November 2006 . January 2007
شنبه ۹ دی ۱۳۸۵صدام به دار آویخته شد !
آری ! در حالی که کمتر از یک هفته از مرگ پینوشه می گذرد ، صدام حسین نیز به دار آویخته شد . غول دوران کودکی مان را به دار آویختند تا به یادمان بماد که همه غولها رفتنی هستند . با اینکه هرگز از مرگ کسی خشنود نشده ام ، اما به همه آنهایی که صدام ، رنگ دلهره را بر بخشی از زندگی آنها کشیده است شادباش می گویم .
به یاد همه آنهایی که در هشت سال جنگ ، صدام حسین آنها را به کام مرگ کشید و زنهار به آنهایی که به الهه قدرت نزدیک ترند که تاریخ نشان داده است که استبداد عاقبت رفتنی است ...
چهارشنبه ۶ دی ۱۳۸۵به یاد " شب ، سکوت ، کویر " و همه عاشقی هایم :
بميرم تا دو چشمم تر نبينی
شرار آه پر آذر نبينی
چنان از آتش عشقت بسوزم
که از مو رنگ خاکستر نبينی
..........
دلم دردی که دارد با که گويد
گنه خود کرده ٬ تاوان از که جويد
دريغا ! نيست هم دردی موافق
که بر بخت بدم خوش خوش به مويد!
..........
ز عشقت سوختم ٬ ای جان کجايی
بماندم بی سرو سامان ٬ کجايی
نه جانی و نه غير از جان چه چيزی
نه در جان ٬ نه برون از جان کجايی
سه شنبه ۵ دی ۱۳۸۵با کمی تاخیر اما من هم بالاخره تصمیم گرفتم که وارد بازی شب یلدا شوم ! فکر کنم که صبر کرده بودم که دعوت شدگان آمارشان بره بالا بعد وارد بازی بشم !
اما خدایش امروز از چالوس تا تهران ، توی همه پیچ های جاده چالوس داشتم بهش فکر می کردم .
ممنونم از دوستانم حنیف ، میرا ، ندای امروز و بانوی اردیبهشت که مرا به زور هم شده وارد بازی کردند .
1- اسم من با قرعه کشی انتخاب شده ! یعنی والدین عزیز من با بررسی های خودشون در نهایت به دو اسم " سیامک " و " آریو برزن " رسیده بودند و این دو اسم را درون یه ظرف می زارند و از خواهر عزیز که اون موقع 5 سالش بوده می خوان که یکی از کاغذها را از توی ظرف برداره و سیما " سیامک " را بر میداره ! اما خودم دوست داشتم که کاش اون یکی را بر می داشت . توی روزهای اول تولد اکثر کارهام را با دست چپم انجام می دادم و دست راستم گویا رفته بوده مرخصی ! والدین عزیز به شدت نگران شده و بعد از معاینه یکی از اقوام اورتپد مشخص شده که : من چپ دستم ! اونم از اون چپ دست های دو آتیشه !
2- به شدت آدم ایده آل گرایی هستم . آدم ایده آل گرا یعنی آدم صفر و یکی ! یعنی اینکه یا کاری را نمی کنم یا اگه بکنم باید با همه وجود انجام بدم . این هم خوبه و هم بد ! از این نظر بد هست که توی هر کاری که وارد می شم باید حس کنم که می تونم بالاترین کیفیت را داشته باشم وگرنه می زارمش کنار ! باری به هر جهت ، نمی تونم کاری را بکنم . یادم توی دوره لیسانس توی ترمهای اول که اصلا حس درس خوندن نداشتم توی 4 ترم فقط 45 واحد پاس کردم ، اما از یه روز که تصمیم گرفتم درس بخونم ، توی 5 ترم بعدش 100 واحد پاس کردم . نواختن تار مدتی است رها کردم چون حس کردم که نمی تونم توش به جای مشخصی برسم و الان خیلی جدی دارم تو زمینه ICT کار می کنم چون حس می کنم که می تونم خیلی خوب پیش برم . یه آدم تقریبا مهمی توی مخابرات که خیلی ادعاش می شه که می تونه استعداد آدمها را تشخیص بده ، بهم گفته : تو می تونی توی تلکام ایران یه بیزینس من خیلی خوب بشی ! " من " که هستم و توی تلکام هم که هستم ، دعا کنید خدا بیزینس شم برسونه !!
