد داشته است ....

2- باز هم می گویم که در تحلیل های سیاسی جامعه و بویژه در انتخابات ها به شدت باید به روی رفتارهای توده و عامه مردم توجه کرد . می دانیم که در هرم جمعیتی ایران ، چیزی در حدود نیمی از مردم ما به دلایل بسیار گوناگون دچار سندروم همیشه رای دادن هستند ... !

ادامه "شما چه فکر می کنید ؟" »

June 07, 2007

اشکها و لبخندها

این عکس در حاشیه مراسم ارتحال امام توسط آرش خاموشی عکاس خبرگزاری ایسنا گرفته شده است !

isnaa.jpg

June 06, 2007

احمدی نژادیسم !

آیا اگر فردا صبح که از خواب بیدار شدید از رسانه ها بشنوید که دولت اعلام کرده است که حکوت جمهوری اسلامی به حکومت لیبرال دموکرات و یا جمهوری سوسیالیستی تغییر هویت داده است تعجب می کنید ؟!

این روزها آنچه که در جامعه ما به ویژه در هرم مدیریتی جامعه در بخش های گوناگون به عنوان اپیدمی مدیریتی باب شده است ، تفکر و مدلی است که من از آن به عنوان مکتب احمدی نژادیسم نام می برم !

احمدی نژادیسم مکتبی است که در آن تصمیمات مهم و حیاتی و دگرگون کننده هویت ، اقتصاد ، سیاست و ورزش یک شبه گرفته می شود و اجرا می گردد و در نهایت اگر آن تصمیم باعث ضرر و زیان هم شود ، علت آن ضرر و زیان به هزار آسمان و ریسمان بافته می شود .

در دولتی که یک شبه اعلام می گردد سازمان مدیریت و برنامه ریزی باید برچیده شود ، در دولتی که یک شبه اعلام می شود که نرخ سود تسهبلات بانکی باید 12 درصد باشد ، در دولتی که یک شبه اعلام می شود سهمیه بندی بنزین از فردا اعمال می شود ، در دولتی که یک شبه همه مدیران یکی از قدیمی ترین شرکتهای بیمه کشور از کار برکنار می شوند ، در دولتی که یک شبه اعلام می شود اسرائیل باید از نقشه جغرافیای جهان حذف شود و ... دیگر نباید از تصمیمات یک شبه دولت تعجب کرد . همه اینها نشان دهنده ی سیاست یا عدم سیاستی است که جامعه را در شرایط عدم ثبات کامل قرار داده است و آنچه که امروز به عنوان گهر نایاب تصمیمات حکومتی در ایران است ثبات در تصمیمات است

احمدی نژادیسم مکتبی است که در آن با شعار انجام کارهای انقلابی و برای ایجاد تحول در سیستم های مدیریتی کشور تصمیماتی اتخاذ می شود که حتی یک برگ کار کارشناسی و مطالعاتی برای آنها وجود ندارد و تنها چیزی که از آنها نصیب مردم می شود ، ضرر و خسران فراوان مالی و روانی خواهد بود ! حقیقتا آیا به این اندیشیده اید که ثبات به معنای عام آن در این شرایط جامعه ما چه معنایی دارد و شما حداکثر تا چه زمانی در آینده را می توانید برای خودتان برنامه ریزی کنید ؟ آ

و این موج احمدی نژادیسم امروز از مرزهای دولت فراتر رفته است و به دیگر نهاد های حکومتی نیز سرایت کرده است . آخرین نمونه آن تصمیم تازه نیروی انتظامی است که اعلام کرده است که راستای سیاست های اصل 44 برای توسعه خصوصی سازی ، این نیرو قصد دارد که باشگاه فرهنگی ورزشی پاس را با قدمت چهل و چند ساله یک شبه منحل کرده و به استانداری همدان منتقل کنند و نام شهدای الوند را برای باشگاه جدید انتخاب کرده اند !!

حالا اینکه باشگاه ریشه داری مانند پاس که چندین نسل از بزرگان ورزش ایران در آن فعالیت داشته اند ، مگر ارث اجدادی فرماندهان و مدیران نیروی انتظامی است که به این شکل و یک شبه تصمیم به انحلال و واگذاری امتیازش به یک نهاد دولتی مانند استانداری همدان می گیرند ، ا... العلم !

و جالبتر آنکه من هر چقدر در این روزها به این موضوع اندیشیده ام که استانداری همدان چه نسبتی با بخش خصوصی دارد که اعلام می شود در راستای سیاست های خصوصی سازی باشگاه پاس به استانداری همدان منتقل شده است ، به جایی نرسیدم و دسته آخر به این نتیجه رسیده ام که شاید دولت در یکی از تصمیمات یک شبه ی خود و راستای سیاست های خصوصی سازی ، وزارت کشور و استانداری ها را هم به بخش خصوصی واگذار کرده است .

May 29, 2007

حکایتی درباره ظلم پذیری ما

این مطلب را دیروز دوستی برای من ایمیل کرد و از من خواست در صورت تمایل در اینجا روایتش کنم !‏

*****

‎دیروز در رادیو‎ ‎، مصاحبه ای پخش می شد راجع به طرح مبازره با بدحجابی مردان و زنان ! همه مصاحبه ‏شوندگان موافق بودند و حمایت می کردند. تا بالاخره نوبت مردی رسید که در این جریانات گرفتار آمده بود و ‏به جرم بدحجابی ماشینش برای چند روز توقیف بود ! (و برای گرفتن خلافی و پرداخت جریمه ها و اجاره ‏پارکینگ و ... به نیروس انتظامی مراجعه کرده بود ). وی در مصاحبه با خبرنگار تنها جمله ای که گفت این ‏بود که " لطفاً کاری کنید که ماشین ها را بتوان زودتر بازپس گرفت. چون ما ماشین ها را احتیاج داریم"!

یاد حکایتی قدیمی افتادم اندر باب ظلم پذیری مردم ما که (یکی از روایتهای) آن را اینجا با کمی سانسور ‏بازگو می کنم

می گویند در روزگارهای قدیم، شاهی بود که وزیر دانشمندی داشت. هزینه دربار زیاد بود و وزیر پیشنهاد ‏افزایش مالیاتها را داد. شاه می ترسید که چنین کاری موجب اعتراض مردم شود. اما وزیر معتقد بود که ‏مردم اهل اعتراض نیستند. برای اثبات ادعا آزمایشی ترتیب داده شد.

گفتند هرکس که از دروازه های شهر عبور می کند ، باید یک سکه طلا پرداخت کند.
خبری نشد. مردم می پرداختند و می رفتند.
تعداد سکه ها را به دو سکه، سه سکه و در نهایت ده سکه افزایش دادند.
خبری نشد. مردم همچنان می پرداختند و میرفتند.

تصمیم گرفتند آزمایش را تغییر دهند. گفتند کسانی بر دروازه بایستند و هر کسی که از دروازه می گذشت، ‏یک بار مورد تجاوز قرار بگیرد.
شاه و وزیر منتظر نتیجه بودند اما باز هم صدای اعتراضی بلند نشد. تا این که سربازان روزی گفتند: ‏اعلیحضرتا! مردی به شکایت آمده است! شاه و وزیر با هیجان گفتند مرد را بیاورید. مرد آمد. با لکنت و ‏سختی گفت:

‏" اعلللی حضرتتتتا! خواستم تقاضا کننننم تعداد تجاوز کنندگان در ددددروازه ها را افزایش ددددهید تا مردم ‏اینگوننننننه در صفهای طویللللللل ناسیتندددد"!‏

‏*****
راست می گویند که افسانه های هر ملتی از واقعیت های تاریخی آن ملت واقعی ترند! ‏

May 22, 2007

از امروز با نوروز ‏

از امروز و در دهمین سالگرد دوم خرداد ، پایگاه اطلاع رسانی نوروز آغاز به کار کرده است . ‏

ورود نوروز را به جامعه ی اطلاع رسانی مجازی به فال نیک می گیرم و صمیمانه این آغاز را به دوست عزیزم حنیف ‏مزروعی سردبیر این پایگاه اطلاع رسانی تبریک می گویم که من خود شاهد تلاش های فراوان او در هفته های اخیر برای راه ‏اندازی این پایگاه در سالگرد دوم خرداد بوده ام .

May 21, 2007

وبلاگ نویسی هرگز مصادره نمی شود !

سیاست کلان حاکمیت در ایران برای مقابله با هر پدیده و یا نظریه ی اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی تازه و نویی که با ریشه های تفکر محافظه کاری سازگاری ندارد همواره شامل دو فاز بوده است که در صورت عدم موفقیت در فاز اول ، فاز دوم آغاز به کار می کند . .

1- فاز انکار : در فاز اول تلاش می شود که آن پدیده و یا نظریه تازه به طور کامل بایکوت شود و یا به قولی اصلا دیده نشود ؛ یعنی تلاش همه جانبه در جهت انکار حتی وجود چنین رفتار یا پدیده ای . و در این راه از تمام ابزار های رسانه ای موجود استفاده می شود تا به کلی موجودیت آن پدیده تازه انکار شود

2- فاز استحاله : آن هنگام که با همه تلاش ها و برنامه ریزی ها دایره توجهات به این پدیده ها از حد قابل توجهی می گذرد و به قولی دیگر آنقدر " اظهر من الشمس " می شد که امکان انکارش وجود ندارد ، تلاش جدیدی شروع می شود در جهت استحاله تمام عیار آن پدیده و مصادره کردن و لوس کردن آن تا با چسباندن لوگوی حکومتی به آن بازار توجهات به آن پدیده را از سکه بیندازند .

نمونه های فراوانی برای این نوع برخورد وجود دارد . در میان به عنوان مثال می توان از تفکر اصلاح طلبی ، رفرمیسم و جبهه اصلاحات نام برد که در ابتدای پیدایش و در سالهای متمادی حتی وجود چنین تفکر و جبهه ای حتی دربخش هایی از حاکمیت ، از جانب رسانه های رسمی حکومت کاملا انکار می شد و آن هنگام که دیده شد موج اصلاحات فراتر از آن است که قابل انکار باشد ، فاز دوم برخورد آغاز شده و تلاش شد که این واژه و تفکر استحاله شود . آن هنگام بود که هر گروهی با محافظه کارترین تفکرات واژه اصلاحات را به خود چسباندند و از دل آنها گروهایی همچون اصولگرایان اصلاح طلب ، اصلاح طلبان اصولگرا و ... به بار نشست و تا آنجا پیش رفت که گفته شد که : اصولگرایی که اصلاح طلب نباشد ، اصولگرا نیست !!

و نمونه بارز دیگر برخور و واکنش حاکمیت در برابر پدیده های رسانه های آن لاین و وبلاگ نویسی است . آن زمان که این پدیده در ایران پا گرفت تلاش فراوانی شد که این پدیده از ریشه انکار و حتی نابود شود و اینترنت و وبلاگ نویسی همردیف با فحشا دیده شد و آن هنگام که وبلاگ نویسی در جامعه آنچنان گسترش یافت که دیگر قابل انکار نبود ، فاز دوم آغاز شد و تلاش شد که وبلاگ نویسی را هم به رسانه ای حکومتی تبدیل کنند ؛ انجمن وبلاگ نویسان مسلمان آغاز به کار کرد و هر نهاد حکومتی شروع به وبلاگ نویسی و اشاعه فرهنگ وبلاگ نویسی کرد ؛ باشگاه وبلاگ نویسان تهران تاسیس شد و هر روز از دل حوزه های علمیه وبلاگ تازه ای تاسیس شد .

این گسترش را به فال نیک می گیرم اما تنها این را می گویم که شاید بتوان جریان رفرمیسم و اصلاح طلبی را به خاطر جنس حاکمیتی آن در برهه ای از زمان استحاله کرد ، اما جریان آزاد وبلاگ نویسی در ایران را با توجه به خصوصیات ذاتی این پدیده از جمله مستقل بودن آن از تمام نهاد های حکومتی ، هرگز نمی توان استحاله کرد و این چنین است که در نخستین جشنواره رسانه های دیجیتال و چند رسانه ای که از سوی وزارت ارشاد برگزار شد ، تنها وبلاگ هایی شرکت کردند که تاریخ مصرف دارند و از جنس حکومت بوده اند و شمار مخاطبین شان در بین مخاطبین آن لاین شاید از چند صد نفر در مجموع بیشتر نباشد .

May 16, 2007

سونامی گرانی در راه است !

این روزها که ماجراهای توزیع کارت هوشمند سوخت و تعیین قیمت بنزین و گازوئیل و ... نقل هر محفلی شده ‏است ، آنچه که برای مردم عامه مانده است بلاتکیفی محض است .‏

در اینکه قیمت بنزین در ایران به شدت ارزان است و این مساله هم مصرف بی رویه بنزین را سبب می شود ‏و هم باعث قاچاق حجم قابل توجه ای از این کالای استراتژیک در استانهای مرزی ما به کشور های همسایه می ‏شود ، تصور نمی کنم شکی وجود داشته باشد اما قصه آنجا آغاز می شود که گران کردن سوخت شرایط و زیر ‏ساخت هایی نیاز دارد که جامعه ی ما به کلی از آنها دور است .‏

زیر ساخت های حمل و نقل عمومی ما در حد صفر است ؛ با مترویی که داخل شدن به ایستگاه های آن به اختیار ‏خود است و خارج شدن از آن به اختیار موج جمعیت ، با اتوبوس هایی که بیشتر به سوناهای خشک شباهت دارد ‏و ... دیگر رمقی برای استفاده از سیستم های حمل و تقل نمی ماند ‏

اما در این میان و با همه این احوال ، ناتوانی دولت در سیستم توزیع کارت سوخت و ضعف در تجهیز پمپ بنزین ‏ها ، بلاتکیفی مردم در این میان و بالا و پایین کردن پی در پی قیمت گازوئیل و پاس کاری تعیین قیمت بنزین بین ‏دولت و مجلس همه و همه دست به دست هم داده است تا در حالی که کمتر از یک هفته به زمان تعیین شده برای ‏آغاز این طرح مانده است ، هیچ کس به طور قطعی ازچگونگی پیداسازی این طرح اطلاع ندارد.

دولتی که قرار بود نفت را بر سر سفره های مردم آورد ، امروز در رساندن حتی بنزین هم بر سر باک ماشین های ‏مردم ناتوان مانده است و برای آنکه تبعات گرانی های ناشی از اعمال سهمیه بندی و دو نرخی شدن قیمت بنزین را ‏به گردن نگیرد ، همچنان استراتژی " کی بود ، کی بود ، من نبودم " را برای جواب گویی گرانی های ‏ناشی از این امر در پیش گرفته است .‏

اما آنچه که قابل پیش بینی است ، این است که جامعه ی ایران با اعمال سیاست های سوختی جدید در بدترین شکل ‏آن و در بدترین زمان ممکن ، درحال مواجه شدن با سونامی شدید تورم و گرانی در ماه های آینده است .‏

May 14, 2007

مدیر پرشین بلاگ در بند !

خبر دستگیری مهدی بوترابی مدیرعامل " پرشین بلاگ " امروز در حالی پس از چند روز به طور رسمی منتشر می شود که بنابر شواهد و اخبار غیر رسمی وی در بعد از ظهر سه شنبه هفته قبل ( نوزدهم اردیبهشت ) توسط ماموران دادستانی تهران در محل کار خود بازداشت شده است .

گروه سایت های" پرشین بلاگ " طی سالهای اخیر و در زمان مدیریت مهدی بوترابی ، به عنوان بزرگترین جامعه اینترنتی ایرانیان نقش بسیار مهمی در توسعه و همگانی کردن فضای وب و بویژه فرهنگ وبلاگ نویسی در بین فارسی زبانان داشته است .

در طی برخورد های معدودی که در طی این سالها با وی داشته ام ، بوترابی را با توجه به داشتن تجارب فراوانش در زمینه کارهای اقتصادی و توسعه ای در زمینه وب ، فردی موثر و خوش فکر و دارای برنامه در این زمینه می دانم و امیدوارم که شرایط آزادی او هرچه زودتر فراهم شود .

May 13, 2007

تابوی مذاکره شکسته می شود ؟!

در راستای اینکه سخنگوی وزارت خارجه ایران اعلام کرده است که ایران به شدت به دنبال " كاهش آلام و درد و رنج ملت عراق" ، " تقويت و حمايت از دولت قانوني نوري‌المالكي" و" همچنين تقويت و تثبيت آرامش و امنيت در آن كشور " است ، بعد از نزدیک به سی سال ، ایران اعلام آمادگی کرده است که حاضر است به طور رسمی با آمریکا بر سر میز مذاکره
بنشیند

با آنکه ایران در طول این سالها مذاکرات مخفیانه ی زیادی را با آمریکا ها انجام داده است ، اما اعلام خبر آغاز مذاکرات رسمی بین ایران و آمریکا می تواند نقطه ی عطف مهمی در سیاست های ایران باشد .

