دوشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۶در حالی که تنها دو روز از برگزاری انتخابات مجلس می گذرد ، با اعلام تدریجی نتایج انتخابات باید بیشتر و دقیق تر به بررسی تحولات سیاسی در انتخابات مجلس پرداخت و با آنکه این روزها با روزهای پایانی سال و حاشیه های آن گره خورده است ، اما باید پرسید که آیا آنچنان که آقای خاتمی گفت بازی اقتدارگرایان را به هم زده ایم ؟!
با اعلام نتایج در شهرستان ها در بهترین حالت به نظر می رسد که از لیست اعلام شده از سوی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در کل ایران حدودا 30 نفر در 102 حوزه ای که امکان رقابت در آنها وجود داشته است ، به مجلس راه پیدا کرده اند . اما سوالی که اینجا مطرح است و به نظر من این روزها به جای انفعال سیاسی باید به دقت به آن پاسخ داد ، آن است که آیا تاکید آقای خاتمی به عنوان ستون خیمه ستاد ائتلاف مبنی بر لزوم حضور همه جانبه در انتخابات و تاکید بر آنکه " باید بازی آنها را به هم بزنیم " امروز به ثمر نشسته است و اگر غیر از این بوده است چرا باز هم در دوره باطل قرار گرفته ایم و باز هم باید تنها شانه هایمان را بالا بندازیم و بگویم که نمی دانیم که چرا اینگونه شد .
درباره شهرهای کوچک به نظر می رسد که دلیل عدم موفقیت اصلاح طلبان چندان مهم نباشد که در این شهر ها انتخابات بیشتر از آنکه سیاسی باشد ، انتخاباتی قومی و محلی است . اما درباره انتخابات در شهرهای بزرگ باید این واقعیت را پذیرفت در حالی که نارضایتی عمومی و سنگینی بین مردم طبقه متوسط ایران وجود دارد و در شرایطی که ده ها سوال پاسخ داده نشده از فرصت سوزی ها و کوتاهی ها و ... برای طبقه خاصی از مردم که به امید بهبود شرایط ایران راه دموکراسی را برگزیده بودند همچنان باقی مانده است و با وجود رای های سازمانی و نهاد های خاص و حمایت های اعلنی خاص تر و استفاده از تمام امکانات حکومتی برای محافطه کاران سابق و اصولگریان امروز که انتخابات و دموکراسی ایرانی را به شبه دموکراسی تبدیل کرده اند ، امروز این سوال جدی باقی مانده است که ما در این انتخابات چه بازی ای را به هم زده ایم ؟ آیا ما بازی ای را به هم زده ایم و یا خود در بازی آنها فرو رفته ایم .
به نظر من با توجه به جایگاه سیاسی فوق العاده تهران و تاثیر زیاد منتخبین تهران در هدایت نمایندگان دیگر شهرها در مجلس ، اعلام نمایشی و پیام دار انتخابات در تهران که اولین کاندیدای ستاد ائتلاف در جایگاه سی و یکم قرار دارد به خوبی بیانگر استراتژی در پیش گرفته شده از جانب حاکمیت برای طرد کردن و استحاله اصلاح طلبی چه از نوع تند رو و یا کندروی آن است .
من نه به آنهایی که در این انتخابات شرکت کردنده اند انتقادی دارم که به امید آینده ای بهتر و برای اینکه حتی ذره ای از اقتدار اقتدارگرایان بکاهند از تمام توان و ظرفیت اعمال نظر خود استفاده کرده اند و نه به آنهایی که نه از روی انفعال بلکه از آنجا که ترجیح داده اند تا در یک بازی باخت – باخت در این شبه انتخابات شرکت نکنند انتقادی می کنم ، اما جدا چندین سوال درباره چرایی حضور در این عرصه ، نتایج آن برای ادامه حرکت رفرمیستی در ایران در صورت امکان ادامه حرکت اصلاح طلبی در ایران و ... برای من باقی مانده است .
برای موفقیت در رقابت های آینده امروز باید بطور شفاف به مخاطبین مان پاسخ بدهیم که ما چه بازی و نقشه ای را به هم زده ایم و این همه تلاش برای حضور حداکثری و ارائه لیست سی نفری در تهران ، آیا دستاوردی جز رسیدن به اقلیتی ضعیف تر و نا کارآمد تر از اقلیت مجلس هفتم و تحقیر بیشتر از جانب حاکمیت و نا امیدی بیشتر برای آنهایی که هنوز امید به آینده کشورشان را با اصلاح طلبی گره زده اند ، برای اصلاح طلبان داشت .