3 - تا سن 12 سالگی حس من دوباره موسیقی سنتی ، یه چیزی توی مایه حال بهم خوردن بود . تا اینکه سال 71 به همراه بابام رفتیم کنسرت شجریان با گروه آوا ! همان کنسرت معروف " یاد ایام " . از بعد از این کنسرت روح موسیقی سنتی در من حلول کرد و از اون روز به بعد موسیقی سنتی یه قسمت خیلی مهم زندگی من شده ! می تونم بگم اکثر آثار شجریان را حفظ هستم و توی موسیقی سنتی حتی از یه تک مضراب تار می تونم بگم که مال کدام یک از اساتید هست ! یادم شب کنسرت شجریان ، علیزاده به مناسبت زلزله بم ، من از ذوق طپش قلب گرفته بودم !
4 - سینما و تاتر را خیلی دوست دارم . توی دوران دانشجوی توی جشنواره فجر می شد که نزدیک 25 تا فیلم ببینیم و رکورد 5 فیلم در یک روز را دارم . سالهای اول ناشی بودیم و برای فیلم ها می رفتیم صف وای میستایدیم اما بعدش حرفه ای شدیم و یه شب تا صبح می رفتیم صف و توی پیش فروش دانشجویی بلیط ها را می گرفتیم و بعدش مثل آدم می رفتیم جشنواره ! تو اون سالها یادمه توی یه جشنواره برای فیلم " باران " مجید مجیدی که سانس 7 شب سینما فرهنگ قرار بود نمایش بده ، از 9 صبحش رفتیم توی صف . هوا خیلی سرد بود و من و یکی از دوستانم نفر اول صف بودیم . توی صف یهو دیدیم اون عقب ها یه خانمی که خوب با وجیهه هم بود توی صف تنها ایستاده . من که معمولا اون موقع ها حس انسان دوستیم توی این زمینه ها خیلی زیاد بود ، رفتم ازش دعوت کردم و با اعتماد به نفس آوردمش اول صف پیش خودمون . دو ساعت به فیلم مونده بود که اون خانم گفت می شه من زنگ بزنم دوستم بیاد . ما هم که دو نفر بودیم خیلی استقبال کردیم و پیش خودمون گفتیم چه خوب ! دوست خانم بیاد دیگه تعادل بر قرار می شه . نیم ساعت به فیلم بود که توی اون همه شلوغی ... سر و کله یه آقای 2 متری پیدا شد و اون خانم ، آقا رو به ما معرفی کرد و گفت : دوست من فریبرز ! آقا ما رو می گی ... بعدش هر وقت فیلم " باران " رو می بینم ، حس های مختلفی مثل ضایع شدن ، پیچونده شدن ، دور خوردن و ... بصورت کمپلکس بهم نازل می شه !
5- بشدت آدم ولخرجی هستم ! یعنی چه اون مو قع که پول تو جیبی می گرفتم و چه الان ، همیشه از 20 ام ماه به بعد من پولم ته می کشه . برای همین همه چی رو باید قسطی بخرم که مجبور بشم قسط بدم . البته یه روز یه عزیزی کلی بهم اعتماد بنفس داد و گفت : همه آدمهای مدرن همینطوری هستند ! آدمهای مدرن نمی تونند پولشون را توی بالش قایم کنند . در این زمینه من به شدت مدرن هستم !
6- همیشه از اینکه زندگیم دچار روزمرگی بشه در حد مرگ بیزارم . برای همین همیشه از کارمندی متنفرم و از اینکه مثل خیلی آدمها برم یه خواستگاری سنتی و بعدش ازدواج و بعدش حتما بچه دار شدن و بعدش هم نون آور خانواده شدن و سالی یه مسافرت خارج از کشور و آخه هفته ها شام با خانواده بیرون رفتن .... به شدت فرار می کنم . همیشه علاقه مند بودم که زیست متفاوتی داشته باشم ! متفاوت عاشق شوم و متفاوت زندگی کنم !
من هرچی گشتم که 5 نفر را دعوت کنم ، دیدم حقیقتا همه دوستانم قبلا وارد شدند و به قول معروف من اختتامیه بازی شب یلدا را برگذار کردم !
هر کدوم از دوستانم که هنوز وارد بازی نشدند ، لطفا بهم خبر بدند که رسما دعوتش کنم !
پ . ن . : برای ادامه بازی این 5 نفر را دعوت می کنم ، امیدوارم تکراری نباشه : زندگی سیمور ، شاد بانو ، خط قرمز ، بعد از باران و اون همیشه هست .