اما آنچه که در این میان بیشتر از همه خود نمایی می کند ، تایید همان تحلیل همیشگی است که گفته می شد همیشه مهمتر از آنکه ایران با آمریکا وارد مذاکرات رسمی شود یا نه ، در بین حکمرانان ایران این نکته اهمیت داشته است که ایران در زمان چه دولتی و توسط چه کسانی با آمریکا وارد مذاکره شود .

فقط تصور کنید که اگر در زمان دولت خاتمی ، دولت ایران آمادگی خود را برای مذاکره رسمی با آمریکا اعلام می کرد ، تا اطلاع ثانوی حوزه های علمیه تعطیل می شد و طلاب کفن پوش از قم عازم تهران می شدند تا تهران را فتح کنند و فریاد " وا اسفا " ی کیهان و رسالت و ... گوش فلک را کر کرده بود و امروز دین داران دیروز ، دین خود را وانهاده و حامی سیاست های دولت مهرورز گشته اند !

اعلام خبر رسمی آغاز مذاکراه ایران با آمریکا بر سر مسائل عراق ، صحبت های غیررسمی چند هفته ی اخیر مبنی بر چرخش دیدگاه مقامات بالای حکومتی ایران و ابراز تمایل ضمنی آنها برای مذاکره با آمریکا را تایید می کند !

هرچند که من مذاکره با آمریکا و غرب و گسترش رابطه با آنها را در زمان هر دولتی که باشد به فال نیک می گیرم ، اما همچنان به دلایل زیادی که در این یاداشت مجال پرداختن به آنها نیست ، به این جریان به دیده شک می نگرم .

April 25, 2007

یا روسری یا توسری

در نظریه های تاریخ شناسان ، نظریه ای وجود دارد به نام " تکرار تاریخ " ! در این نظریه ادعا می شود که تحولات و فرایند هایی که بر یک ملت می گذرد ، در دوره های گوناگون زمانی تکرار می شود .

این دوره های تکرار در کشور ما چیزی در حد چند سال و حتی چند ماه است ! در حوزه های اجتماعی و مبارزه با نا هنجاری های اجتماعی حاکمیت در ایران سرمشقی را بیست و هشت سال است که در حال نوشتن است و هر سال دست خطش بد و بدتر از سالهای پیش است .

در کشوری که حاکمیت حتی به بهشت و جهنم رفتن مردمانش هم کار دارد و انسانها را با باتوم و زور و زنجیر و بازداشت و ... به بهشت هدایت می کند ، آمار های ارائه شده بیان گر آن است که این فشار آنچنان زیاد بوده است که هر لحظه امکان خروج مردمانش از ته جهنم هم وجود دارد !

به نظر می رسد که مساله تئوریسین هایی که برخوردهای قهری با جوانان و دختران و زنانی را توصیه و توجیه می کنند برخورد با بد حجابی نباشد ؛ من تصور می کنم مساله ی آنان چیز دیگری است ! هدف ایجاد موج جدیدی از تنش در جامعه و دقیقا رادیکال کردن و خشن تر کردن جامعه در حوزه های اجتماعی است . وگرنه به نظر من این تئوریسین ها خود به خوبی می دانند که جامعه ما به دلیل همین رفتارهای قهری از نظر آمارهای ناهنجاری اجتماعی همانند فقر ، فحشا ، فساد اخلاقی و ... در شرایط بحرانی قرار دارد .

آنهایی که با پتک به مبارزه با رسانه می پردازند و دیش های ماهواره را از پشت بام ها به پایین پرتاب می کنند و آنهایی که دختران و زنان جوان را به دلیل کوتاهی مانتو و تارهای مویشان بازداشت می کنند به نظر من دقیقا در مسیر بسط و گسترش فحشا و شکاندن قبح و ترس بازداشت شدن گام بر می دارند . ابن دیکته ی پر غلط پس از بیست و هشت سال تکرار کار را به جایی رسانده است که بنا بر آمار های غیر رسمی بالاترین آمار فساد اخلاقی در کشورهای حوزه خلیج فارس را همین دختران به بهشت هدایت شده تشکیل می دهند .

و در نهایت سوالی که ذهن من را به خود درگیر کرده است ، این است که در این کشور اگر شخصی بخواهد که با تشخیص خود گناه کند و به جهنم تعریف شده ی حکمرانان ما برود چه راهی را باید در پیش بگیرد و دگر آنکه آیا در پیش خدا جهنم با اختیار ارزشی بیشتر ار بهشت زوری ندارد ؟!

گر حکم شود که مست گیرند
در شهر هر آنچه هست گیرند

زمینه : دیدن عکسهای حجت سپهوند را در این زمینه به شدت توصیه می کنم !

April 15, 2007

کاسپاروف به پوتین کیش داد


گری کاسپاروف قهرمان افسانه ای شطرنج جهان که در سالهای اخیر به سیاست روی آورده و از سران ائتلافی ضد دولتی موسوم به " روسیه دیگر " است ، در جریان یک تظاهرات ضد دولتی در مسکو توسط ماموران امنیتی روسیه بازداشت شد

دولت روسیه ادعا کرده است که این تظاهرات که از سوی مخالفان ولادیمیر پوتین، رییس جمهوری روسیه ترتیب داده شده بود از سوی مقامات مجوز دریافت نکرده بود.

گری کاسپاروف در عملیات گسترده ای که از سوی پلیس ضد شورش روسیه صورت گرفت دستگیر شد. پلیس مانع از آن شد که تظاهرکنندگان به سوی میدانی در مرکز مسکو حرکت کنند. گزارش ها حاکی از آن است که به همراه گری کاسپاروف، شمار دیگری از فعالان مخالف دولت پوتین نیز بازداشت شده اند. گفته شده که چند روزنامه نگار نیز در میان بازداشت شدگان وجود دارند.

در راستای دفاع از حق آزادی بیان ، اندیشه و برگزاری تجمع آرام در همه جای دنیا و در راستای محکومیت این روسهای از خدا بی خبر که به جای دادن سوخت نیروگاه بوشهر ، پول ما را خورده اند و حالا گردن کلفتی هم می کنند ، حمایت همه جانبه ی خود را از گری عزیز اعلام می کنم و آمادگی قرار دادن همه نوع لوگوی آزادی او را در وبلاگم دارم .

منبع : بی بی سی

April 06, 2007

خبری در راه است ... !

به تقویمهایتان نگاه کنید؛ بیستم فروردین : روز ملی فناوری هسته ای !

از سال قبل به مناسبت دستیابی ایران به انرژی هسته ای و وارد شدن به باشگاه هسته ای یک روز دیگر نیز به لیست عریض و طویل روزهای حکومتی افزوده شد و قرار بر آن شد که بیست فروردین را جشن بگیریم و خوشحال باشید که به میمنت وارد شدن به باشگاه هسته ای در ایرانی آباد و پیشرفته نفس می کشیم !

و حالا در دومین سالگرد روز ملی فناوری هسته ای ، بازهم سپیده ی شجریان و ایران ای مرز پرگهر و ... به کمک آمده اند تا در بوق و کرنا کنند که " خبری در راه است " و در روز بیست فروردین از گامی دیگر در راه پیشرفت کشور پرده برداری کنند و جشن بگیریم .

خبری که یا آغاز به کار سری جدیدی از سانتریفیوژ های اسقاطی چینی و کره ای است و یا چیزی شبیه به آن . من پیشاپیش تبریکات صمیمانه خودم را به همه ی عزیزان و دوستان اعلام می کنم و می دانم وارد شدن به باشگاه هسته ای در کشوری که بر طبق آمارهای اعلام شده ی دولتی از نظر شاخص های زندگی اجتماعی و رفاه عمومی در رتبه ی 97 جهان قرار دارد چه لذتی دارد .

راه استقلال و آزادی ایران این روزها از کوچه پس کوچه های قطعنامه های شورای امنیت برعلیه ایران ، انزوای جهانی و تحریم می گذرد . تحریمی که با صحبتهای " نیکلاس برنز " معاون وزیر امور خارجه آمریکا وارد مراحل جدید خود خواهد شد . آقای برنز در صحبتهای خود در کنگره آمریکا اعلام می کند که در صحبتهایی که با امارات متحده عربی داشتیم قرار بر آن شده است که در ماههای آینده محدودیت هایی را در راه صادرات مجدد ( Re Export ) از دبی به ایران اعمال شود . و آنهایی که در حوزه صنعت و اقتصاد ایران هستند می دانند که این مسیر جدید ، هدف قرار دادن گلوگاه اصلی اقتصاد ایران است و شک نکنید که تحریم اقتصادی وقتی اثر گذار خواهد بود که فقط کمی این گلوگاه حیاتی صنعت و اقتصاد ایران محدود شود و گرنه بانک هایی همانند سپه و صادرات مگر چه ترافیک مالی با دیگر بانک های جهان دارند که با تحریم این بانک ها محدودیت هایی برایشان اعمال شود ، پس در کنار شادی هایتان منتظر خبرهای جدید دیگری نیز باشد .

آری ! خبری در راه است . منتهی نه در شوی هسته ای سال 86 ، بلکه خبرها از جاهای دیگری در راه است .

March 23, 2007

اعتراض به فيلم 300

در ادامه ی اعتراض ها به فیلم 300 این مطلب دوست ندیده ام کوچه مردها را پسندیدم . او می نویسد :

يك ضرب المثل قديمی است كه مي‌گويد:

وقتي انسان بد بخت مي‌شود ، قورباغه هم براي او هفت تير مي‌كشد ! حالا چه رسد به آمريكايي ها ، كه حتما حق دارند با اين همه بدبختي ما يك لگد هم به این فرهنگ بي صاحب ما بزنند !

وقتي اين وضع ما است !

دنيا به خودش اجازه مي‌دهد به كشوري كه اولين پادشاهش اولين منشور آزادي ملل را نوشته اينگونه بي احترامي كند!

او در ادامه پیشنهاد می دهد که :

همچنین از رییس محترم جمهوری کشور ایران می‌خواهم که با حضور خود در نیویورک پس از شرکت در جلسه‌ی شورای امنیت با هیئت همراه خود در یکی از سینماهای نیویورک نیز حاضر شده و اعتراض مردمی ما را به شیوه‌ی برادران خودی اعلام نمایند !

سانس سینما نیوسینما : ۵ تا ۷ بعد از ظهر ۲۵ مارس است !

در ضمن وسیله‌ی ایاب ذهاب برادران از مقابل درب اصلی شورای امنیت به سمت نیوسینما و از آنجا به سمت دفتر نمایندگی ایران فراهم می‌باشد.

March 19, 2007

...

امشب همانطور که پیشاپیش خبرش را داده بودم " شادی صدر " و " محبوبه عباسقلی زاده " با قرار های وثیقه ی 200 و 250 میلیون تومانی آزاد شدند . آزادی این دو عزیز را در آستانه ی سال نو تبریک می گویم .

February 27, 2007

کشته می شوند تا بکشند

آخرین شماره ماهنامه زنان ، حاوی گزارش بسیار جالبی درباره زنان استشهادی ایران است . وارد شدن به بررسی و نقد رفتارهای استشهادی ، که مبنایی کاملا ایدئولوژیک داشته و متاسفانه بیان و تبلیغ قراعت خاصی از اسلام است ، از نظر من بسیار ارزشمند است . به شیوا زر آبادی عزیز به خاطر نگاه جامع و بدون موضع گیری خاصش در این گزارش ، به حسن سربخشیان به خاطر نگاه هنرمندانه اش در ثبت و عکاسی از تجمع زنان استشهادی ایران و به خانم شهلا شرکت به خاطر حسن انتخابشان تبریک می گویم .

zanan.140.JPG

باشد که در آینده نیز این چنین بدون موضع گیری به نقد رفتارهایی بپردازیم که معتقدم بزرگترین ضربه را در طی سالیان اخیر به جنبه های رحمانی اسلام زده است و با تاسف باید بگویم که به نظر می رسد در طی سالهای اخیر جریان خاصی در ایران در تلاش برای احیای این قرائت خاص از اسلام است .
پیشنهاد خواندن این گزارش را به همه دوستانم می دهم .

February 22, 2007

لوک خوشانس

ساعت یک نصف شبی هیچ چیز نمی تونست این قدر من رو بخندونه : " شهرام جزایری فرار کرد ! "

من به قوه قضایه عزیز پیشنهاد می کنم برای پیدا کردن این مفسد اقتصادی یک دعوت نامه رسمی برای " لوک خوشانس " فرستاده و او را به ایران دعوت کنند تا این آخرین بازمانده نسل دالتون ها را دستگیر کند . البته چون " لوک خوشانس " عزیز احتمالا با پاسپورت آمریکایی به ایران خواهد آمد ، لازم است ابتدا از خود او انگشت نگاری شده و در همان ابتدا کیف پولی را که او برای آموزش جاسوسی به ما شهروندان وطنی به همرا خود آورده از او گرفته و سپس او را راهی دستگیری دالتون وطنی کنند .

مشکل این دالتون ایرانی که تونسته بود با هوشمندی خاصی در شناختن سوراخ های فراخ اقتصاد در حال موت ایران و دادن حق حساب های کلان به همه نیروهای سیاسی اعم از چپ و راست و اصلاح طلب و اصول گرا در سالهای اندکی به ثروتی نزدیک به 200 میلیارد تومان برسه ، این بود که بعضی حق حساب ها رو به موقع پرداخت نکرده بوده و برای همین گرفتنش که حالش را بگیرند اما بنا به اخبار رسیده او که با ادامه روش خود تونسته بود حتی در زمان زندان هم قسمتی از سهام " اوین " را هم بخرد ، شب گذشته در یک عمیات باحال فرار کرده است .

شهرام جزایری در جایی گفته : " خیلی از آقا زاده هایی که فساد های مالی گسترده ای هم دارند، به خاطر وابستگی هایشان آزادانه می گردند اما من چون به هیچ حزب و جناحی وابسته نیستم، گرفتار شده ام . " اما اگه شهرام جان حق حساب ها را به موقع می داد ، از هر آقا زاده ای هم آزادانه تر می گشت ! مشکل بزرگ شهرام جزایری این بود که بعد از اینکه به جایی رسید می خواست تک خوری کنه و تک خوری به قول " حاج رضا " ی فیلم مارمولک در نظام اسلامی به واقع اند حرام است .

و اما مهمترین نتیجه ی اخلاقی این ماجرا از نظر من این است که : ... خودتونید !


در همین زمینه :
شهرام جزایری عرب متواری شد/ مجتمع قضایی امور اقتصادی: حکم جلب متهم صادر شد - مهر
شهرام جزايري فرار كرد - فارس
شهرام جزايري عرب متواري شد - ایسنا

February 14, 2007

چگونه دانشمند متولد شویم !

دوستی لینکی از یکی از سخنرانی های آقای احمدی نژاد را برام فرستاد ، این فیلم را که دیدم ، بر آن شدم که به خاطر اهمیت موضوع متن کامل این سخنرانی را در اینجا نقل کنم . همچنین نسخه اصلی فیلم را می توانید از اینجا ببینید .

" الان جوانان ما در رشته پزشکی به نقطه اوج فناوری پزشکی رسیده اند . سلول های بنیادین رو کشف کردند . سلول ‏بنیادین میدونید چیه ؟ یعنی سلول پایه بدن هر فرد . اگه شما بتونید این رو پیدا کنید ، توسط اون می تونید تمام اندام ‏اون فرد را بسازید . چشمش را بسازی ، قلب بسازی ، کبد بسازی ، کلیه بسازی ، نصب کنی ، عین اولش کار کنه ‏‏.‏

دشمن می خواهد به ما بگوید نمی توانید ، ما باید بلند فریاد بزنیم که جوانان ، ملت ایران ما می توانیم .

