February 2007 . April 2007
سه شنبه ۷ فروردین ۱۳۸۶در چند ماه اخیر فروشگاهایی با عنوان ICE PACK مثل قارچ در گوشه گوشه ی تهران و شهرهای بزرگ ایران سر در آورده اند که در آن یک نوع بستنی خاص با عنوان ICE PACK در دو نوع ویژه و معمولی به مشتریان ارائه می شود .
ایجاد فروشگاه های زنجیره ای که در کشورهای صاحب سرمایه از نمادهای رشد سرمایه گذاری است ، در کشور ما پیشینه ی نا امید کنند ه ای دارد . با آنکه سالها است که از افتتاح فروشگاه های همانند شهر و روستا و یا قدس ( کوروش سابق ) و در سالهای اخیر شهروند و رفاه می گذرد ، اما این فروشگاه ها که همه آنها دولتی هستند نیز همانند دیگر بخش های اقتصادی ما با بیلان کاملا منفی به کار خود ادامه می دهند . و اصولا در کشوری که اقتصاد آن کاملا دولتی دارد است و برای سر پا بودن باید به دولت وابسته بود ، ایجاد یک مجموعه ی بزرگ اقتصادی خصوصی به سرابی می ماند .
دیروز که در حالی که از خیابان شریعتی حوالی پل رومی می گذشتم ، چشمم به شعبه ی شماره 77 مجموعه بستی فروشی های ICE PACK افتاد و به شدت علاقه مند شده ام که از روند و چگونگی شکل گیری این مجموعه ی بزرگ بیشتر بدانم .
آنهایی که در حوزه اقتصادی و سرمایه گذاری در ایران کار کرده اند می دانند که اگر به دولت وابسته نباشید و سودی به کسی نرسانی ، هیچ شرکت ، فروشگاه و سرمایه گذاری ای امکان آنکه از 1 به 2 تبدیل شود را نخواهد داشت . و حالا در کشوری که امکان بزرگتر از حدی شدن برای هیچ کس و در هیچ بخشی وجود ندارد ، در کمتر از شش ماه یک مجموعه ی زنجیره ای بستنی فروشی همه ایران را فرا می گیرد و به شعبه ی 77 و یا بیشتر از آن می رسد .
اگر به این فروشگاه ها سر زده باشید بعضی نکات جالب در آنها خواهید داد که از جمله می توان گفت :
1 - تک محصولی بودن این مغازه ها ! برای من جالب است که فروشگاه هایی که احتمالا اجاره بهای بالایی دارد و در بهترین نقاط شهر از نظر تجاری قرار دارد ، تنها صرف فروش یک محصول یعنی تنها بستنی های مخصوص خودش است .
2 - استقبال بالای مشتریان نشان دهنده آن است که جامعه ما آماده و البته تشنه هر چیزی است که رنگ و بویی از نو بودن را داشته باشد . چون چیدمان و دکور این مغازه ها زیبا و به سبک مدرن است برای مشتریان بسیار جالب توجه بوده است.
3 – سیستم کاملا مکانیزه ای این فروشگاه ها هم بسیار جالب است . شما سفارش می دهید و سپس بعد از چند دقیقه سفارش شما در جایی که جلوی دید شما نیست آماده شده و بستنی های مخصوص در ظرفهایی کاملا بسته بندی شده و Pack به شما تحویل داده می شود .
4 – این مجموعه کاملا بسته عمل می کنند ، هیچ اشاره ای به نحوه مدیریت و دفتر مرکزی و غیره نمی شود و حتی شماره پذیرش آگهی ها و ... هم که در تابلو های این فروشگاه ها درج شده است هم شماره ی موبایل است .
من توهم توطئه ندارم و اما چون اقتصاد ایران را به خوبی می شناسم ، به جریان و مجموعه ی ICE PACK به شدت مشکوک هستم و به آنهایی که به دنبال پیدا کردن رده پاهای دشمن در ایران هستند پیشنهاد می دهم که رده پای ICE PACK را جدی بگیرند چون بعید نیست که دشمن این بار از طریق ICE PACK و بستنی به دنبال انحراف جوانان ما باشد .