یکشنبه ۳ دی ۱۳۸۵نشریه Time در پایان سال میلادی بهترین عکس های خبری سال 2006 را از نگاه خود منتشر کرده است . آنچه که در این عکس ها قابل توجه است ، نگاه ویژه به دو جنگ مهم در سال 2006 است . جنگ اسرئیل با لبنان و ادامه جنگ نیروهای آمریکایی با تندروهای عراقی . عمیقا متاسفم که در سال 2006 هم اکثر عکس های مهم خبری به جنگ اختصاص پیدا کرده است .
این چند عکس ،عکس های منتخب من است از میان عکس های نشریه Time :
1 - بغداد همچنان در آتش : یک زن عراقی انفجار یک ماشین توسط بمب های کنترلی را در مرکز بغداد مشاهده می کند .
2- دورنمایی از یاس : قسمت هایی از جنوب بیروت پس از حمله اسرائیل
3- صندلی داغ : کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه امریکا ، به مذاکرات جورج بوش و ریس جمهور کره جنوبی گوش می دهد .
4- باگت و دوچرخه ها : زنی از پنجره آشپزخانه اش پنجاهمین دوره تور دور فرانسه مشاهده می کند .
5- آتش از درون زمین : آتشفشان کوهی در جزیره " جاوا " در اندونزی
6 - دستگیری خیابانی : یرخورد یک سرباز آمریکایی با یکی از نیروهای شورشی عراقی پس از دستگیری
7 - لحظه صلح : سرباز آمریکایی از ادامه جستجوی نیروهای مقتدا صدر برای لحظه ای دست کشیده است
ادامه بهترین عکس های خبری جهان در سال 2006 را از اینجا ببینید ...
پنجشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۵نمی دانم این اتفاق فرخنده چگونه رقم خورد که سالروز تولد راز نو ، همزمان شد با شب یلدا !
یک سال از اینکه من هم با راز نو وارد فضای وبلاگستان شدم گذشت و در اینجا که ایستاده ام و به این یک سال که می نگرم ، خوشحالم که این راه را آغاز کرده ام . سپاس می گوییم همه همراهی های آنهایی را که در این یک سال با این روزانه ها همراه بوده اند .
راز نو فضایی را فراهم کرد که بتوانم بنویسم و به این اشتیاق دیرینه خود تا حدی نزدیک شوم . می دانم که کاستی هایم بسیار بوده است اما تلاش کردم که سطح تحمل خودم را بالا ببرم و امروز با اطمینان می توانم بگویم که برای پذیرفتن نظرات دوستان تنها یک خط قرمز داشتن و آن هم کلمات غیر اخلاقی بوده است !
در این یک سال نزدیک 160 پست در " راز نو " نوشته ام و نزدیک 1200 نظر برای این مطالب نوشته شده است و تلاش کرده ام که در همه این مطالب و نظرات حریم اخلاق زیر پای گذاشته نشود !
راز نو با آنکه گاهی رنگ سیاست آن پررنگ تر می شد اما وبلاگی سیاسی نبود و نیست ! راز نو آئینه تمام نمای درونیات و افکار من است که سیاست ، هنر ( موسیقی ، سینما و .. ) ، فناوری های اطلاعات ، روزمرگی ها و ... همیشه و همیشه جزء دغدغه هایم بوده است .
همانطور که در اینجا بیان کردم عنوان و نشانه نوشته – لوگو – ی این روزانه ها بر گرفته از آلبوم " راز نو " ساخته استاد حسین علیزاده است که بی شک این موسیقی تاثیر شگرفی در زندگی من داشته است . شاید این انتخاب ، ادای دینی – هر چند کوچک – باشد به این موسیقی و به استاد حسین علیزاده !
باز هم سپاس می گویم همه همراهی ها را و امیدوارم بتوانم در ادامه این راه پر بارتر از گذشته ادامه دهم . همانطور که یاد آور شدم " راز نو " دیدگاه های من است درباره آنچه که بر ما می گذرد و به امید آنکه بتوانم با اعتماد به قلم بیشتری در این روزانه ها باز بتابانم آنچه را که می بینم .