یه خانم دبیری چند وقت پیش با من تماس گرفت ؛ که آقای فلانی ما در مدرسمون یک دختر بچه شانزده سال ، کلا س سوم ‏دبیرستان ، رشته ریاضی فیزیک اومده می گه خانم دبیر! من تو خونمون انرژی هسته ای روکشف کردم ، این رو ‏یه کاریش بکن !‏

من گفتم : آقا ! تو مدرسه جلسه بگزارید ، یه مقدار سوال کنید ببیندی چقدر جدیست ! جلسه گذاشتند و پرسیدند ‏دیدند مثل اینکه جدیست . خبر دادند ، من زنگ زدم به رئیس سازمان انرژی هسته ای ! گفتم آقای عزیز : یه دختر ‏خانم دبیرستانی ، یه همچین حرفی می زنه شما بررسی کنید ، اگر صحت داره حمایتش کنید .‏

دعوت کردند ، دانشمندان هسته ای ما که متوسط سنشان کمتر از 25 سال است (!) نشستند جلسه گذاشتند ، این ‏دختر خانم را دعوت کردند ، پرس و جو ، دیدند درست می گه ، گفتند خب بیایم تو خونت ، ببینیم چی کار داری می ‏کنی ؛ اومدند در منزل دیدن این دختر بچه سوم دبیرستان به کمک برادر بزرگترش رفته یه سری قطعاتی را از ‏بازار گرفته به هم نصب کرده ، واقعا انرژی هسته ای تولید کرده !‏

که خب الان برداشتن بردن اونجا و بالاخره یه دانشمند هسته ای شده دیگه ؛ براش اسکورت گذاشتند و برو و بیا و ‏ماشین و راننده و ... !‏
این خودباوریست ! "

......

من واقعا چیزی ندارم بگم ... !

February 13, 2007

مزد گورکن و بهای آزادی

بند « ت» ماده «7» آيين ‌‏نامه ساماندهي فعاليت پايگاه‌‏هاي اطلاع‌‏رساني مصوب 29/5/85 هیئت دولت :

ممنوعيت هرگونه اقدام عليه قانون اساسي و يا تفرقه ‌‏افكني و خدشه در وحدت و وفاق ملي و استقلال و تماميت ارضي و يا القاي يأس و نااميدي در مردم نسبت به مشروعيت و كارآمدي نظام !

پیدا کنید مصادیق تفرقه افکنی ، خدشه در وحدت ، وفاق ملی ، القای یاس و ناامیدی و مشروعیت نظام را !

ولی من با این قسمت آخرش کاملا موافقم ! یعنی چی این وبلاگ نویس های از خدا نه ببخشید از نظام بی خبر مردم را ناامید می کنند . مردم ایران آسوده بخوابید که بهترین ها مال شماست . طبق آخرین اخبار رسیده ، دیگر مردمان دنیا در حال حاضر در چادر زندگی می کنند و شتر سوار می شوند و کاه و یونجه نوش جان می کنند و ای مردم ایران بروید خدا را نه ببخشید مشروعیت نظام را شکر کنید که ما اینقدر خوشبختیم !

" آری ! هراس من همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از بهای آزادی بیشتر باشد .... "

در همین زمینه :

فعاليت سايت بازتاب غيرقانوني و ممنوع اعلام شد - ایلنا

January 28, 2007

دستگیری یک روز برخی از فعالان جنبش زنان

ساعتی قبل شنیدم سه زن فعال حقوق زنان که صبح دیروز بازداشت شده بودند امرور عصر در کمتر از 24 ساعت از زمان بازداشت شان با قید کفالت آزاد شدند . آزادی آنها را بهشون تبریک می گم و خوشحالم که این بازداشت زمان زیادی به طول نکشید ...

.......

دیشب شنیدم که گویا سه نفر از فعالان جنبش زنان خانم ها طلعت تقی نیا ، منصوره شجاعی و فرناز سیفی هنگام خروج از کشور دستگیر شدند . عمیقا از این خبر متاسف شدم و امیدوارم که هرچه زود تر شرایط آزادی آنان فراهم شود ...

اخبار تکمیلی را از اینجا بخوانید .

January 27, 2007

من و آرمانهای انقلاب

همیشه وقتی در اوج ناراحتی و نگرانی هم باشی موضوعی پیش می آید که بهش بخندی !

امروز عصر یکی از دوستان من که توی صدا و سیما هم دستی داره بهم زنگ زد و ازم دعوت کرد برای شرکت در یک میزگرد برم صدا و سیما !! وقتی موضوع رو ازش پرسیدم گفت : شبکه 2 قراره یه میزگردی برگزار کنه درباره " نقد آرمانهای انقلاب " و از من خواست که در این میزگرد شرکت کنم !
من رو می گی ، چند دقیقه ای فقط خندیدم ! آخه فکرش رو بکنید من و آرمانهای انقلاب و صدا و سیما ی ایران . اینها چه ربطی به هم دارند من که نفهمیدم .
فکر کنید اگه من می رفتم توی این میز گرد شرکت می کردم ، احتمالا یا 99.9% حرف های من سانسور می شد و یا اگه تهیه کننده می خواست ژست روشنفکری در بیاره و فقط چند درصد حرف های من رو می گذاشت باشه باید با هم می رفتیم آب خنک !

بهش گفتم که من حاضرم فقط به یک شرط در چنین میزگردی شرکت کنم و اون هم اینه که اون برنامه حتما زنده باشه و من در برنامه زنده حاضرم حسابی همه آرمانهای انقلاب را مورد لطف قرار بدم !

January 22, 2007

پیشنهاد گوجه ای ...

در خبر ها شنیدم دیروز هنگامی که آقای احمدی‌نژاد به مجلس رفته بود تا لایحه‌ی بودجه را تقدیم کند. تعدادی از نمایندگان فریاد زدند: گوجه فرنگی کیلویی سه هزار تومان است . رئیس‌جمهور گفت : بیایید از میدان تره‌بار نزدیک منزل ما بخرید؛ کیلویی 1200 تومان است .

دوستی می گفت امروز خودش را به محله ایشان رسانده تا از همان گوجه‌ها بخرد . میدان تره‌بار خیلی شلوغ بوده . قیمت گوجه را پرسیده است . فروشنده گفته : دو هزار تومان . دوست من گفته است : آقای احمدی‌نژاد که گفته بودند 1200 تومان است . فروشنده لبخندی زده و گفته : تازه گوجه‌ی بهتری هم دارم که کیلویی سه هزار تومان است ؛ اما چون رئیس‌جمهور را خوب می‌شناسم ، به خانواده‌اش 1200 تومان می‌فروشم تا برایم تبلیغ کند!

با هماهنگی های انجام شده با " اسمال آقا " میوه فروش محترم محله و برای تبلیغ محله مان ، پیشنهاد می کنم زین پس گوجه فرنگی تون رو به قیمت کیلویی 1100 تومان از محله ما بخرید ؛ کلی کارت اینترنت و تلفن هم در کنار میوه ها و سبزی ها داره و تازه گی ها سیم کارت ایرنسل را هم می فروشه !

بدویید که غفلت موجب پشیمونی هست ! یک کیلو گوجه فرنگی بخرید ، سیم کارت ایرانسل جایزه ببرید .


January 01, 2007

گنه کرد در بلخ آهنگری !


این روزها در کنار اخبار مربوط به اعدام صدام حسین که حجم مهمی از خبرهای خبرگزاری های داخلی را به خود اختصاص داده است ، خبرهای دیگری هم
در این گوشه و کنار وجود دارد که بعضی از اونها خیلی جالب هستند .
یکی از این خبرها ، خبر مربوط به حضور " رحیم مشایی " مشاور رئیس جمهور و رئیس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري در مجلسی در ترکیه هست که آن مجلس ، همراه با رقص و آواز زنان ترک بوده و این حضور با اعتراض هایی همراه بوده است .
قضیه از این قرار است که آقای مشایی عزیز برای حضور در نمایشگاهی به ترکیه سفر کرده و مرسم افتتاح این نمایشگاه همراه با رقص و آواز زنان بوده است . آقای مشایی هم در یک اقدام انقلابی از اول تا آخر مراسم در ردیف اول و به عنوان مهمان ویژه با تمام تمرکز به حرکات موزون خانم ها نگاه می کنند .
اما جالبی ماجرا از آنجا آغاز می شود که یه فیلمبردار از خدا بی خبری از این مراسم فیلم گرفته و این فیلم توسط شرکت برگزار کننده مراسم منتشر می شود و سپس یکی از سایت های خبری به نام " ایرانیوز " این فیلم را منتشر می کند .

نکته جالب اینجا هست که در یک اقدام کاملا مهرورزانه ، مدیر مسوول و سردبیر سایت ایرانیوز برای دو روز بازداشت شده و سایت " ایرانیوز " فیلتر می شود . جالبه ، یکی دیگه برای خودش خوشحال به عنوان یک مقام رسمی رفته مجلس رقص و آواز ، اونوقت یه سری دیگه را به دلیل انتشار فیلم مراسم بازداشت می کنند !

گنه کرد در بلخ آهنگری ..... به شوشتر زدند گردن مسگری

اما در همین زمینه در یک اقدام شدید نمایندگان تنها به تذکر بسنده کرده و رئیس عضو كميسيون فرهنگي مجلس درباره عكس‌العمل نمايندگان به حضور رحيم مشايي در جلسه رقص و آواز زنان ترك گفت: جمعي از نمايندگان در جلسه روز سه شنبه مجلس در صحن علني به رئيس جمهوري تذكر مي‌دهند . حالا تصور کنید اگر این اتفاق در دولت اصلاحات ( خاتمی ) می افتاد ، احتمالا فرد یاد شده به 200 سال حبس تعزیری ، 2000 ضربه شلاق و 20 بار اعدام محکوم می شد و حالا تنها به یک تذکر بسنده می شود .

اما یک منبع نزدیک به دولت گفته است "که فيلمي كه اين روزها درباره حضور رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در يك مراسم خلاف موازين اسلامي در تركيه مطرح است، يك فيلم مونتاژ شده مي‌باشد." من نمی دانم که در دولت جدید این تدوینگرای ما چرا اینقدر فعال شده اند و همش در حال مونتاژ فیلم های دولت هستند . ابتدا فیلم مربوط به صحبتهای رئیس جمهور درباره هاله نور را مونتاژ کردند و بعد فیلم مربوط به حضور در مراسم افتتاحیه بازیهای آسیایی و حالا این فیلم جدید .

در همین زمینه :
فيلم حضور مشايي در مراسم رقص مونتاژ نيست - فارس

نمايندگان به رئيس جمهوري تذكر مي‌دهند - فارس

فيلم منتسب به رحيم مشايي مونتاژ شده است - فارس

ایرانیوز فیلتر شد - ایلنا

December 30, 2006

پایان عصر دیکتاتورها

newT1_obit_saddam_hussein.jpg

Saddam executed - Reuters

Hussein hanged - CNN

صدام به دار آویخته شد !
آری ! در حالی که کمتر از یک هفته از مرگ پینوشه می گذرد ، صدام حسین نیز به دار آویخته شد . غول دوران کودکی مان را به دار آویختند تا به یادمان بماد که همه غولها رفتنی هستند . با اینکه هرگز از مرگ کسی خشنود نشده ام ، اما به همه آنهایی که صدام ، رنگ دلهره را بر بخشی از زندگی آنها کشیده است شادباش می گویم .
به یاد همه آنهایی که در هشت سال جنگ ، صدام حسین آنها را به کام مرگ کشید و زنهار به آنهایی که به الهه قدرت نزدیک ترند که تاریخ نشان داده است که استبداد عاقبت رفتنی است ...

December 18, 2006

پایان شمارش آرای شورای شهر تهران

روزنا : کارشمارش آرای انتخابات سومين دوره شورای شهر تهران امروز ظهر به پايان رسيد. به گزارش روزنا از سايت های شمارش آرا، ستاد انتخابات وزارت کشور همچنان از اعلام رسمی نتايج شورای شهر تهران خودداري کرده و نگرانی هایی را در جامعه ايجاد کرده است.
براساس آخرين اخبار گزارش شده از سايت های شمارش آرا با پايان يافتن کار شمارش، اصلاح طلبان 11کرسی را از آن خود کرده اند و ائتلاف حاميان قاليباف نيز 3 نماينده به شورای شهر فرستاده است.
عليرضا دبير نيز از منتخبين مستقل شوراي شهر تهران است.گفتنی است فهرست حاميان دولت نتوانسته اقبال عمومی برای حضور در شورای شهر تهران را کسب کند و با پايان يافتن شمارش آرا، پروين احمدی نژاد نيز در رتبه 28 منتخبين در شورای شهر تهران نشسته است.
نتايج حاصله از شمارش 3 هزار صندوق رای به شرح زير است:

1- معصومه ابتکار
2- احمد مسجدجامعی
3- هادی ساعی
4- محمدعلي نجفی
5- الهه راستگو
6- اسماعيل دوستی
7- عباس ميرزا ابوطالبی
8- پيروز حناچی
9- صدر اعظم نوری
10- سيدکامل تقوی نژاد
11- قاسم تقي زاده خامسی
12- عليرضا دبير
13- مرتضي طلایی
14- مهدي چمران
15- رسول خادم

گفتنی است با شمارش 3 هزار صندوق نتيجه انتخابات به نفع اصلاح طلبان تغيير قابل توجهی يافته است و نتایجه اولیه ارائه شده توسط وزارت کشور مربوط به مناطق جنوب و شرق تهران بوده است که بطور سنتی به طرفداران اصول گرایان تعلق دارد . با این حال سکوت خبری رسانه های نزدیک به دولت و اعتراض ستاد رایحه ی خوش خدمت (هواداران احمدی نژاد) تایید کننده ی نتایج حاصله است.

مشکل پروین احمدی نژاد است - آفتاب

کاریکاتوری از نیک آهنگ کوثر :

car_2006_18decb.jpg

December 16, 2006

زندگی ادامه دارد !

دیروز رفتم رای دادم . من که همین نزدیک خونمون رای دادم و خیلی شلوغ نبود اما شنیدم که جاهای دیگه بخصوص عصر و شب شلوغ شده بوده .
دیشب تا ساعت 3 صبح داشتم این سایت ها و خبر گزاری ها را شخم می زدم اما چیزی از تهش در نیومد ! اما ماجرایی بود برای خودش ! ستاد انتخابات می گفت آرای شورای تهران را رایانه ای می شماریم ؛ هیئت اجرایی می گفت دستی باید شمارش بشه .
اصول گرایان نامه دادند که دستی شمارش بشه ! از ستاد اصلاح طلب ها بچه ها بهم خبر دادند که موسوی لاری گفته رایانه ای شمارش یشه بهتره ! ما که نفهمیدیم آخرش چی خوبه ! اما آخرش ساعت 3 اعلام کردند که هم دستی شمارش می کنند و هم رایانه ای ! هر کدوم بهتر جواب داد بقیه را اونطوری ادامه می دیم ! حالا این جواب چیه ما که نفهمیدیم .
اینطور که خبرها را می خونم مثل اینکه نزدیک 27 میلیون نفر تو انتخابات شرکت کردند که تقریبا می شه 60 % ! اما نکته جالب تر اینه که تو بوق و کرنا دارند می کنند که رکورد شرکت در انتخابات خبرگان شکسته شد ! این یعنی فاز اول پروژه ، یعنی همزمانی دو انتخابات جواب داد و به خاطر انتخابات شوراها ، مشارکت تو خبرگان هم بالا رفته .
اما یه چیزه دیگه که جالب هست اینه که الان همه خوشحالی ما اینه که تعداد آرای هاشمی از مصباح توی تهران خیلی بیشتر بوده و هاشمی نفر اول تهران هست ! خیلی جالبه ، هنوز یک سال نیست که همه تلاشمون را می کردیم تو ستاد معین که بتونیم از هاشمی بیشتر رای بیاریم و هاشمی را شکست بدیم !
اما یهو یه اتفاقاتی افتاد که الان از اینکه هاشمی اول شده خیلی خوشحالیم ! بازی غریبیه ها ...
اما اخبار نتایج شوراها خیلی ضد و نقیض هست ! یکی میگه اصلاح طلبان برده اند ، یکی می گه شرق و جنوب تهران کاملا مال احمدی نژاد و رای رایحه اونجاها خیلی زیاد هست و خیلی ها می گن که رقابت اصلی بین لیست قالیباف و احمدی نژاد هست و ... اما خودم حس می کنم که یه چند تایی رو می تونیم بفرستیم توی شورای شهر
اما هر چه که هست و هر چه که می شود ، چه ببازیم و چه ببریم ، زندگی همچنان ادامه داره ؛ آنچه که فکر می کردم برای آینده ایران درست است و کاری که در این ایام از دستم بر می آمد را انجام دادم . حال چه پیش آید و چه در نظر افتد ...


December 12, 2006

تحریمی ها ما را کجا می برند !