شنبه ۴ فروردین ۱۳۸۶درباره این ماراتن دیده بازدیدها که قبلا یه یاداشت دربارش نوشتم ، این مطلب را از وبلاگ دیگر دوست ندیده ام رادیو سیتی نقل می کنم که خیلی به حس و حال و دیالوگ های خونه ی ما نزدیک است !
این روزها بساط عید دیدنی و مهمون بازی حسابی برقراره. تا صدای زنگ در خونه بلند می شه به اتاق دورافتاده ی پشتی پناه می برم و در رو می بندم و بلند میگم: «من نیستم ها!»
مادرم که از دروغ گفتن اکراه داره به مهمون ها میگه: «رها خسته ست...خوابیده...دلم نمیاد بیدارش کنم...» و اصلا فکر نمیکنه که مهمون ها ممکنه با خودشون فکر کنن این چه خواب بی موقع و خستگی بیموقع تریه....این جوری که مادرم از خستگی و خواب من می گه، گمان این که مگس تسه تسه من رو زده باشه بیشتر محتمله.
پدرم این جور وقت ها می گه: «خدایا این بچه های من وحشی هستن ! آخه شما کی میخواین اهلی بشین و از دیدن آدمها رم نکنین؟»
البته ما اگه پنجاه سالمون هم که بشه بچه ایم و کماکان وحشی.
رها جان ! من هم از اون وحشی های حرفه ای هستم ! : دی
پ . ن . : شوراي امنيت سازمان ملل ساعت سه بعد از ظهر امروز شنبه به وقت نيويورك براي بررسي اعمال تحريمهاي جديدعليه پرونده هستهيي ايران تشكيل جلسه خواهد داد . 15 عضو شوراي امنيت پس از گفت وگوهاي مفصل در شوراي امنيت سرانجام به توافق كلي درباره ي پيش نويس قطعنامهي اصلاح شده مبني بر گسترده شدن تحريمهاي سازمان ملل عليه ايران رسيدند.
سالی نکوست از بهارش پیداست ... !
جمعه ۳ فروردین ۱۳۸۶در ادامه ی اعتراض ها به فیلم 300 این مطلب دوست ندیده ام کوچه مردها را پسندیدم . او می نویسد :
يك ضرب المثل قديمی است كه ميگويد:
وقتي انسان بد بخت ميشود ، قورباغه هم براي او هفت تير ميكشد ! حالا چه رسد به آمريكايي ها ، كه حتما حق دارند با اين همه بدبختي ما يك لگد هم به این فرهنگ بي صاحب ما بزنند !
وقتي اين وضع ما است !
دنيا به خودش اجازه ميدهد به كشوري كه اولين پادشاهش اولين منشور آزادي ملل را نوشته اينگونه بي احترامي كند!
او در ادامه پیشنهاد می دهد که :
همچنین از رییس محترم جمهوری کشور ایران میخواهم که با حضور خود در نیویورک پس از شرکت در جلسهی شورای امنیت با هیئت همراه خود در یکی از سینماهای نیویورک نیز حاضر شده و اعتراض مردمی ما را به شیوهی برادران خودی اعلام نمایند !
سانس سینما نیوسینما : ۵ تا ۷ بعد از ظهر ۲۵ مارس است !
در ضمن وسیلهی ایاب ذهاب برادران از مقابل درب اصلی شورای امنیت به سمت نیوسینما و از آنجا به سمت دفتر نمایندگی ایران فراهم میباشد.