سه شنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۵فارغ از نتایج انتخابات شورای شهر تهران که بر عکس کارکرد واقعی شوراها به شدت سیاسی است و به زور آزمایی جناحهای سیاسی تبدیل شده است ، در نتایج انتخابات شوراهای شهر در دیگر نقاط کشور مواردی وجود دارد که به نظر من از نظر جامعه شناسی کاملا قابل بررسی است . یکی از مهمترین این موارد پیروزی های گسترده زنان در بسیاری از شهرهای ایران است . این پیروزی ها و حضور گسترده زنان در حوزه مدیریت شهری در خیلی از شهرهای ایران که بطور سنتی زنان در این شهرها کارکرد درون خانه ای داشته اند ، خود پیروزی بزرگی برای جنبش های مدنی ایران است .
به بعضی از این منتخبین توجه کنید :
شیراز - نفر اول : خانم فاطمه هوشمند
اراک - نفر اول : خانم فریبا آباقری
ارومیه - نفر اول : خانم منصوری ، نفر دوم : خانم شيرزاد ، نفر سوم : خانم چنابلو
قزوین - نفر اول : خانم حكمت ، نفر دوم : خانم نخستين ، نفر سوم : خانم عطايي ، نفر پنجم : خانم اشتري
خرم آباد - نفر دوم : خانم طهماسبي
همدان - نفر اول : خانم نجمي راغب
زنجان - نفر اول : خانم ثابت قدم
اردبیل - نفر اول : خانم تراز
اهواز - نفر دوم : خانم بابادی
اما از نکات حاشیه ای این انتخابها خانم بابادی نفر دوم شهر اهوار است ، به گفته فعالان سیاسی در اهوار خانم آرزو بابادی فروشنده ی لوازم آرایشی بوده و بدون حضور در هیچ لیستی با رای خوبی در جای دوم قرار دارد .
فارغ از اینکه زنان منتخب در شوراهای شهر به کدام یک از جناحهای سیاسی وابسته هستند ( اصلاح طلب ، اصولگرا ، مستقل ) ، اما پیروزی گسترده زنان در انتخابات شورای شهر سوم از نکات بارز این انتخابات است . معتقدم که این انتخابات فصل جدیدی را برای حضور گسترده تر زنان در عرصه های اجتماعی فراهم می آورد و لازم است که بررسی جامعی از علل و اثرات این پیروزی ها از سوی فعالان حوزه زنان صورت گیرد .
در همین راستا پیشنهاد تهیه گزارش کاملی از پیروزی های گسترده زنان در انتخابات شوراها را به " خانم شرکت " مدیر مسوول و سردبیر مجله زنان که از معتبرترین و مهمترین فعالان حوزه زنان در کشورمان می باشند را ارائه کرده ام که امیدوارم بتوانند بررسی کاملی در این زمینه داشته باشند .
دوشنبه ۲۷ آذر ۱۳۸۵روزنا : کارشمارش آرای انتخابات سومين دوره شورای شهر تهران امروز ظهر به پايان رسيد. به گزارش روزنا از سايت های شمارش آرا، ستاد انتخابات وزارت کشور همچنان از اعلام رسمی نتايج شورای شهر تهران خودداري کرده و نگرانی هایی را در جامعه ايجاد کرده است.
براساس آخرين اخبار گزارش شده از سايت های شمارش آرا با پايان يافتن کار شمارش، اصلاح طلبان 11کرسی را از آن خود کرده اند و ائتلاف حاميان قاليباف نيز 3 نماينده به شورای شهر فرستاده است.
عليرضا دبير نيز از منتخبين مستقل شوراي شهر تهران است.گفتنی است فهرست حاميان دولت نتوانسته اقبال عمومی برای حضور در شورای شهر تهران را کسب کند و با پايان يافتن شمارش آرا، پروين احمدی نژاد نيز در رتبه 28 منتخبين در شورای شهر تهران نشسته است.
نتايج حاصله از شمارش 3 هزار صندوق رای به شرح زير است:
1- معصومه ابتکار
2- احمد مسجدجامعی
3- هادی ساعی
4- محمدعلي نجفی
5- الهه راستگو
6- اسماعيل دوستی
7- عباس ميرزا ابوطالبی
8- پيروز حناچی
9- صدر اعظم نوری
10- سيدکامل تقوی نژاد
11- قاسم تقي زاده خامسی
12- عليرضا دبير
13- مرتضي طلایی
14- مهدي چمران
15- رسول خادم
گفتنی است با شمارش 3 هزار صندوق نتيجه انتخابات به نفع اصلاح طلبان تغيير قابل توجهی يافته است و نتایجه اولیه ارائه شده توسط وزارت کشور مربوط به مناطق جنوب و شرق تهران بوده است که بطور سنتی به طرفداران اصول گرایان تعلق دارد . با این حال سکوت خبری رسانه های نزدیک به دولت و اعتراض ستاد رایحه ی خوش خدمت (هواداران احمدی نژاد) تایید کننده ی نتایج حاصله است.