اما فارغ از همه این سوالات ، از همین امروز و از فردای انتخابات مجلس باید با همه وجود به انتخابات ریاست جمهوری دوره بعد نگاه کرد ؛ باید مجلس را که در بهترین حالتش هم نشان داده است که جایگاه مهمی در فرایند سیاسی ایران نیست فراموش کرد و با استفاده از تمام ظرفیت ها از آخرین ایستگاه و تنها گزینه باقی مانده برای بازگرداندن بیمار به کما رفته اصلاحات به سطح جامعه و دمیدن امید دوباره در طبقات مخاطب اصلاح طلبی استفاده کرد .
TrackBack URL for this entry:
http://razeno.com/cgi-bin/mt32/mt-tb.cgi/491
دوست عزیز خیلی ممنون از این درد دل انتخاباتی. من با کمال حسن نیت ، در انتخابات شرکت کردم و به لیست ائتلاف اصلاح طلبان تمام و کمال رای دادم. به چشم خود شاهد بودم که شمار قابل توجهی از رای دهندگان با چهره های عموما مذهبی و سنتی ، در کمال تعجب ،داشتند به لیست آقای خاتمی رای می دادند که برایم شگفتی آور بود. طبیعی است که با این "ترتیب" عجیب رتبه برندگان انتخابات تهران و با آن عملیات رمزو راز آلود وزارت کشور در مراحل مختلف انتخابات ، بلاشک سرقت و مصادره و بلا اثر کردن رای اصلاح طلبان را حتمی بدانیم. ولی دوست عزیز من ، انتخابات پایان کار نیست. توجه داشته باشیم که انتخابات جز کوچکی از وظایف ما به عنوان شهروند مسئول را شکل می دهد. بیایید با حمایت هر چه بیشتر از نمایندگان واقعی مردم در جنبشهای زنان ( کمپین 1 میلیون امضا) و نیز جنبش کارگری و نیز جنبش دانشجویی ، قدرت اجتماعی و وزن سیاسی قاطبه ملت را بر حاکمیت تحمیل کنیم . دوست عزیز ، شیوه شرکت کردن مردم ما در انتخابات عین حالت شرکت کردن برخی از دانش آموزان در امتحانات ثلث سوم (قهر با کتاب در تمام سال و خرخونی در شب آخر!) است. نمی شود که گذاشت شب انتخابات همه چیز را در دیگ دموکراسی آماده کرد. مگر دموکراسی حلیم است که بخواهیم آنرا در جمعه 24 اسفند بار بگذاریم و سپس روز بعد آنرا با شکر مشارکت مردم میل کنیم؟ بیایید فارغ از گروهها،جریانات، دسته بندیها و صف آرایی های مزخرف سیاسی که امروزه می بیبنیم ، بر توسعه کیفی مشارکت مدنی بیفزاییم و با آگاهی بخشی به تمام سطوح جامعه ، حضور خود را در جامعه توانمند تر ، قدرتمندتر و در نهایت تعیین کننده کنیم
سيامک عزيز
درست عين اين جملات پاراگراف آخرت رو از زبان اصلاحطلبها بعد از پايان انتخابات رياست جمهوري هم شنديدم. نشستيم ببينيم جي ميشه. هيچي نشد. از ناچاري مجبور شديم به ليست لت و پار همين آقايان هم راي بديم. فکر کنم انتخابات بعدي هم همين باشه. اگر در ارتباط با آقايان اصلاح طلب هستيد بهشون بگيد که اين مظلومانه مدارا کردنهاشون و قافه حسين شهيد به خود گرفتنهاشون ديگه داره حالمون رو به هم ميزنه.