پنجشنبه ۲ فروردین ۱۳۸۶توی این روزهایی که این سنت های نوروزی و این ماراتن دید و بازدید ها همانند ریسمان های به هم تنیده به دور گردن نوروز و بهار پیچیده شده و اینقدر فشار بهش می یاره که چیزی از بهار و نوروز و حس نو شدن برای آدم باقی نمی گذاره و همچنین با وجود زندگی در خونه ای که والدین از بزرگان فامیل هستند و در نتیجه مجبوری که همانند نیروهای آماده باش توی خونه هر لحظه منتظر مهمان باشی ، اما بازم همیشه یه حاشیه هایی وجود داره که بشه آدم خودش را به اونا سرگرم کنه !
آقای دکتر حیدر پور نماینده و مخبر کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در گفتگوی تلفنی با رادیو سلامت در پیام نوروزی خودشان فرمودند :
من حلول سال نو و فرا رسیدن نوروز را به همه مسلمانان جهان به ویژه به شیعیان جهان تبریک و تهنیت عرض می نمایم !!
یکی نیست به این رفیقمون بگه : مجید جان ، دلبندم ! اون عید سعید فطر و قربان و غدیر خم و ولادت امامان و ماه مبارک رمضان و محرم و وفات امامان است که باید به همه مسلمانان جهان به ویژه شیعیان جهان تبریک یا تسلیت بگی ! این نوروز بیچاره ، همینجوری از قبل از اینکه اسلامی و تشیعی توی این مملکت تشریف بیارن بوده و تنها اتفاقی است که مال خود خود ایرانی ها ست ، نه مال مسلمانان و شیعیان و ... جهان !
در ماراتن SMS های نوروزی که بیچاره این SMS Center های مخابرات را با ترافیک وحشتناکی مواجه می کنه ، تا امروز 2 فرورین 41 عدد SMS تبریک برام اومده که از بین این همه لطف و مهر دوستان ، جالبترین SMS ، تبریک دوست عزیزم " دانش " بود که از دستیار کارگردان ها و برنامه ریزان خوب سینمای این است ...
دانش نوشته بود :
امیدوارم در سکانس 1386
پلانهای شاد زندگیت پر از تکرار و پلانهای غمگینت با یک برداشت باشه !
کات .... نوروز پیروز !
سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۵
بيشك نوروز نخستين و مهمترين آيين ايراني است ؛ نوروز با قدمت ، جايگاه و اهميت والايش در ميان همه ايرانيان فارغ از هر دين ، مذهب ، نژاد ، عقيده و طبقه ای از مهمترین نماد های ایرانی بودنمان و شاید تنها نماد باقی مانده از نیاکان این سرزمین است .
اینک در ساعاتی مانده به تحویل سال به همه دوستان و عزیزان و همه ایرانی هایی که در سراسر دنیا گاهی به پنجره ی من سری می زنند ، نوروز و آغاز سال نو را تبریک و شادباش می گویم و بهترین را ها را برایشان آرزو دارم .
ایران و ایرانی شاید در این ایام روزهای خوشی را نمی گذرانند اما باید به فردا امید داشت . سال 85 را با همه اتفاقات آن به خاطره ها می سپاریم و با هزاران امید به استقبال سال نو و نوروز می رویم . به امید آنکه با آغاز سال نو ، بهتر بیاندیشیم ، بهتر ببینیم و بهتر زندگی کنیم و با آرزوی آنکه در همه ی گذرهای زندگیمان در سال نو ، ایران و ایرانی بودن مایه سرفرازی مان باشد .
آری ! فردا روز دیگری است و برای فرداهایمان بهترین ها را آرزو مندم ...
بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک
شاخه های شسته ، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگهای سبز بید
عطر نرگس ، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک میرسد اینک بهار
خوش به حال روزگار ...
خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز
خوش به حال جام لبریز ازشراب
خوش به حال آفتاب ؛
ای دل من، گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمیپوشی به کام
باده رنگین نمیبینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که میباید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ ...