برای همه آنهایی که " رازنو " را به سیاست بازی متهم می کنند و برای آنهایی که همچنان تحریم را بهترین راه می دانند ! لطفا چند لحظه با من همراه شوید :

دوستان من ! " راز نو" وبلاگی صرفا سیاسی نیست ، چون من به واقع آدمی صرفا سیاسی نیستم .؛ اما‎ ..‎

دوستان تحریمی ! برای من هم سخت است که دوباره به پای صندوق های رای بروم و از حضور من هزاران ‏استفاده ابزاری بشود اما نقشه و طرح بهتری در ذهن ندارم .

ما داریم تو ایران زندگی می کنیم ! ما داریم توی کشوری زندگی می کنیم که همه چیز آن ، تاکید می ‏کنم همه چیزش سیاسی هست ! سیاست در تمام شئون زندگی ما تاثیر دارد . نمی توانم درک کنم وقتی دوستی به من ‏می گوید که من از سیاست متنفرم یا من با سیاست کاری ندارم ؛ ما داریم جایی زندگی می کنیم که حتی رنگ ‏مانتویی که می پوشید ، موسیقی که گوش می کنید ، ماشینی که سوار می شویم و ... به سیاست بستگی دارد . ‏چطور ممکن است که آدمی نسبت به زندگی خود بی تفاوت باشد ! ایران ما تفاوت عمده ای دارد با کشورهایی که ‏سیستم حکومت می کند و با تغییر مثلا یک دولت ، تنها نرخ بیمه ها چند دهم درصد تغییر می کند‏‎ ! ‎

در اینجا با تغییر یک دولت ، همه چیزیمان از رنگ مانتویی که می پوشید تا فیلمی که می بینیم تا شهری که ‏درونش زندگی می کنیم تغییر می کند‏‎ !‎اگر با آمدن یک دولت جنگ شود ، بمب و موشک در خانه های ما می آید ‏‏...‏

پس هرگز نمی فهمم چگونه ممکن است ، کسی در ایران ما زتدگی کند و اهل فکر و اندیشه باشد و برای آینده ‏زندگی خود برنامه داشته‏‎ ‎‏ باشد و بگوید سیاست برای من مهم نیست و من اهل سیاست نیستم !‏

دوستانم ! اگر در این روزها از سیاست بیشتر می نویسم ، برای آن است که با هر تحلیلی که می اندیشم به این ‏نتیجه می رسم که باید در انتخابات شرکت کرد

از سال 74 - 75 به جرات می توانم بگویم که تمامی تحولات سیاسی ایران را با دقت دنبال کرده ام و همه جریان ‏ها و تحولات سیاسی ایران را در این سالها می شناسم و به همه راه هایی که می تواند آینده ای بهتر را از دید من ‏برای ایران ما ترسیم کنند فکر کرده ام !‏

دوستانی که از این سیاست بازی ها خسته شده اید و معتقدید که باید عطای این سیاست بازی ها را به لقایش بخشید ‏، شما به من بگویید که چه باید بکنیم ! این را جدی می پرسم .. همه ما می دانیم که ایران شرایط خوبی ندارد . پس ‏روی سخن من با آنانی است که در این کشور زندگی می کنند و کیفیت زندگی برایشان مهم است . بیایید بررسی ‏کنیم که چه راه هایی در پیش رو داریم :‏

‏1- مردم همه چیز را تحریم کنند و حاکمیت نیز فضای سیاسی را از این بیشتر ببندد ! جامعه به انسداد کامل به ‏پیش برود و در نهایت بنگ : انقلاب ! خب بعدش چی ؟ هنوز سی سال نیست که از انقلاب در این جامعه گذشته ‏است و نتایجش را شما بهتر از من می دانید به قول جورج برنارد شاو : " انقلاب ستمديدگان را آزاد نمي کند ‏بلکه تنها استثمارگران را عوض مي کند ... "‏‏ ‏

و در ضمن ما در جامعه ای زندگی می کنیم که بخاطر مشکلات فرهنگی زیادش 40 تا 45 درصد مردم ما ‏انتخابات را تکلیف خود دانسته و همواره در انتخابات شرکت می کنند .‏

‏2 - دست روی دست بگذاریم و کمک کنیم که آمریکای عزیز زود تر به ما حمله کند و ما را نجات دهد ! اما ‏دوستان مناسبات بین الملل نشان می دهد که با روی کار آمدن دموکرات ها ، آمریکا به این زودی ها به ما ‏حمله نمی کند تا آزادی و دموکراسی را به ما هدیه دهد و ثانیا در صورت حمله امریکا و با توجه به بافت ‏فرهنگی مردمان ما ، چه کسی می تواند بگوید که بعد از حمله اوضاع ما بهتر می شود ؟ عراق را نگاه کنید ...‏

‏3 – من گزینه دیگری غیر از این گزینه ، یعنی شرکت در انتخابات حداقلی و تلاش برای اصلاحات حداقلی و ‏حرکت به پیش با سرعت مورچه و تلاش برای تحمیل کردن خودمان به حاکمیت نمی شناسم ! برای همین با کم ‏امیدی کامل و کم امید به سلامت انتخابات به این لیست ائتلاف اصلاح طلبان رای می دهم . ‏

باید این را گفت که به جریان اصلاح طلبی شاید هزاران انتقاد وارد است ، اما این را می دانم که در شرایط ‏موجود جریان اصلاح طلبی شاید مناسب ترین گزینه برای تحمیل خواسته ها و نظراتمان به حاکمیت باشد .‏

‏در این مبارزه که ما همانند هوادارن یک تیم در مسابقه فوتبال می مانیم که تنها شادی شب بعد از پیروزی برای آنها می ‏باشد ، اما باز هم می روم و رای می دهم چون همانطور که در اینجا گفتم اگه بین " بد " و " بدتر " ،‎ ‎‏ " بد " ‏‎ ‎رو ‏انتخاب نکنم ، باز هم ‏سر و کله " بدترین " ها پیدا می شود .‏

و همانطور که در ابتدا گفتم برای من هم سخت است که دوباره به پای صندوق های رای بروم و از حضور من هزاران ‏استفاده ابزاری بشود اما نقشه و و طرح بهتری در ذهن ندارم !‏

از همه شما دوستانم که در فکر تحریم هستید ، می خواهم که اگر طرح و نقشه ی بهتری را دارید ، آن را ارائه کنید و دوستان عزیزی که اهل تحریم هستید ، لطفا برنامه ی خود را اعلام کنید و ما را از این تضاد ها نجات دهید ....

این هم کاریکاتوری از بزرگمهر حسین پور از کاندیداهای ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات شوراها :‏

eslahtalaban-hosseinpour.jpg

این هم لیست اصلاح طلبان برای شورای شهر تهران :

1- محمدعلي نجفي، وزير اسبق آموزش و پرورش و معاون رييس‌‏جمهور سابق کد : 4685

2- معصومه ابتكار، رييس سابق سازمان حفاظت از محيط زيست کد :1849

3- احمد مسجدجامعي، وزيرسابق فرهنگ و ارشاد اسلامي کد : 5384

4- اعظم نوري، شهردار اسبق منطقه 7 تهران کد : 6158

5- قاسم تقي‌‏زاده خامسي، معاون شهردار اسبق تهران کد: 1568

6- پيروز حناچي، معاون وزير سابق مسكن کد : 5745

7- شهاب طباطبايي، از فعالان دانشجويي و نهادهاي مدني کد :1374

8- الهه راستگو، عضو شوراي مركزي حزب اسلامي كار کد :6587

9- هادي ساعي، قهرمان تكواندوي جهان کد :8569

10- ميرزا ابوطالبي، معاون وزير سابق مسكن کد :4567

11- اسماعيل دوستي، استاندار سابق كهگيلويه و بويراحمد کد : 1459

12- كريمي، معاون سابق استاندار تهران کد : 3719

13- ‌‏افشين حبيب‌‏زاده، عضو هيات اجرايي خانه كارگر کد :8145

14- سيدكامل تقوي‌‏نژاد، معاون وزير سابق تعاون کد :1685

15- علي نوذرپور، مديرکل اسبق دفتر برنامه ريزي و عمراني وزارت کشور کد : 3145

December 07, 2006

جلسه وبلاگ نویس ها و ...

bloger01.jpg

بالاخره بعد از کش و قوس های فراوان جلسه وبلاگ نویس ها با بعضی از نامزدهای اصلاح طلب شوراها برگزار شد . جلسه دیروز با همه کاستی هاش ، تلاشی بود در راستای موفقیت موفقیت نامزدهای اصلاح طلب در انتخابات شوراها .
تلاش دوستان من بر این بود که نامزدهای اصلاح طلب را با اقلیت و صنفی از جامعه آشنا کنند که برشی از جامعه هستند و به واسطه وبلاگ نویس بودنشان خیلی صریح حرف خودشان را می زنند .
اداره ی جلسه دیروز که ابتدا قرار بود با آقای ابطحی باشه را سید آبادی برعهده گرفت و خیلی صریح باید بگم که خیلی می تونست بهتر از این باشه و جلسه خوب اداره نشد !
از نامزدها هم آقایان نجفی ، مسجد جامعی ، حناچی ، حبیب زاده و طباطبایی و خانم ها ابتکار و صدراعظم نوری حضور داشتند . بعضی هاشون را باره اول بود که می دیدم ، از جمله خانم صدر اعظم نوری که خیلی زیاد برنامه هاش و شخصیت و نحوه رفتارش را پسندیدم !
به قول یه عزیزی جلسات عمومی و مردمی خانم صدر اعظم نوری در زمانی که شهردار منطقه 7 تهران بود ، اثرات خودش را الان کاملا داره نشون می ده ! از جنس خودمان حرف می زد و شوخی هاش هم شوخی های ما بود و دوست داشت که از وبلاگ و وبلاگ نویسی بیشتر بدونه !
آقای دکتر حناچی را هم خیلی پسندیدم ! دبیر شورای عالی شهرسازی بودنش کاملا مشخص بود ...

آقای ابطحی هم به عنوان یه وبلاگ نویس در جلسه دیروز حاضر بود ، اما بیشتر دنبال حاشیه ها و گپ زدن با بقیه بود تا ...
آقای رضا خاتمی و بورقانی هم بودند . یه عده از دوستان تحریمی ، وسط جلسه فریاد وا مصیبتا سر دادند که شما دارید خیانت می کنید و از این حرف ها که دیگه بی خیال ! من حرف هامو به این دوستان زدم ..

من هم توی صحبت هام از برنامه ای حرف زدم که توی این یک ماه روش کار می کردم ! برنامه ای به عنوان " توسعه و همگاني کردن " اينترنت " نياز امروز توسعه شهري " . این برنامه ای هست که به دوستان نامزد ها دادیم که شامل برنامه توسعه و همگاني کردن اينترنت و فناوري هاي نوين با استفاده از امکانات مديريت کلان شهري هست . این برنامه خیلی جای کار داره و من توی تدوین و نوشتنش تلاش کردم گوشه ای از فعالیت هایی را که مدیران شهری می توانند در راستای توسعه و همگانی کردن اینترنت انجام بدهند را بیان کردم .

اما کلا گلایه زیاد است که بماند به وقتش ! بعضی از دوستان ما به واقع خوب از روی شانه های دیگران بالا می روند و باز هم مانند همیشه بعد از این جلسه به این فکر می کردم که برای آنکه کار سیاسی خوب بکنی ، باید که پشتوانه ی اقتصادی خوب داشته باشی ! سیاست بدون پول یعنی هیچ ... ! معتقدم این ، همان خطای استراتژیک هست که دوستان اصلاح طلب مان همیشه گرفتارش هستند . افسوس می خورم که چه کارهای مهمتر و بهتری می شه کرد ولی ... ! باید در حوزه اقتصادی اقتصادی آنقدر قوی شد که مجبورت نکنن که هر جا و به هر کیفیتی کار کنی ... !

اما جلسه می تونست بهتر از این باشه ! می شه خیلی حرف زد ؛ می شه از خیلی ها انتقاد کرد . اما چه فایده ... ؟

در همین زمینه :
گزارش سفر - مهدی محسنی - جمهور
درباره جلسه ديروز - حنیف مزروعی - دفتر بی مخاطب
تهران آبروی ماست - علي اصغر سيدآبادي - هنوز
وبلاگنویسان و کاندیداهای اصلاح طلب - محمد علی ابطحی - وب نوشت

December 03, 2006

باشگاه وبلاگ نویسان تهران : باشگاه یا ستاد ... !

این یاداشت من بیشتر از اینکه انتقاد باشه ، یه گلایه هست‏‎ ! ‎
‎ ‎این نشست وبلاگی ما که قرار بود 1,2 هفته پیش برگزار بشه ، به یه دلیل خیلی مشخص افتاد به دقیقه نود ! اون ‏هم این بود که هیچ کس به ما جا نمی داد؛ هر کس تا می فهمید وبلاگ و اصلاحات می گفت : شرمندم‎ !‎

به این عکس دقت کنید :‏

Pic web.jpg


باشگاه وبلاگ نویسان تهران ، که یه جای کاملا مستقل هست و به شهرداری اصلا و حتما وابستگی نداره و اصلا ‏این کارش استفاده از امکانات دولتی برای تبلیغ نامزدهای خاص نیست ، اقدام به برگزاری " بررسی نقش و ‏جایگاه وبلاگ ها در مدیریت شهری " می کنه‏‎ ! ‎

این کار حتما هیج ربطی به تبلیغ برای شهرداری نداره‎ !!!‎

اما نکته جالب تر اینکه من و خیلی از دوستان وبلاگ نویس من که از مهمترین و پر خواننده ترین وبلاگ های ‏فارسی زبان رو دارند ، برای جلسه وبلاگی خودشون باید عین مارکوپولو دنبال جا بگردن و بعد دوستان بدون ‏استفاده از هیچ گونه و هیچ گونه امکانات دولتی نزدیک انتخابات یاد وبلاگ نویس ها می افتن و‏‎ ... ‎

در مورد این باشگاه وبلاگ نویسان تهران هم حرف بسیار است ، اما همین بس که من کسی از وبلاگ نویس های اطراف رو نمی شناسم که عضو این باشگاه باشه !! احتمالا یا ما وبلاگ نویس نیستیم یا توی تهران نیستیم یا ...

یا ما را توی ستاد شهرداران جایی نیست ... !!

............


یه آقایی به نام آقای " محمد جواد طواف " نظری برای یاداشت قبلی من نوشته بود که به شرح زیر است‏‎ :‎

" در ایران، چند صد هزار نفر وبلاگ می نویسند، این قرارِ وبلاگی که شما تبلیغش را می کنید، می تواند تحت ‏عنوانِ "نشست تعدادی از وبلاگ نویسانِ موافقِ نظام و اصلاح طلبِ شرکت کننده در انتخابات شوراها" مطرح ‏شود، که بدین ترتیب، مشخص است که لفظ عام "وبلاگ نویسان" نیست‎.‎
و تنها درصدی از وبلاگ نویسان را شامل می شود‏‎.‎
متأسفانه این قضیه در مورد دانشجویان نیز اتفاق می افتد، مثلاً دیدار دانشجویان با فلان مسؤول، دعوت دانشجویان ‏از مردم برای شرکت در فلان راهپیمایی.... بدیهی است که این تعداد دانشجویان نمایندگی همه دانشجویان را بر ‏عهده ندارند، در این حالت از اسم دانشجو و وبلاگ نویس استفاده ابزاری می شود‏‎.‎ "

‎ ‎با توجه به شناخت دورا دوری که از این آقای " طواف " عزیز داشتم ، اول نخواستم جوابی بدم ؛ اما امروز بد ‏ندیدم که نظر بارباماما را در جواب اون نظر اینجا بنویسم :‏

آقای طواف !‏
مشکل شما با اضافه کردن " عده ای " حل می شه ؟‎ ‎یا مشکل اینه که چرا بعضی وبلاگ نویس ها با شرکت در ‏انتخابات موافقند ... ؟

جواب خودم : دوست عزیز ! اگر همه ما در همه کارهامون این دقت شما رو مد نظر داشته باشیم ، خیلی عالیه !
اما دوست عزیز در جامعه ای که بیش از صدها هزار وبلاگ فارسی زبان داریم و غیر از باشگاه وبلاگ نویسان جوان که توصیف آن در بالا آمد ، هیچ نهاد مدنی - NGO - ای در این زمینه نداریم ، آیا اگر جمعی و با هر هدفی تلاش کنند که جمعی از وبلاگ نویسان را به دور هم جمع کنند اینگونه محکوم به تمامیت خواهی می شوند ؟ دوستانی که با افتخار گروه هایی همانند " کوه و تور " تشکیل می دهند ، آیا حاضر هستند که پا پیش گذاشته و به کمک ما آیند تا بتوانیم اولین نهاد غیر دولتی وبلاگ نویسان را ایجاد کنیم ؟

November 12, 2006

و بازهم انتخابات ...