همه می دانند که اصلاح طلبان هیچگاه در طول عمر سیاسیشان شکست نخوردند بلکه همیشه با تقلب از دور کنار رفته اند ما باید برای از بین بردن این ظالمان [...] را نشانه بگیریم
ای بابا
این انتخابات نتیجه اش از قبل معلوم بود
شنیدید وزیرکشور علناً تو مصاحبه تلویزیونی
قبل از اینکه شمارش آرا تموم بشه
گرایش سیاسی نمایندگان مجلس رو اعلام کرد
و بازی رو به نفع اصولگریان تموم شده اعلام کرد
اینم نتیجه مظلومانه شرکت کردند در انتخابات
که اینطور به ریششون دارند می خندند
سیامک قاسمی عزیز
دوستانی که برای این مطلب پاسخ نوشتید
اعتقاد راسخی دارم که تحولات اجتماعی بسیار زمان بر هستند. با تعبیر حلیم و ۲۴ اسفند دوست مشترکمان هم موافقم. باید کمی تحمل داشت. به جای تکرار حرفهای دوستان نظرتان را به یکی دو مقاله اخیر محمد قوچانی در رابطه با انتخابات ایران و ایالات متحده و همچنین مصاحبه های اخیر جناب مرعشی جلب می کنم. ارکان مهمی در این دو گفتمان خودنمایی می کند که وقت آن است که توسط همه کسانی که دغدغه توسعه دارند مورد توجه قرار گیرد. گاهی اوقات دعوت به قانون مداری وقتی که رقیب قانون را وضع-تفسیر و تغییر میدهد کاری دشوار است اما مگر چاره جز این برای ملتی که ۱۵۰ سال است به دنبال عدالتخانه می گردد وجود دارد؟ باید صبر کرد- در بازی سختی که دیگران قانونش را به راحتی به سود خود تفسیر می کنند- به قانون پایبند بود و فراموش نکرد که داستان نظارت استصوابی از کجا شروع شده است. ایرادی ندارد که اصلاحطلبان امروز زمانی را برای اصلاح خودشان نیز صرف کنند. شاید در آینده ایی نزدیک زمانی که طبق روال ما ایرانیان که همیشه در حال فرار از کسی و أویختن بر دامان اولین کسی که پیدا کنیم هستیم- با رای مردم بر مسند قدرت بازگشتند- بدانند که زمانی که در اختیار دارند بسیار کوتاه است و مردم ایران تحول آنی می خواهد نه از سر صبر. پس پوپولیسم شاید گونه های رقیق شده تری هم داشته باشد که به مذاق مردم ما خوش تر آید
سیامک جان
بنظر شما بد نبود اگر نظر آن دوست عزیزی که در ردیف اول نظرات قرار گرفته را در سایت خودتان قرار بدهید؟ واقعا از نظر ایشان استفاده کردم.
سيامک عزيز و ديگر دوستان
من هم مثل شما معتقدم که اصلاحات و تشکيل و رشد جامعه مدني کاري زمانبر است. اما زمانبر بودن به معني صبر کردن و کاري نکردن نيست. مني که به اصلاحطلبان راي دادم و دور دوم انتخابات مجلس هم راي خواهم داد در طول اين دو سه سال فعاليتي جهتدار، ايدهساز، و مبتني بر جذب افرادي که عقايد مشابه دارند از اين گروه نديدم. به غير از مجله شهروند امروز که کم و بيش هدفمند کار ميکنه و فکر ميکنم براي خودش تصويري از خوانندهاش داره هيچ فعاليت ديگهاي من نديدم. نديدن من به عنوان يک شهروند معمولي به اين معنيه که اگر کاري هم داره انجام ميشه مخاطب عام نداره. در ضمني که فعاليت اصلاحطلبان دو وجه داره. يک وجه فعاليتهاي اجتماعي و فرهنگيست براي فهم جامعه مدني، معني شهروند، رشد شعور اجتماعي شهروندان که اصلاحطلبان به عنوان مدعيان عرصه فرهنگ در اين مورد بسيار ضعيف ظاهر شدند. و دوم ما اصلاحطلبان رو به عنوان يک حزب سياسي ميشناسيم. بنابراين انتظار داريم اين حزب بازي در عرصه سياست رو بدونه که متاسفانه نميدونه. مظلومانه شرکت کردن يک حرکت سياسي درست نيست. اعتراض محسوس و پيگير نداشتن به تقلبات انتخاباتي حرکت سياسي درستي نيست.
اصولا وقتی از بازی تعريفی نباشد معلوم نيست که برهم زدن بازی به چه معناست؟ در انتخاباتی که مقدماتش دارای اشکالات عديده است نميتوان شرکت کرد. بايد اين نکته را به آقای خاتمی گوشزد کرد که سلامت انتخابات فقط هنگام شمارش آرا نيست و آنها حتی در اينجا هم امکان نظارت ندارند.