شعر : فریدون مشیری
دوشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۵امشب همانطور که پیشاپیش خبرش را داده بودم " شادی صدر " و " محبوبه عباسقلی زاده " با قرار های وثیقه ی 200 و 250 میلیون تومانی آزاد شدند . آزادی این دو عزیز را در آستانه ی سال نو تبریک می گویم .
یکشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۸۵توی این روزهایی که به قول این فرنگی ها وبلاگ من Under construction بود و من هم برای پرده برداری از رازنو ی جدید این پا و اون پا می کردم ، اتفاق هایی افتاد که دوست داشتم در موردش نظرات خودم را بیان کنم و به بعضی دوستان دور و نزدیک ابراز اراداتی بکنم که خب نشد .
یکی از اون ماجراها این تجمع بعضی فعالان حقوق زنان در جلوی دادگاه انقلاب و سپس دستگیری و بازداشت آنان بود که حس می کنم به عنوان کسی که رفتارهای جنبش زنان را به عنوان یه جنبش اجتماعی در ایران از نزدیک دنبال می کند ، جای بحث و صحبت و نقد از درون و بیرون زیاد دارد !
از من نشنیده بگیرید اما این خبر خوب را هم درهمین زمینه بدهم که به امید خدا " شادی صدر " و " محبوبه عباس قلی زاده " روز دوشنبه - فردا - آزاد خواهند شد !
یکی دیگه ماجرای اکران فیلم 300 بود که خب به نظرم هالیوود زحمت کشیده و آنچه را که بیست و هشت سال حکمرانان فرهنگ دوست ما درباره تاریخ پیش از اسلام این سرزمین در کتابهای درسی و اخبار و روایات و گفته ها به خورد ما داده بودند را به تصویر کشیده است و من از این بابت ممنونشان هم هستم !
اما به همه ی دوستانم بگویم فیلمی که در سه روز اول اکران آن در امریکا هفتاد میلیون دلار فروش می کند و رکورد فروش اولیه را در سینمای آمریکا می شکند ، نیازی به امضا جمع کردن و بمب گوگلی و این دل خوشکنک ها ندارد . اگه قرار باشد فیلم 300 تاثیری بر روی مخاطبان خودش داشته باشد ، قطعا تاثیر خودش را خواهد داشت و ما در دنیای رسانه مقهور و ناتوانیم !
و در نهایت اینکه آدرس اشتباه ندهیم . اگر قرار به امضا جمع کردن باشه ، امضاء را بر علیه کسانی جمع کنیم که بیست و هشت سال هزاران بار بدتر از آنچه در 300 و 300 ها به نمایش در آمده به گوش ما کرده اند و امروز هم اگر سنگ تمدن و تاریخ ایران را به سینه می زنند برای آن است که می خواهند تاریخ این مملکت را هم عین همه چیزمان به " انرژی هسته ای حق مسلم ماست " سنجاق کنند ؛ همین و بس !
شنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۵این هم از قالب تاره ی " راز نو " !
این ایام همانند کسی که در حال اسباب کشی است ، دست و دلم به نوشتن در قالب قبل نمی رفت و حالا در واپسین روزهای سال و در آستانه ی سال نو ، از قالب جدید " راز نو " پرده برداری می کنم . راز نو ی جدید محصول هنرنمایی و تلاش و صبر دوستانم " باشو " و " حنیف " عزیز است که همه وسواس ها و خرده گیری های من را با صبر پدیرفتند تا در نهایت به اینجا رسیدیم .
امیدوارم " راز نو " ی تازه فرصت و مجال بیشتری را برای گفتن از آنچه در پیرامون مان می گذرد برای من فراهم کند و امروز در آستانه ی بهار " راز نو " را پیش کش همه دوستانم می کنم .
در این ایام مذاکرات فشرده ی پنهان و پیدای زیادی را برای همکاری بعضی از دوستان با راز نو انجام داده ام و خلاصه گویم که " راز نو " ی متفاوتی را خواهید دید .

April 2010
September 2009
April 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005