بازهم مانند همیشه ... تا چند ماه قبل از هر انتخابات ، سر خورده از جریان حاکم بر کشور با خودت می گی که ‏دیگه توی هیچ انتخاباتی شرکت نمی کنم و باید تحریم کرد و ... ‏
و نزدیک های انتخابات که می رسه یه حسی ، یه فکری تو ذهنت استارت می خوره که آخه تحریم کنم که چی بشه ‏؟ اونهایی که تحریم کردن به کجا رسیدن ؟ برای دیگران چه فرقی داره که من تحریم کنم یا نه ؟ مملکت ما ، ‏مملکت حداقلی هست و باید از حداقل فرصت ها استفاده کرد و ...‏

همه اینا یه دفعه می یاد سراغم و به این فکر می کنم که اگه بین " بد " و " بدتر " ، بد رو انتخاب نکنم ، یه دفعه ‏سرو کله " بدترین " پیدا می شه . قابل توجه همه تحریمی های عزیز !‏

یه ماه دیگه به انتخابات شوراها مونده و دارم فکر می کنم که اگه این دریای جامعه ما با این کاسه ماست دوغ بشه ‏چی می شه ... شهرداری ها و شورای شهر به عنوان نزدیک ترین نهاد حاکمیت به مردم ، توی همه جای دنیا نقش ‏خیلی مهمی توی توسعه خیلی چیز ها دارند . می تونند خیلی رفتار ها رو همگانی کنند ! کاش ما هم شبیه همه جای ‏دنیا بشیم !!! ‏
یادم می یاد وقتی سخنرانی 2 ماه پیش " ماهاتیر محمد " را خواندم که شهرداری ها تو مالزی اینترنت پارک و ‏کیوسک اینترنتی و ... راه اندازی کردن و شهرداری الکنرونیک درست کردن با خودم گفتم : شهرداری ها مگه ‏غیر خیابون آسفالت کردن کاره دیگه ای هم می کنند ...‏

دیروز لیست 49 نفره اصلاح طلب ها رو برام ایمیل کردن ؛ اینطور که بوش می یاد قراره همه جبهه اصلاحات ‏یه لیست مشترک بدهند – این هم از خواص قدرت هست ؛ هرچی ازش دور می شه به هم دیگه نزدیک تر می شی ‏‏- قراره از بین این 49 نفر ، 15 نفر انتخاب بشند و برند توی لیست مورد حمایت اصلاح طلب ها .‏

بعضی هاشون رو می شناسم و خیلی هاشون را هم نمی شناسم ... اگه شما توی این لیست کسی رو می شناسد که ‏خیلی شاخص هست اما مهجور مونده به منم بگید ....‏

‏1 معصومه ابتكار - معاون سابق رئيس جمهور و رئيس سازمان محيط زيست
‏2 سيد عباس احمدي
‏3 مينو استرآبادي
‏4 عبدالحميد امامي - معاون سابق وزير نيرو
‏5 اشرف بروجردي - معاون اجتماعي سابق وزير كشور
‏6 حسين بي‌غم - معاون سياسي استانداري‌هاي آذربايجان غربي و زنجان
‏7 پنجه‌فولادگران استاندار سابق- سمنان و مازندران
‏8 پير حياتي
‏9 غلام تاجگردون - معاون سابق رئيس سازمان برنامه‌ريزي و مديريت
‏10 تاجيك اسماعيلي - شهردار اسبق منطقه 1 تهران
‏11 قاسم تقي‌زاده خامسي - مدير كل سابق آب و قاضلاب تهران
‏12 نصرالله جواهري‌پور - رئيس سابق سازمان آموزش و پرورش تهران
‏13 اسحاق جهانگيري - وزير سابق صنايع و معادن، استاندار سابق اصفهان و نماينده دور سوم مجلس ‏شوراي اسلامي
‏14 افشين حبيب‌زاده
‏16 پيروز حناچي - معاون سابق وزير مسكن
‏17 رسول خادم - عضو شوراي شهر تهران و قهرمان المپيك در رشته كشتي
‏18 آقاي صادق خليلي
‏20 مرتضي خيرآبادي - قائم مقام سابق وزير رفاه، نماينده مردم سبزوار در دور ششم مجلس شوراي ‏اسلامي
‏21 مهدي رحمانيان - مديرمسئول روزنامه شرق، معاون سابق استاندار گلستان، فرماندار سابق چابهار
‏22 خانم رحمتي
‏23 هادي ساعي - ورزشكار سرشناس و محبوب، قهرمان المپيك جهاني در رشته تكواندو و قهرمان آسيا
‏24 مرتضي شاپوريان - شهردار اسبق منطقه 5 تهران
‏25 ابراهيم شيخ - مدير كل سابق امور دانشجويي دانشگاه علامه، عضو سابق دفتر تحكيم وحدت، ‏دانشجوي دكتراي مديريت
‏26 آقاي صادق‌لو - معاون سابق وزير آموزش و پرورش
‏28 سيد شهاب‌الدين طباطبايي - رئيس دفتر سابق دبيرخانه شوراي عالي مناطق آزاد، مشاور نماينده ‏ايران در يونسكو در امور سازمان‌هاي غيردولتي
‏29- زهرا نوری شهردار سابق منطقه 7 تهران
‏30 مرتضي طلايي - فرمانده سابق نيروي انتظامي تهران بزرگ
‏31 غلامرضا ظريفيان - معاون سابق وزير علوم و تحقيقات و فن‌آوري
‏32 داوود عسگري - رئيس سابق خانه كارگر شهر ري
‏33 احمد عظيمي - نمانيده مردم شيراز در دور ششم مجلس شوراي اسلامي
‏34 مهدي عليخاني
‏35 سعيد غفراني
‏36 مهندس حسن كريمي - معاون سابق استاندار تهران
‏37 علي محقر - معاون سابق وزير كشور و نماينده مردم بحنورد در دوره سوم مجلس شوراي اسلامي
‏38 احمد مسجد جامعي - وزير سابق فرهنگ و ارشاد اسلامي
‏39 سعيد معيد‌فر - استاد جامعه‌شناسي دانشگاه تهران
‏40 محمد حسين مقيمي - معاون سابق وزير كشور و استاندار اسبق خوزستان و كرمانشاه
‏41 محمد هاشم مهيمني - ستاندار سابق گلستان و شهردار اسبق منطقه 18 تهران
‏42 عباس ميرزا‌ابوطالبي - معاون سابق وزير مسكن، نماينده دور پنجم مجلس شوراي اسلامي
‏43 محمود ميرلوحي - معاون سابق وزير كشور و استاندار اسبق آذربايجان غربي
‏44 سيد احمد نبوي - مدير كل سابق وزارت كار و امور اجتماعي
‏45 محمد علي نجفي - وزير اسبق آموزش و پرورش، معاون اسبق رئيس جمهور و رئيس سازمان برنامه و ‏بودجه
‏46 نريمان - نماينده بابل در ششمين دوره مجلس شوراي اسلامي
‏47 زهرا نژادبهرام
‏48 داور نظري
‏49 ياوري - مشاور اقتصادي شهردار تهران

در همین زمینه :

فهرست اصلاح طلبان در انتخابات شوراها و چند نكته ديگر - علي اصغر سيدآبادي - هنوز
اگر که به اين فهرست رأی ندهم، چه کنم؟ - پرستو دوکوهکی - زن نوشت
استارت انتخابات - حنیف مزروعی - دفتر بی مخاطب
ائتلاف اصلاح طلبان - آرش غفوری - ایران پاپاراتزی
خواب خرگوشی اصلاح طلبان - مهدی محسنی - جمهور
شورای سوم ! - تهران شهر

September 22, 2006

3 پيشنهاد به رئيس جمهور !!!

جورج بوش رئيس جمهور آمريكا در قسمتي از سخنراني خود در شصت و يك مين اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل گفته است كه ما هم مي گوئيم دستيابي به انرژي هسته اي حق مسلم مردم ايران است ...

بفرما ! جورج بوش هم اعتراف كرد كه : انرژي هسته اي حق مسلم ماست !!

آمريكا كه مي گويد انرژي هسته اي حق مسلم ماست !
اروپا هم كه مي گويد انرژي هسته اي حق مسلم ماست !
رئيس جمهور مردمي ما هم كه مي گويد انرژي هسته اي حق مسلم ماست !

با بررسي اين شرايط به اين نتيجه مي رسيم كه گويا اختلافات پيش آمده در پرونده هسته اي بر سر نوع " ماست " مورد اشاره است ؛ از همين رو مذاكرات فشرده بين خاوير سولانا و لاريجاني همچنان ادامه خواهد داشت تا نوع ماست مورد اشاره مشخص شود . بنا بر اخبار رسيده طرف اروپايي تاكيد دارد كه ماست مورد استفاده حتمي بايد چكيده باشد و ما زير بار اين حرف نرفته و گفتيم ما فقط از ماست هاي موسير دار استفاده خواهيم كرد .


* * * * *‌ * * *

رئيس جمهور در قسمتي از سخنراني هاي خود در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل اشاره كرده است كه ايران تا چند سال آينده مي تواند اورانيوم و سوخت مورد نياز نيروگاه هاي هسته اي آمريكا را تامين كرده و براي اين كشور ارسال كند !!!!!!!!!!!

به خدا اين اعتماد به نفس قابل تقدير است !!!!

من پيشنهاد مي كنم ،‌ پيش شرط ايران براي تعليق غني سازي بايد اين باشد كه در دوران تعليق يك هفته آمريكا غني سازي كند و ما در تعليق باشيم و يك هفته ما غني سازي كنيم و امريكا در تعليق باشد !!! اينطوري هم هر دو تعليق كرديم و هم نيرو گاه هاي هسته اي ما دو ابر قدرت دنيا دچار كمبود سوخت هسته اي نمي شود !!

* * * * * * * *

رئيس جمهور در مصاحبه مطبوعاتي خود در نيويورك در جواب سوالي كه پرسيده شد شما كه اينقدر فرياد عدالت خواهي سر مي دهيد چرا در كشور خودتون روزنامه ها به راحتي توقيف مي شود ، انسانها به خاطر اعتقاداتشان به راحتي راهي زندان مي شوند و ... جوابي داد كه دل هر انسان آزاده اي كباب مي شد

رئيس جمهور گفت : در كشور ما تفكيك قوا وجود دارد و هر قوه كار خود را مي كند . به عنوان مثال شايد شما ندانيد ، در كشور ايران دولت تنها و تنها يك روزنامه و رسانه متعلق به خود دارد – منظور روزنامه ايران هست - و سه ماه پيش به علت تخلفي كه در اين رسانه صورت گرفت ، دادگاه اين رسانه را توقيف كرد و رئيس جمهور هم نتوانست كاري براي رفع توقيف آن رسانه انجام دهد ؛ اين نشان دهنده تفكيك قوا در ايران بوده و اين عين آزادي و دموكراسي هست !!!

واقعا من ديشب براي مظلوميت دولت لحظاتي گريستم . از فردا هم قرار شد كه هماهنگي هاي لازم را انجام بدهم كه دولت حداقل هفته اي يك ستون در روزنامه هاي غير دولتي كيهان ، اطلاعات ، جمهوري اسلامي و ... داشته باشد و بتواند هفته اي 2 ساعت هم در يكي از شبكه هاي خصوصي صدا و سيماي غير دولتي ايران برنامه اي داشته باشد ...

September 11, 2006

هاليوود در هاليوود !

terrorist1.JPG


هميشه اين تعبير در ذهنم هست كه دنياي پيش از 11 سپتامبر با دنياي پس از 11 سپتامبر دو دنياي متفاوت است . آري ! امروز 11 سپتامبر است .

هاليوود در هاليوود ! 5 سال پيش در یك حادثه تكان دهنده جهان شاهد بزرگ ترین و بی نظیرترین عملیات تروریستی در دنیای مدرن یعنی كوبیدن هواپیماهای مسافربری به برج های دوقلو در یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ بود . عملياتي كه در نتیجه آن هزاران تن كشته و هزاران تن دیگر زخمی شدند و رعب و وحشت بی نظیر جهان و به ویژه آمریكا را فراگرفت.

آمریکا ، كشور مدرن و پيشرفته اي كه از دو جنگ جهانی در اوایل قرن گذشته میلادی پیروز بیرون آمده بود و برخلاف اروپا كه نظامیان و غیرنظامیانش به یكسان در معرض جنگ ها و كشتارها و بمباران ها بودند ، تاكنون دست كسی به داخل آمریكا نرسیده و در آنجا وحشت نیافریده بود ؛ به يك باره خود را در ميان جنگي تمام عيار مي ديد .

شاید تا این تاریخ مردم آمريكا اخبار تغییرات آب و هوا را بیشتر به زندگی خود مربوط دانسته و دنبال می كردند تا اخبار جنگ ها و حوادثی را كه هر روز در گوشه و كنار جهان اتفاق می افتاد و از میان نظامیان و غیرنظامیان قربانی می گرفت و در میان مردم رعب و وحشت می افكند. اما این بار دولت و مردم آمریكا برای اولین بار نزدیك و جدی بودن خطر را احساس كردند .

تروريسم و القاعده قلب آمريكا را هدف قرار دادند . القاعده و بن لادن در عملياتي هماهنگ و حقيقتا در ابعاد فيلم هاي هاليوودي مركز تجارت جهاني را به عنوان نماد سرمايه داري ، پنتاگون را به عنوان نماد قدرت نظامي و كنگره را به عنوان نماد دموكراسي آمريكايي هدف قرار دادند و دنيا را در آغاز قرن جديد وارد چالشي جديد كردند .

آنچه كه بر ابعاد دهشت آفرینی القاعده در اين عمليات ها می افزاید این بود كه برخلاف جنگ های كلاسیك و یا جنبش های ایدئولوژیك متعارف كه در آن دوست و دشمن مرز نسبتا روشنی دارند این مرزها برای بن لادن و القاعده كه آمیزه ای از اصول مذهبی از جهان قدیم و آموزه ها و تفاسیر برگرفته از ایدئولوژی های مدرن را مبنای ایدئولوژی و عمل خود قرار داده اند چندان روشن نبوده است . .

5 سال پيش در چنين روزي بزرگترين عمليات تروريستی قرن به وقوع پيوست و دنياي پس از 11 سپتامبر اين نكته را دريافت كه از دل نزديك ترين هم پيمانان غرب و امريكا كه بيشترين منافع مشترك را با آمريكا داشته اند – همچون عربستان - اگر نسيم دموكراسي و آزادي در اين كشور ها نوزيده باشد ،‌مي تواند بن لادني بيرون بيايد كه غرب را به چالشي همه جانبه فرا خواند .

البته تروریسم اتهامی است كه بن لادن آن را رد می كند . او قبول دارد كه كشتن مردم و زنان و كودكان بی گناه در اسلام مجاز نیست ولی مدعی است كه اقدامات او و سازمانش القاعده مقابله به مثل است و تا زمانی كه آمریكاییان و غربی ها امنیت مردم مسلمان را از طریق حمایت از اسرائیل و حكومت های مشابه و دست نشانده و مسلح كردن آنها به خطر می اندازند القاعده نیز كشتن مردم آنها را حق مشروع خود خواهد دانست. و اين چنين است كه او مي گويد می گوید: اگر انتقام گرفتن از كشتار مردم ما تروریسم است، اگر كشتن كسانی كه كودكان ما را می كشند تروریسم است، پس تاریخ شاهد باشد كه ما تروریست هستیم.....

عكس 1 :

terrorist2.jpg

عكس 2 :

terrorist3.jpg

September 01, 2006

رامین جهانبگلو آزاد شد ، اما ... !

64.jpg

رامين جهانبگلو، پژوهشگر ايرانی و از چهره های سرشناس عرصه فلسفه ايران پس از حدود چهارماه بازداشت از زندان آزاد شد .
جهانبگلو ساعتی پس از آزادی به طور غیر منتظره و غیر متعارف در خبرگزاری ایسنا حضور پیدا کرده و اقدام به مصاحبه با خبرگزاری ایسنا کرده است ؛ این حضور غیر منتظره با توجه به اين‌كه گفته شده بود که قرار است اعترافات جهانبگلو از تلويزيون پخش شود، اين احتمال را به وجود آورد كه وي با رفتن به خبرگزاري ايسنا قصد داشته است بخشي از اعترافات خود را در ايسنا بيان كند .

و به نظر می رسد ، حرفهای گفته شده رامین جهانبگلو در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا بیانگر این نکته است که این مصاحبه ، روش جدید بیان اعترافات در سیستم قضایی است ؛ با این حال من این روش را به فال نیک می گیرم و آن را قدمی به سوی جلو می دانم ؛ نکته ای که جالب به نظر می رسد این است که همانطور که اتهام جهانبگلو تلاش برای " انقلاب نرم " بوده است ، مصاحبه انجام شده و اعترافات او را هم می توان به " اعترافات نرم " تشبیه کرد .

او در قسمتی از این مصاحبه که به تعبیر ایسنا کاملا غیر منتظره و بدون مقدمه بوده است اظهار داشت : که با "بيگانگان" در ارتباط بوده و مورد " سوء استفاده" موسسات تحقيقاتی آمريکايی قرار گرفته است . وی گفت: مدتی که در زندان بودم احساسم اين بود که نهادهای آمريکايی مرا در جريانی قرار دادند که اين جريان، جريانی نبوده که من بخواهم در آن قراربگيرم ، آمريکا سعی می‌کند که با نخبگان و فرهيختگان و محققان ما تماس گرفته و آن ها را شناسايی کرده و در حلقه‌هايی قرار دهد و با آن ها ارتباطات مستمر داشته باشد و به جاهايی بکشاند...

قصد داشتم قسمت های بیشتری از این اظهارات را اینجا بیان کنم ، اما پیشنهاد می کنم که متن کامل این مصاحبه و اعترافات را از اینجا مطالعه کنید .

متن کامل مصاحبه رامین جهانبگلو با خبرگزاری ایسنا در ساعاتی پس از آزادی موقت !

عکس از خبرگزاری ایسنا

August 20, 2006

شعبان جعفری در سالگرد كودتا 28 مرداد درگذشت .

شعبان جعفری (بی مخ) دیروز در سالگرد کودتا 28 مرداد در آمریکا درگذشت .

Shaban_khan_02.jpg
شعبان جعفری در سال ۲۰۰۰

آری ! شعبان جعفری ( بی مخ ) در پنجاه و سومین سالگرد کودتایی که خود نقش بسزایی در پیدایش آن داشت درگذشت و این همان طنز تاریخ است .
شعبان جعفری بی شک یکی از نامهای جنجالی تاریخ معاصر ایران و از بازیگران اصلی کودتا 28 مرداد بود . او که خود را از مریدان " آیت الله کاشانی " و دوستداران " محمد رضا شاه پهلوی " می دانست ، در کودتای ۲۸ مرداد به همراه دوستانش نقشی بزرگ در پیروزی خیابانی طرفداران شاه و ارتش در مقابل طرفداران حزب توده و دکتر مصدق بازی کرد .

وقتی خبر را شنیدم یاد مرد بزرگ تاریخ معاصر ایران دکتر حسین فاطمی افتادم که چگونه پس از دستگیری در سال سی و دو مورد اصابت چاقوی شعبان بی مخ قرار گرفت . اينك هم دكتر فاطمي و هم شعبان جعفري به تاريخ پيوسته اند ، اما اين كجا و آن كجا ...

آری ! شعبان بی مخ در تاریخ معاصر ایران یک نماد بود و در مملکت ما ايران که هنوز هم شعبان بی مخ ها و تفکرات شعبان بی مخی حضور پررنگی دارند و می توانند تصمیم ساز باشند شاید درگذشت شعبان بی مخ آن هم در سالگرد کودتای 28 مرداد ، نور امیدی را در دل روشن کند که زمان شعبان بی مخ ها ، زهرا خانم ها و ... به سر آمده باشد .

به امید روزی که افکار و رفتار های مبتنی بر لمپنیسم را تنها و تنها در دل تاریخ جستجو کنیم .

عکس از کتاب خاطرات شعبان جعفری

August 17, 2006

رسانه با پتك از بين نمي رود !

پليس: سلام! لطفا درب را باز كنيد .

از پنج‌شنبه هفته گذشته ماموران يگان ويژه نيروي انتظامي پس از اخذ حكم كلي قضايي براي ورود به مشاعات منازل با شدت زيادي اقدام به جمع‌آوري ديشهاي ماهواره‌ در بعضي محله هاي تهران كرده اند و تاكنون عملياتهايي در شهرك غرب، ونك، مجتمع بهجت‌آباد خيابان زرتشت، الهيه و تجريش به اجرا در آمده است.

آري ! دوباره آغاز شد . نمي خواهم به هيچ وجه توهم توطئه داشته باشم ؛ اما به رفتار هاي يك ماه اخير در سياست ورزي كشورمان دقت كنيد :

1- سفر آقاي لاريجاني به اتحاديه اروپا و اعلام شكست مذاكرات بين لاريجاني و سولانا .
2- سفر يك روزه آقاي لاريجاني به سوريه در راه بازگشت از اروپا پس از شكست مذاكرات
3- فرداي آن روز گروگانگيري دو سرباز اسرائيلي توسط نيروهاي حزب ا... و آغاز جنگ يك ماهه
4- تبليغ و پروپاگاندا ي بي نظير رسانه هاي داخلي از جمله صدا و سيما بر روي جنگ كه همچنان پس از اتمام جنگ نيز ادامه دارد
5- آغاز دوباره طرح جمع آوري ماهواره ها در چند شهر كشور

اما هم زمان تحولات مهمي درباره پرونده هسته اي ايران اتفاق افتاد است كه رسانه هاي ملي با برنامه اي از پيش طراحي شده و با تبليغ پر حجم جنگ حزب ا... .و اسرائيل مانع خبردار شدن مردم از آن شدند و اين اتفاق مهم ، اجماع جهاني عليه ايران در پرونده هسته اي ايران بود . آري ! از 15 عضو دائم شوراي امنيت ، 14 عضو از جمله روسيه و چين به قطعنامه اي راي مثبت دادند كه بر طبق آن ايران تا 30 آگوست ( 8 شهريور ) فرصت دارد كه فعاليت هاي غني سازي را متوقف كند ، ‌در غير اين صورت در قطعنامه هاي بعدي شامل مجازتهاي تحريمي خواهد شد .

آري ! ديپلماسي كه با تبليغات زياد ادعا مي كرد كه توانسته است بين اروپا و آمريكا اختلاف اندازد ،‌ نه تنها اروپا را كه روسيه و چين را هم به دامان آمريكا فرستاد و حالا ما يك جهان دو قطبي داريم . آمريكا و روسيه و چين و فرانسه و انگليس و آلمان و ... در يك قطب و ايران و ونزوئلا و سوريه و گامبيا در قطبي ديگر .

تا زماني كه جنگ بود ، رسانه هاي ملي با تبليغ گسترده بر روي جنگ حزب ا... و اسرائيل مردم را از اين اجماع خطرناكي كه بر عليع ايران شكل گرفته است بي اطلاع مي گذاشتند و حالا با ايجاد فضاي رعب و وحشت در جمع آوري آنتن هاي ماهواره اي در تلاش هستند كه ارتباط مردم را با همين رسانه هاي محدود خبري نيز قطع كنند و مطمئن باشيد كه هرچه به 8 شهريور نزديك مي شويم اين تلاش گسترش مي يابد . آري ! برنامه بلند مدت رسانه اي در پرونده هسته اي اين است كه مردم داخل ايران را در يك قرنطينه خبري تمام عيار قرار دهند .


وگرنه دوستان مي دانند كه جمع آوري تجهيزات ماهواره در تهران بيشتر به يك شوخي شبيه است . در اين درياي آنتن هاي ماهواره اي در همين تهران خودمان ،‌ انديشه جمع كردن آنتن ها مانند تصور همان رندي است كه با كاسه ماستي در كنار دريا در آرزوي درست كردن دوغ بود .

اما عزيزان و دوستان من! با همه وجود مي گويم كه رسانه با پتك از بين نمي رود . انديشه را با انديشه پاسخ مي گويند و رسانه را نيز با رسانه !

آیا در عصر ارتباطات " باند پهن " و ارتباطات ماهواره ای ، راه هاي برقراي ارتباط را با پتك از بين مي برند . آيا تا به اين حد ...

آيا كارفرهنگي در برابر شبكه هاي بيگانه يعني اين ؟!

آيا مي دانيد كه صنعت ارتباطات ماهواه اي براي ارسال كانال هاي تصويري در دنيا به سمتي در حال حركت است كه در آينده براي ارسال كانال هاي تلويزيوني بجاي ماهواره هاي GEO از ماهواره هاي LEO استفاد ه خواهد شد ؟ آيا مي دانيد معني آن چيست ؟ يعني در آينده نزديك براي دريافت كانالهاي ماهواره اي به ديش روي پشت بامي كه به سمت ماهواره مشخصي Point باشد نياز نخواهد بود و دستگاه هاي گيرنده در داخل اتاق نيز امكان دريافت كانالهاي ماهواره اي را خواهند داشت . حقيقتا آن زمان چه مي كنيد ؟ خانه به خانه ي مردم را جستجو مي كنيد كه با پتك گيرنده ها را از بين ببريد ؟

حقيقتا در زماني كه رسانه هاي ارتباطي همه اطراف ما را فرا گرفته است ، اين رفتار ها همان آب در هاون كوبيدن است ... .

عکس 1 :

2061.jpg

عکس 2 :

2067.jpg

عکس 3 :

2073.jpg

در همين زمينه :

شبكه هاي شيطاني - راز نو
پتك و انديشه - رازنو
جمع‌آوري ماهواره‌ها از مجتمعهاي مسكوني توسط يگان ويژه - ايسنا

عكس ها : آرش خاموشي - ايسنا

August 16, 2006

سمینار دین و مدرنیته : پنجشنبه ی این هفته

پنجشنبه ی این هفته از سوی مؤسسه ی گفت و گوی ادیان ما، سمینار دین و مدرنیته برگزار می شود. این موضوع، از مسائل جدی و ضروری دنیای امروز و کشور ماست.

این سمینار در سه پانل انجام می شود. ساعت ۹:۳۰ تا ۱۲:۳۰ آقایان دکتر سعید حجاریان، دکتر ژند شکیبی، دکتر علیرضا علوی تبار و دکتر محسن کدیور سخنرانی می کنند. بعد از استراحت کوتاه و اقامه ی نماز و نهار مختصر در پانل دوم که از ساعت ۱۳:۳۰ آغاز می گردد آقایان دکتر سروش، حجت الاسلام سید علی طالقانی، دکتر سعید بینایی مطلق و دکتر محمد راسخ سخن خواهند گفت و در آخرین پانل این سمینار که از ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۹ برگزار می شود آقایان دکتر محمود صدری، دکتر مراد فرهاد پور، دکتر علیرضا شجاعی زند و دکتر سارا شریعتی دیدگاه های خود را ارائه می نمایند.

علاوه بر این سخنرانان از دکتر علی پایا، پروفسور براین ترنر، پروفسور گریس دیوی، دکتر داریوش شایگان، دکتر ابوالقاسم فنایی، پروفسور جوز کازانوا، دکتر فاطمه کشاورز، دکتر مصطفی ملکیان، دکتر آرش نراقی، دکتر سید حسین نصر و دکتر محمدرضا نیکفر آثاری ارائه می کنند که در سمینار توزیع می شود.

جهت یادآوری این سمینار از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۹ روز پنجشنبه ۲۶ مرداد در حسینیه ی ارشاد واقع در خیابان دکتر شریعتی برگزار می شود.

منبع : وب نوشتها

July 31, 2006

برای کودکان روستای قانا : به کجا چنین شتابان !

به کجا چنین شتابان ...

جنگ همیشه سیاه است ؛ جنگ همیشه محکوم است ؛ تاریخ نشان داده است که بزرگترین قربان جنگ ها ، همیشه غیر نظامیانی بوده اند که در سیاست ورزی سیاستمداران می سوزند . دیشب با همه تحلیل ها و نگاهی که به آینده خاورمیانه و طرح خاور میانه بزرگ داشتم ، وقتی تصاویر مربوط به حمله هوایی اسرائیل به روستای قانا را دیدم برای لحظاتی تنها به این می اندیشیدم که حقیقتا به کجا چنین شتابان ...

فارغ از اینکه در این جنگ ، حزب ا... با توجه به حضور همه جانبه اش در دفاع از لبنان به دنبال سهم خواهی بیشتر در ساختار دولت لبنان خواهد بود ؛ یا اینکه ایران با آغاز جنگ لبنان ، توانست توجه جامعه جهانی را از موضوع پرونده هسته ای به سمت دیگری معطوف کند و یا اینکه آمریکا با این جنگ ، فرصتی برای آزمایش آخرین دستاورد های نظامی خود پیدا کرده است ، اما آنان که در این میان در آتش این جنگ در حال سوختن هستند ؛ مردم بی دفاع لبنان هستند ؛ کودکان روستای قانا دیروز قربانی جنگی شدند که شاید کمترین سهم را در آن داشتند .

عروس خاورمیانه این روزها در آتش و خون غوطه ور است و مردم جنوب لبنان به جرم شیعه بودن حتی از حمایت معنوی دیگر برادران عرب زبان خودشان در منطقه محروم هستند ؛ کینه دیرینه ای که دولت های عرب منطقه نسبت به شیعیان لبنان داشته اند ، این روزها به خوبی رخ نمایان کرده است .

دولت اسرائیل نیز که در آغاز جنگ با حمله به زیر ساخت های لبنان جنگ استراتژیکی را آغاز کرده بود ، دیروز با حمله وحشیانه به روستای قانا نشان داد که شدیدا به حالتی فرسایشی رسیده است . به نظر من بزرگترین بازنده این جنگ اسرائیلی است که علاوه بر هزینه های فراوانی که در برابر مردم خود ، برای به خطر انداختن جزیره آرامشی که به آنان وعده داده بود باید بپردازد ، در عرصه بین المللی نیز با جنایاتی همچون حمله به روستای قانا ، اجماع افکار عمومی جهان را بر علیه خود برانگیخته است .

وقتی به جمله کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا که گفته بود : " لبنان در این جنگ ، درد زایمان تولد خاورمیانه بزرگ را تحمل می کند " می اندیشم به این نتیجه می رسم که حتی با فرض تولد این فرزند نامشروع ، این اسرائیل است که باید سالها این فرزند عقب مانده را با رنج و درد بسیار به سینه بکشد .

شاید بتوان ، جنگ میان لبنان و حزب ا... را جنگ جایگزین نبرد بین ایران و امریکا دانست و این چنین است که شاید کودکان لبنانی هزینه خشونتی را می پردازند که ما ایرانی ها هم در آن سهیم هستیم

به نظر می رسد اسرائیل که خشونت و سرمایه در ذات زایشش و پیدایشش نهفته بوده است ، خود در نهایت قربانی خشونت زایش دیگری خواهد شد ...

به امید خاورمیانه ای غرق در صلح و آرامش ! آرزویی که با توجه به نگاه صاحبان قدرت و سرمایه به این منطقه ، کمی بعید به نظر می رسد ...

July 13, 2006

سفر به واقعيت : نمای نزديك از تبريز

Tabriz.png


هنوز يك ساعت نمي شه كه از تبريز برگشتم . براي يه مسافرت كاري ، يكي دو روزي رفته بودم اونجا . از آخرين باري كه تبريز رفتم يه 7 سالي مي گذشت . در اين فرصت اندك در كنار كار خودم ، ‌خيلي تلاش كردم كه با آدم ها باشم ، حرف بزنم و در و دل هاشون را گوش كنم ! بخصوص كه رفتن من درست پس از بازگشت رئيس جمهور از اين استان بود !

با آدم هايي از طبقه هاي مختلف حرف زدم ؛ از راننده تاكسي گرفته تا كتابفروش و دانشجوي پزشكي و بازرگان ...

وقتي در تبريز بودم ، ‌خيلي زياد به مانا نيستاني و مهرداد قاسم فر فكر مي كردم . با هر كسي كه حرف مي زدم ، ‌ازشون مي پرسيدم كه در تبريز چه خبر بوده ، چرا تبريز شلوغ شده بود و از اين حرف ها ...

خيلي حرف هاي جالبي شنيدم . همه و همه از فرهيخته و روشنفكر گرفته تا راننده تاكسي و ... وقتي از كاريكاتور ها گفتم ؛ مي گفتند كه آقا اون روزنامه و كاريكاتور بهانه بود . مردم ديگه از اين همه تبعيض به تنگ آمده بودند و اين بهانه اي بود براي اينكه اعتراض كنند . وقتي پرسدم كه مردم از چه به تنگ آمده اند مي گفتند كه از " تبعيض " ! از تلاش حكومت براي عقب نگه داشتن ؛ از رشد شديد بيكاري و از اينكه كارخانه ها داره يكي يكي تعطيل مي شه ،‌ از اينكه می گفتند ما نه تنها تو اين سالها پيشرفت نكريم كه عقب هم رفتيم .

تبريزي ها مي گفتند كه ما چيز زيادي نمي خواهيم ؛ ما فقط مي خواهيم همون اندازه كه به اصفهان و مشهد و رفسنجان توجه مي شود به ما هم توجه بشه ؛‌ مي گفتند : از زمان مشروطه تا به حال از همه جاي ايران ، بيشتر براي اين كشور هزينه داده ايم ؛ اما حالا به جرم " ترك " بودن از خيلي جاها محروم تر هستيم . ما مي خواهيم بچه هاي ما تو مدرسه علاوه بر داستان هاي فارسي ،‌ داستان تركي هم بخونند . بچه هاي ما به ما مي گن زبان تركي " املي " هست ، ‌چون همه داستان ها فارسي هستند ، اما اونا نمي دونند كه ما هم داستان و شعر تركي زياد داشتيم .

آري ! همه اين حرف ها را از زبان مردم كوچه و بازار تبريز شنيدم و باز هم مثل هميشه به اين حرفم رسيدم كه ما توي ايران همه چيزمون سياسي هست . سياسي به دنيا مي آيم ،‌سياسي زندگي مي كنيم و سياسي مي ميريم ...

وقتي از مردم پرسدم كه آيا از كاريكاتور ناراحت شديد ؟ خيلي جواب هاي جالبي شنيدم . بهم گفتن : نه ! اون کاریکاتور فقط یک بهانه بود . یه کبریت بود به بشکه باروت ناراحتی ها و گله های چندین ساله مردم ترک زبان و وقتي تلويحا از مانا گفتم . جواب يه راننده تاكسي برام بي نهايت جالب بود كه گفت : مردم از اوني كه اون كاريكاتور كشيده ناراحت نيستيم ؛ از روز اول هم نبودند . اونم مثل خيلي پسرهاي ما مي مونه كه الان بعد از 2 ماه همچنان تو بند هستند ؛ اون حتما خودش مي دونه كه ما مردم تبريز و ترك براي كار اون اعتراض نكرديم ، ‌اما اون بالايي ها ،‌ همه گناه هاي چندين سالشون را سر اون ريختن و اون داره جاي اونا تاوان پس مي ده . اين همه فرهيخته گي از يه راننده تاكسي حقيقتا مرا شك زده كرد !

با مردم از استقلال آذربايجان گفتم و از اينكه آيا دوست داريد استقلال پيدا كنيد ، ‌يا اينكه مشكلاتتون رفع بشه و بهتون بيشتر توجه بشه ؟ خيلي برام جالي بود . همه ، از هر طبقه اي كاملا با استقلال بيگانه بودند . همه خودشون را قسمتي از ايران مي دونستند و مي گفتند : استقلال چيه آقا ! ما ايراني هستيم . ما فقط مي خواهيم ما را به جرم " ترك " بودن ،‌ عقب نگه ندارند و امكانات بهمون بدند .

يه تفسير خيلي جالي هم از يه آقايي كه بهم گفت توي كار فرش هست شنيدم . بهم گفت : آقا ! اين روزها ، ‌يه سري آدم از اينطرف و اونطرف مي گن كه جمهوري آذربايجان كه باكو مركزش هست با آذريايجان ايران ،‌ بايد يه كشور بشن به پايتختي تبريز . اما آقا ! ما با اونا خيلي غريبه ايم . اونا 70 سال زير حكومت شوروي بودن و مثل اونا شدن . تو باكو ممكنه يه آقا شب دست رفيقش را بگيره و ببره خونشون و با خانمش اينا باشه .... اما ما بميريم هم نمي تونيم اين چيزا رو قبول كنيم . تنها شباهت ما با ا اونا اينه كه تركي حرف مي زنيم ، فقط همين !

برام از روزهاي شلوغي گفتند ؛ از اينكه مردم چند تا بانك و تعداد زيادي عابر بانك از جمله بانك ملت چهارراه آبرسان را آتش زدند . از اينكه يه تعدادي كشته شدند و 200 ، 300 نفري بازداشت شدند ... از اينكه روزهاي آخر اعتراض ها ،‌ يه سري نيروهاي ضد شورش جلوي بانك ها اومده بودند كه با هم عربي (!) حرف مي زدند و بنده خدا ها فكر مي كردند كه اونها را از خوزستان آوردن ! اينگونه وحدت بين استانها در اين مملكت حفظ مي شود . بهشون گفتم : نه عزيزان ! خوزستان چيه ؟ اينا نيروهاي حزب الله لبنان هستند كه براي اين روزها تربيت شدند ! خدا سيد حسن نصرالله را حفظ كنه ...

اما صحبت هاي فارس زبانهاي مقيم تبريز هم برام جالب بود . اينكه توي اون روزها ، به هيچ وجه نبايد توي شهر فارسي حرف مي زدند ، اينكه ماشين هاي نمره تهران يه 10 روزي از خونه هاشون خارج نشده اند و ...

توجه
راز نو : من هر آنچه را كه ديدم و شنيدم را بدون كم و كاستي بيان كردم و حقيقتا هيچ نفعي هم از قلب واقعيت نصيب من نمي شود ؛ من فقط شاهدي بودم بر آنچه ديدم . همه تلاش من هم بوده كه همه نظرات را چه مخالف و چه موافق منتقل كنم . اما افسوس كه بعضي از دوستان ، ‌آنقدر بغض كينه چشمانشان را كم سو كرده كه زباني جز دشنام و ناسزا ندارند . تنها خط قرمز من در قبول نظرات ، قبول نكردن فحش و ناسزا بوده ، ‌هست و خواهد بود .

June 18, 2006

بيانيه " جبهه مشاركت " درباره برخورد با تجمع دفاع از حقوق زنان

در ادامه بيانيه ها در محكوميت برخورد خشونت آميز با " تجمع اعتراضي زنان براي لغو قوانين زن ستيز " ، جبهه مشاركت هم در همين راستا بيانيه اي صادر كرده است . اين بيانيه را يكي از دوستان از طريق ايميل برام فرستاده و با توجه به اينكه فكر مي كنم ، متن كامل اين بيانيه تاكنون در جايي منتشر نشده است ، متن كامل اين بيانيه را در اينجا مي گذارم :

به نام خدا


بيانيه جبهه مشاركت ايران اسلامي درباره
برخورد با تجمع گروهي از شهروندان در دفاع از حقوق زنان


هفته گذشته برخورد نيروي انتظامي با تجمع شماري از شهروندان در دفاع از حقوق زنان واكنش‌هاي گسترده‌اي را برانگيخت. برخورد صورت گرفته با اين تجمع كه در نوع خود بي‌نظير بود، اعتراض بخش‌هاي مختلف جامعه فعالان سياسي و اجتماعي را در پي داشت.
جبهه مشاركت ايران اسلامي نيز به نوبه خود برخورد با اين دسته از شهروندان را محكوم نمود و دولت را به شنيدن مطالبات بخش‌هاي مختلف جامعه دعوت نمود. در اين فرصت مناسب ديده شد كه اندكي بيشتر به اين حادثه و زمينه‌هاي بروز آن بپردازيم.
رخداد مزبور از دو حيث مورد توجه است يكي از جهت خواسته‌هايي كه برپا كنندگان اين تجمع در اطلاعيه‌ها و بيانيه‌هاي خود مطرح نموده بودند و ديگري اصل موضوع حق برگزاري تجمعات و اعتراضات مدني كه به نظر مي‌رسد در اين حادثه ناديده گرفته شده است.
از مهم‌ترين شاخص‌هاي توسعه‌يافتگي كشورها تحقق برابري جنسيتي است و تلاش بر آن است كه با رفع موانع حقوقي و قانوني متناسب با شرايط زماني و مكاني و بعضاً با اعمال تبعيضات مثبت زمينه برابري شهروندان فارغ از جنسيت آنان در برخورداري از حقوق شهروندي و فرصت‌ها و امكانات را فراهم نمايند . از اين موضوع به رواداري عدالت جنسيتي نام مي‌برند.
در كشور ما نيز به سبب پاره‌اي ملاحظات تاريخي و رسوبات فرهنگي، در كنار برداشت‌هاي ناصواب از شرع مبين كه به هيچ عنوان پاسخگوي مناسبات و وضعيت اجتماعي امروز ايران نيست، موانع قابل توجه در راه رسيدن به عدالت جنسيتي وجود داشته و عليرغم تلاش‌هايي كه در سال‌هاي گذشته در جهت اصلاح قوانين و فرهنگ‌سازي‌ در اين رابطه صورت گرفته است كماكان حجم وسيعي از اين تبعيضات نيمي از جامعه را در برخورداري از حقوق و فرصت‌هاي برابر محروم داشته است و حتي متأسفانه موانع بسياري در مسير اطلاع‌ يافتن جامعه زنان ايران از حقوق و نيز توانايي‌هاي خود قرار داده شده است.
به جرأت مي‌توان گفت يكي از گام‌هاي اساسي در جهت حل مشكلات زنان ايران و رفع تبعيض از نيمي از جامعه ايران بازنگري و تغيير در قوانين مدني كشور است.
مواد قانون مدني ايران بعضاً ريشه در جامعه گذشته دارد و حتي اگر با خوشبينانه‌ترين تفاسير به آن بنگريم، بر اساس نقش‌ها و كاركرد‌هاي آحاد جامعه و شناخت و درك آنان از توانمندي‌ها و حقوق خود و بر مبناي تقسيم نقش‌ها و كاركردها در آن زمانه تنظيم شده است. به گواهي مستندات عديده و مجموعه فعاليت‌هاي پژوهشي و علمي صورت گرفته در مراكز دولتي، دانشگاهي، حوزوي، حقوقي و قضايي درباره كارآمدي قوانين موجود در حل مسائل اجتماعي به يقين مي‌توان گفت كه اكثريت حقوقدانان محترم دانشگاهي و فضلا و مجتهدان علوم ديني، دست‌اندركاران امور اجرايي و قضايي و در يك كلام قاطبه عقلاي دلسوز جامعه معتقد به ضرورت تغييرات فراوان و اصلاحات قابل توجه در قوانين مدني به ويژه بخش‌هاي مربوط به زنان هستند.
بر اين اساس معتقديم كه چنانچه به اين ضرورت توجه نشود و در عوض تلاش براي تحقق اين تغييرات و روزآمد كردن قوانين مدني كشور و زمينه‌سازي براي برخورداري هر چه بييشتر زنان از حقوق و فرصت‌ها، با نگاه‌هاي بنيادگرايانه و متحجرانه به موضوع زنان نگريسته شود و عقبگرد و پسرفت در زمينه حقوق زنان جانشين ضرورت‌ها و مقتضيات زماني شود، اداره امور جامعه با مشكلات جدي مواجه خواهد شد. بي‌توجهي به نوع مسائلي كه مشكلات زنان را پديد آورده است بالمأل بنيان خانواده‌ها را آسيب‌پذير نموده و پيچيدگي‌ها و مسائل دست و پاگير اجتماعي را دامن خواهد زد و اين نابساماني‌ها قطعاً چهره نظام را در داخل و خارج و در مواجهه با نهادهاي حقوقي بين‌المللي مخدوش خواهد ساخت.
دولت كنوني لازم است تحولات صورت گرفته در انديشه و جايگاه زنان كشور را به رسميت بشناسد و باور نمايد كه برخوردهاي تقابلي و نفي كنندة پيشرفت‌هاي گذشته، موقعيت برابر زنان در جامعه و فروكاستن مطالبات آنان به امور معيشتي و خيريه‌اي نه تنها كمكي به بهبود وضعيت زنان و تحكيم خانواده‌ در كشور نمي‌كند بلكه بحران‌هاي اجتماعي را در داخل دامن زده و فشارهاي بين‌المللي را بر كشور خواهد افزود.
از بعد ديگر درباره تجمع صورت گرفته و برخورد با آن لازم است متذكر شويم كه در جامعه سامان يافته مكانيزم‌هاي لازم جهت مشاركت و مداخله اراده مردم در امور عمومي پيش‌بيني شده است و با به رسميت شناختن حق اعتراض و انتقاد براي اقشار جامعه، دولت‌ها فرصت‌ها و امكانات لازم را براي بيان مسالمت‌اميز اعتراض‌ها و انتقادها فراهم مي‌آورند. در قانون اساسي جمهوري اسلامي نيز اين حق به رسميت شناخته شده است و آحاد جامعه مي‌توانند اعتراضات مسالمت‌آميز خود را با برگزاري تجمعات و تظاهرات به گوش دولت و ساير بخش‌هاي جامعه برسانند.
به روشني پيداست كه اقتدار دولت‌ها در آن است كه با افزودن تحمل و مداراي خود در برابر مطالبات، خواسته‌ها و اعتراضات اقشار جامعه نه تنها فرصت بيان آن را فراهم آورند بلكه زمينه گفتگو و شنيدن صداهاي متفاوت را ايجاد و از فرصت‌هايي كه اين موضوع ايجاد مي‌كند در جهت اصلاح امور استفاده بهينه نمايند.
برخورد خشن با بيان مطالبات اجتماعي و استفاده از اهرم زور و زندان براي سركوب اعتراضات اجتماعي نه تنها نشان اقتدار دولت نيست بلكه گوياي ناتواني و تشويش خاطر اداره كنندگان كشور در برخورد با پديده‌هاي طبيعي اجتماعي است.
طرفه آنكه در حادثه اخير براي نخستين بار با پديده مداخله پليس زن در برخورد با تجمع فعالان امور زنان مواجه بوديم. در همه كشورهاي دنيا پليس زن به منظور حمايت از حقوق زنان و رعايت ويژه آنان تشكيل مي‌شود ولي متأسفانه در اين حادثه پليس زن به مثابه ابزاري براي تسهيل برخورد با زنان مورد استفاده قرار گرفته است.
جبهه مشاركت ايران اسلامي عليرغم آنكه ممكن است در اتخاذ روش بيان نظرات و مطالبات با برپاكنندگان تجمع ياد شده اختلاف نظر و سليقه داشته باشد اما با دفاع از اصل برابري جنسيتي و لزوم اصلاح قوانين تبعيض‌آميز و نيز با تأكيد بر حق قانوني شهروندان در برپايي تجمعات و بيان مطالبات و اعتراضات خود، برخورد خشونت آميز صورت گرفته با تجمع اخير را يكبار ديگر محكوم مي‌نمايد و خواستار آزادي سريع بازداشت شدگان و رعايت كامل موازين حقوقي در جهت رسيدگي به پرونده آنان است.

جبهه مشاركت ايران اسلامي
28 خرداد 1385

June 13, 2006

راز نو در اعتماد ملی

یاداشت " به امام جمعه تهران ایمیل بزنید " بیشتر از حد انتظارم فراگیر شد ؛ تا جایی که روزنامه اعتمادملی امروز در صفحه آخر خودش در بخش " سیاست مجازی " به معرفی وبلاگ " رازنو " پرداخته و با نمايش تصوير وبلاگ و تیتر " به آقای جنتی ایمیل بزنید " ، آدرس لینک این یاداشت را به اطلاع خوانندگان خودش رسانده و نوشته است که :

اگر اصلاح طلب هستید و در انتخابات رد صلاحیت می شوید ؛ اگر اصلاح طلب نیستید اما از نحوه تایید صلاحیت خوتان در انتخابات آینده خبر ندارید و حتی اگر به عنوان یک شهروند عادی با آقای جنتی کار دارید و نمی توانید به ساختمان شورای نگهبان بروید . یک راه آسان برایتان پیدا شده است که خبر وبلاگی آن را " رازنو " می دهد ...

ادامه ياداشت روزنامه را از اینجا بخوانید .

June 12, 2006

زنان عليه زنان !

تجمع امروز عصر زنان در ميدان " هفت تير " كه با عنوان " تجمع اعتراضي زنان براي لغو قوانين زن ستيز " برگزار شد ، به خشونت كشيده شده است و اينطوركه از خبرها به گوش مي رسد دوستان نيروي انتظامي سنگ تمام گذاشتن و با برخورد و ضرب و شتم شديد و بازداشت تعداد زيادي از زنان حاضر ، به اين تجمع پايان دادند . نكته اي كه در اين برخوردها مهم بوده است ، حضور پر تعداد زنان پليس بوده كه به باتوم و اسپري مجهز بودند و خانم‌های کماندو تجمع كنندگان را با باتوم می‌زدند . تصور كنيد كه يك عده زن براي اعاده حقوق زنان در جايي تجمع كنند و عده ديگري زن - البته مجهز و مسلح - آنها را بزنند !!

با چرائي برگزاري اين گونه نشست ها ، آنهم در شرايط كنوني كشور كاري ندارم . ولي حقيقتا نمي دونم اين گونه تجمع ها و نشست ها چه تاثيري مي تواند در نهضت مبارزه زنان ايران داشته باشد ؛ جز اينكه باعث آزار و اذيت و صدمه ديدن تعداد زيادي از عزيزان مي شود . من مي دانم كه تعداد زناني كه از قوانين حاكم بر زنان در ايران راضي هستند و يا اهميتي برايشان ندارد ، بيش از منتقدان است و اين ضرورت كار ريشه اي و كار فرهنگي و آموزشي را نمايان مي كند .

تصور كنيد يكي از همكاران خانم در شركت كه سرش براي اين جريان ها درد مي كند ، زنگ زد به من و گفت : من را الان بازداشت كردند و من در ماشين ... تماس قطع شد و تا همين الان هم موبايلش خاموش است .

شنيدم كه ژيلا بني يعقوب ، موسوي خوئيني و بهمن احمدی امویی هم بازداشت شده اند .

فقط مي توانم بگويم ، متاسفم !

در همين زمينه :

عكس هايي از دستگيري هاي گسترده ي تجمع امروز ميدان هفت تير - كسوف ( پيشنهاد مي كنم كه حتما ببينيد )
آشوب هفت تير - سنجاقك
زن در برابر زن - عصيان
تجمع میدان هفت تیر به خشونت کشیده شد - فعالان حقوق بشر ايران
لولی در میدان هفت تیر - كولي ها ، كنار آتش
خدای بزرگ...همه رو دستگير کردن ... - بانوی اردیبهشت
تجمع فاقد مجوز شماري از زنان در ميدان هفت تير - ايسنا

June 11, 2006

به امام جمعه تهران ايميل بزنيد !

جمعه شب در حالي كه قبل از بازي لهستان - اكوادر ، چرخي در بين كانالهاي تلويزيوني وطني مي زدم ، به نكته اي برخوردم كه به نظرم خيلي جالب بود .
كاناي يك طبق معمول هر جمعه شب داشت خطبه هاي نماز جمعه به امامت آيت ا.. جنتي را پخش مي كرد . در زير نويس پخش خطبه هاي نماز جمعه آمده بود :

همه بينندگان عزيز ، اگر نظر ، پيشنهاد و انتقادي به اين خطبه هاي پخش شده دارند ؛ مي توانند نظرات خودشون را به آدرس الكترونيكي : jannati@namazjome.ir ارسال كنند ...

فكرش را بكنيد ... !

حقيقتا تا چند لحظه در بهت بودم ... .

نكته اي كه برام بيش از همه جالب بود ، نفوذ و رسوخ ICT و دنياي ارتباطات مجازي و اينترنت حتي در سنتي ترين نهاد هاي كشور هست ... فكرش را بكنيد ، به امام جمعه ايميل بزنيد و بگيد به اين قسمت خطبه هاي شما من انتقاد دارم ...
حالا اينكه اين انتقاد چه تبعاتي دارد ، بماند ... اما من هميشه از اين اقدامات استقبال مي كنم و معتقدم كه بايد پذيرفت كه دنياي بدون اينترنت و دنياي با اينترنت دو معناي كلملا مستقل دارند. اين شاخصه دنياي مدرن است و اين چنين است كه اكبر گنجي در سخنراني خود در هنگام گرفتن جايزه خود در مسكو مي گويد : اينترنت و فرهنگ همراه با آن بزرگترين مانع دولت هاي خود كامه و مستبد در راستاي اهداف آنها است . در جهان اينترنت ، امكان قبض و انحصار افكار و انديشه ها حتي به شكل ظاهري آن هرگز وجود ندارد ...

May 23, 2006

روزنامه " ایران " توقیف شد

روزنامه ایران ، ارگان رسمی خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران به دلیل انتشار کاریکاتوری در ضمیمه " ایران جمعه " توقیف موقت شد .

در همین راستا " مانا نیستانی " کاریکاتوریست و مهرداد قاسم فر سردبیر " ایران جمعه " نیز امروز بازداشت شدند .

به نظر می رسد در راستای پروژه برخورد با مطبوعات این بار خودزنی شده است و ارگان رسمی دولت خدمتگزار به دلیل آنچه که توهین به اقوام خوانده می شود ، توقیف شده است . نکته جالب اظهارات وزیر کشور است که قبل از تشکیل دادگاه امروز ، گفته بود : ترسيم‌كننده‌ي كاريكاتور توهين‌آميز امروز بازداشت مي‌شود .

خبر هادیتونر درباره بازداشت " مانا نیستانی " را از اینجا بخوانید .

خبر ایرنا درباره توقیف " ایران " را از اینجا بخوانید .

May 15, 2006

امنیت ! امنیت !

با خودم قرار گذاشته بودم که بیش تر از یک یاداشت در روز نذارم ، اما حادثه تروریستی دیروز جاده بم - کرمان من را جدا شک زده کرد .


توی یه یاداشتم به نام زخم به این نکته اشاره کردم که بعضی از فیلم ها برای من فراتر از یک فیلم بوده اند و من نمی دانم چرا از دیروز این دیالگ فیلم آژانس شیشه ای همش تو گوشم هست .


وقتی که مامور اطلاعاتی ( رضا کیانیان ) به حاج کاظم ( پرویز پرستویی ) می گه :

امنیت ! امنیت !
این مملکت کی باید رنگ امنیت را به خودش ببینه ؟
این بچه تو کی می تونه برای آیندش برنامه ریزی کنه ؟
...

اخبار خوبی از استانهای شرقی کشور به گوش نمی رسه ، متاسفانه دامنه نا امنی داره به مرکز کشور کشیده می شه ...

بی شک مهمترین و ابتدایی ترین وظیفه دولتها در قبال ملتها ، تامین امنیت جانی مردمان آن کشور است .
برای همه آنهایی که در راه امنیت ایران تلاش می کنند ، آرزوی موفقیت دارم و برای آنهایی که در رویاهای خود به سر می برند ، آرزو دارم که بر روی زمین آیند و به فکر امنیت مردم باشند .

May 02, 2006

دولت سورپرایز

اگر یه روز از خواب بیدار شدید و شنیدید که " برانکو ایوانکوویچ " شده معاون وزیر مسکن ، خیلی تعجب نکنید ؛ اینجا ایرانه … !

اگر یه روز از خواب بیدار شدید و شنیدید که " عادل فردوسی پور " شده نماینده ایران توی سازمان ملل ، خیلی تعجب نکنید؛ اینجا ایرانه … !

اگر یه روز از خواب بیدار شدید و شنیدید که " علی پروین " شده عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی ، خیلی تعجب نکنید ؛ اینجا ایرانه … !

اگر یه روز …

من تصور می کنم که یکی از سیاست های اصلی دولت احمدی نژاد ، اینه که مردم برای رفاه بیشتر و داشتن سوژه های خوب برای خنده ، همیشه باید " سورپرایز " بشن .

دیروز آقای " یزدانی خرم " پس از 18 سال ریاست بر فدراسیون والیبال ، شد رئیس فدراسیون کشتی !!!!

به یابنده " پرتقال " به قید قرعه جوایز نفیسی اهدا خواهد شد .

خود " یزدانی خرم " دیروز گفته : دولت احمدی نژاد کار عجیب زیاد می کند ، این هم یکی اش !

در همین راستا تا اطلاع ثانوی به همه افراد مسن و بیماران قلبی وعروقی پیشنهاد می شود که اخبار مربوط به " دولت سورپرایز " را به هیچ وجه پی گیری نفرمایند …




April 17, 2006

يه شب مهتاب

دريك نيمه شب بهاري در حالي كه داري از يه مهماني اجباري در يكي از سفره خانه هاي به اصطلاح سنتي و خيلي گرون ، كه به افتخار ورود عمه و عموت به ايران برپا شده مي گردي ؛ براي ساعتي يهو پرت مي شي به گذشته ايران و تحولات سي سال قبل اين مملكت .
اما چگونه ؟!
براي برگشتن از سفره خانه ، عمه اي كه بيش ازهفده سال هست كه خارج از ايران زندگي مي كنه و از آخرين سفرش به ايران نه سال مي گذره تصميم مي گيره كه با تو و ماشين تو برگرده و وقتي مثل خيلي از وقتها سي دي " فرهاد " توي ماشين شروع مي كنه به خوندن و فرهاد مي خونه :

يه شب مهتاب
ماه می‌آد تو خواب
منو می‌بره
از توی زندون
مث شب‌پره
با خودش بيرون،
می‌بره اون‌جا
که شب سيا
تا دم سحر
شهيدای شهر
با فانوس خون
جار می‌کشن
تو خيابونا
سر ميدونا:
عمو يادگار!
مرد کينه‌دار!
مستی يا هش‌يار
خوابی يا بيدار؟
...


عمه اي كه تنها تصورم از او مربوط به خاطرات گنگ كودكي و تماس هاي سالي دوباره براي نوروز و روز تولد با او مي شد سر به سخن باز مي كنه ...

وقتي بهم گفت : اين آهنگ فرهاد من رو ياد غروب روز هفده شهريور مي ندازه و اوج حس من نسبت به اين آهنگ مربوط به اون روز بوده ...

با هم از ايران گفتيم و از اون سالها ؛ برام مي گفت در يه خانواده اي كه سياست هميشه تابو بوده روز هاي فراووني به جاي اينكه بره سركار ، مي رفته حسينيه ارشاد سخنراني دكتر شريعتي ؛ برام از تظاهرات ها و ميتينگ هاي دانشگاه تهران گفت ؛ ازاوج شلوغي ها و تعقيب و گريزهاي اون روزها گفت ..

حقيقتا انتظار نداشتم و همه تصورم از عمم اين بود كه ايران برشان فقط خاطرات خوش دوران كودكي بوده ، اما ..

برام گفت كه از اولين آدمهايي بوده كه تحت تاثير مكتب شريعتي در خانواده اي كه حجاب هم در اون تابو بوده با حجاب مي شه و كاملا با همه وجودش به اسلام شريعتي ايمان مياره و در محيط پر اختناق آن روزها با روسري و حجاب در محيط كار چه فشار ها يي رو كه تحمل مي كرده و اين جملش برام بي نهايت جالب بود كه گفت : حجاب براي ماها تو اون زمان شده بود نماد روشنفكري ...

برم گفت كه من هميشه يه اين فكرمي كنم كه اگه ايران زندگي مي كردم و يه روز بچه هام ازمن مي پرسيدن كه مامان چرا انقلاب كرديد ؟! من چه جوابي بايد بدم ... و گفت كه چه جوري اون موقع ها از نسل قبل از خودشون خورده مي گرفتن كه كوتاهي شما دولت دكتر مصدق را به نابودي كشوند و باعث كودتاي دكتر 28 مرداد شد و ...

برام از دلايلي گفت كه مجبور شده از ايران بره ، از زندگي ايراني هاي خارج از وطن گفت . خيلي حرفهاي ديگه ...

برام گفت از ايران رفت چون مي خواسته فراي هم نسل هاي خودش رها بشه از بنده سنت هايي كه چون زنجير دست و پاي آدم ها رو مي بندند و بهم گفت : با همه تلاشم مي دونستم كه توي ايران نمي تونم از اين زنجير ها رها بشم ! سنت هايي كه ، تلاش براي متفاوت بودن ، متفاوت دوست داشتن و متفاوت زيستن و ... را با همه وجود تكفير مي كنند و به او گفتم : با همه سختي هاي اين مبارزه ! اي كاش مي ماندي . همين جا مبارزه مي كردي .

بهم گفت كه مواظب باش بازيچه دست بزرگان نشي ! كه حقيقتا خود اون ها هم در جواني روزي بازيچه دست ديگري بودند و گفت جواني و جوان توانايي هست كه همه آدم هاي نسل قبل در تلاش هستند دست نيافتني هاي خودشون رو تو زندگي از طريق اونها به دست بيارن ..

و وقتي بهم گفت كه : سيامك ! قدر بزرگترين سرمايه زندگي خودت رو، قدر جوني تو بدون كه اگه يه روزي مثل من توي ماشيني آهنگي متعلق به نسل خودت رو شنيدي و يه هو پرت شدي به سي سال قبل ؛ از اين سي سالي كه آمدي راضي باشي .... براي لحظاتي تنها مي تونستم سكوت كنم ...


مست ايم و هش‌يار،
شهيدای شهر!
خواب ايم و بيدار،
شهيدای شهر!
آخرش يه شب
ماه می‌آد بيرون،
از سر اون کوه
بالای دره
روی اين ميدون
رد می‌شه خندون...

يه شب ماه می‌آد
يه شب ماه می‌آد
...

April 12, 2006

باشگاه هسته ای

به باشگاه هسته ای پیوستیم .
حداقل ادعا می شود که به باشگاه هسته ای پیوستیم .
نمی دانم چرا ، ولی من کلا به این جریان که ایران به فناوری هسته ای دسترسی پیدا کرده بدبینم !
اونهایی که مانند من در حوزه فناوری و پروژه های اجرائی درگیر هستند ؛ حتما می دانند که تو این مملکت که یا قیر نیست ، یا قیف نیست و یا مسئولش نیست خیلی بعیداست که جوانان غیرتمند یک دفعه این همه خوب شده باشند !!!

نمی دونم چرا وقتی تصاویر این جوانان غیرتمند را می بینم حس می کنم اینها موجودات فضایی هستند که کمک ما اومدن تا بریم تو باشگاه !!!

دیشب وقتی می دیدم که بنگاه خبر پراکنی BBC در زیر نویس پخش مستقیم سخنان ریاست محترم جمهوری نوشته بود : " Iran has joined To Nuclear Club " نمی دونستم که باید از شادی بپرم بالا و یا اینکه دودستی بزنم تو سرم ...

بازهم نمی دونم چرا حس می کنم تحریم این شورای امنیت جهانخوار روز به روز داره به ما نزدیک تر می شه !

ما تو تقویم کشورمون همین 20 فروردین خالی بود که از سال بعد قطعا نوشته خواهد شد : روز دسترسی ایران به چرخه سوخت هسته ای .

یه نکته هم یه نظرم خیلی جالبه ! از دیشب تا امروز نمی دونم چرا یک دفعه حس میهن پرستی دوستان صداوسیما یی من این همه بالا رفته و تا الان 1250 بار نام " ایران " را از این رسانه محترم شنیدم ! باور ندارید ؟ خودتون شروع کنید به شمردن ...

در آخر اینکه هرکی فهمید کارگردان جشن " کیک زرد " کی بوده به من اطلاع بده ! چون من حقیقتا نمی دونستم ما چنین کارگردان های قدرتمندی تو ایران داریم ! اونهایی که دیشب این تاتر رو ندیدن جدا براشون متاسفم !

March 18, 2006

گنجی آزاد شد ...

گنجي آزاد شده ...

اكبر گنجي ، نماد مقاومت و ايستادگي امروز آزاد شد تا همه ما با دلي شاد به استقبال بهار برويم . بهاري كه براي همه ما سرشار از نگراني براي آينده ايران است . نفس گنجي و بودن گنجي براي همه ما قوت قلبي است ...


گر بدين سان زيست بايد پست
من چه بي شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائي نياويزم
بر بلند كاج خشك كوچه بن بست

گر بدين سان زيست بايد پاك
من چه ناپاكم اگر ننشانم از ايمان خود، چون كوه
يادگاري جاودانه بر تراز بي بقاي خاك!


هرگز از مرگ نهراسيده‌ام
گرچه دستانش از ابتذال شكننده‌تر بود.
هراس من-باري-همه از مردن در سرزميني‌ست
كه مزد گوركن
از آزادي آدمي
افزون باشد.
جستن
يافتن
و آنگاه
به اختيار برگزيدن
و از خويشتن خويش
باروئي پي افكندن-
اگر مرگ را از اين همه ارزشي بيش‌تر باشد
حاشا كه هرگز از مرگ هراسيده باشم.

اشعار از : شاملو

در همين زمينه :

in the first day of the freedom

Akbar Ganji released from jail

BBC News