مشکل پروین احمدی نژاد است - آفتاب
کاریکاتوری از نیک آهنگ کوثر :

شنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۵دیروز رفتم رای دادم . من که همین نزدیک خونمون رای دادم و خیلی شلوغ نبود اما شنیدم که جاهای دیگه بخصوص عصر و شب شلوغ شده بوده .
دیشب تا ساعت 3 صبح داشتم این سایت ها و خبر گزاری ها را شخم می زدم اما چیزی از تهش در نیومد ! اما ماجرایی بود برای خودش ! ستاد انتخابات می گفت آرای شورای تهران را رایانه ای می شماریم ؛ هیئت اجرایی می گفت دستی باید شمارش بشه .
اصول گرایان نامه دادند که دستی شمارش بشه ! از ستاد اصلاح طلب ها بچه ها بهم خبر دادند که موسوی لاری گفته رایانه ای شمارش یشه بهتره ! ما که نفهمیدیم آخرش چی خوبه ! اما آخرش ساعت 3 اعلام کردند که هم دستی شمارش می کنند و هم رایانه ای ! هر کدوم بهتر جواب داد بقیه را اونطوری ادامه می دیم ! حالا این جواب چیه ما که نفهمیدیم .
اینطور که خبرها را می خونم مثل اینکه نزدیک 27 میلیون نفر تو انتخابات شرکت کردند که تقریبا می شه 60 % ! اما نکته جالب تر اینه که تو بوق و کرنا دارند می کنند که رکورد شرکت در انتخابات خبرگان شکسته شد ! این یعنی فاز اول پروژه ، یعنی همزمانی دو انتخابات جواب داد و به خاطر انتخابات شوراها ، مشارکت تو خبرگان هم بالا رفته .
اما یه چیزه دیگه که جالب هست اینه که الان همه خوشحالی ما اینه که تعداد آرای هاشمی از مصباح توی تهران خیلی بیشتر بوده و هاشمی نفر اول تهران هست ! خیلی جالبه ، هنوز یک سال نیست که همه تلاشمون را می کردیم تو ستاد معین که بتونیم از هاشمی بیشتر رای بیاریم و هاشمی را شکست بدیم !
اما یهو یه اتفاقاتی افتاد که الان از اینکه هاشمی اول شده خیلی خوشحالیم ! بازی غریبیه ها ...
اما اخبار نتایج شوراها خیلی ضد و نقیض هست ! یکی میگه اصلاح طلبان برده اند ، یکی می گه شرق و جنوب تهران کاملا مال احمدی نژاد و رای رایحه اونجاها خیلی زیاد هست و خیلی ها می گن که رقابت اصلی بین لیست قالیباف و احمدی نژاد هست و ... اما خودم حس می کنم که یه چند تایی رو می تونیم بفرستیم توی شورای شهر
اما هر چه که هست و هر چه که می شود ، چه ببازیم و چه ببریم ، زندگی همچنان ادامه داره ؛ آنچه که فکر می کردم برای آینده ایران درست است و کاری که در این ایام از دستم بر می آمد را انجام دادم . حال چه پیش آید و چه در نظر افتد ...
چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۸۵بی نهایت خوشحالم !
استاد حسین علیزاده ، نامزد جایزه ' گرمی' شد .
استاد حسین علیزاده ، موسیقی دان سرشناس ایرانی به خاطر آلبوم به تماشای آب های سپید نامزد دریافت جایزه گرمی شده است . جوايز گرمی معتبرترين جايزه موسيقی در جهان محسوب می شوند .
چهل و نهمین دوره جوایز گرمی که به اسکار موسیقی شهرت دارد، روز یکشنبه 11 فوریه 2007 در مرکز استپلس (Staples ) لوس آنجلس برگزار می شود و استاد علیزاده به همراه ژیوان گاسپاریان ، هنرمند سرشناس ارمنی به خاطر آلبوم " به تماشای آب های سپید " ( Endless Vision ) در بخش بهترین آلبوم موسیقی سنتی جهان نامزد این جایزه شده اند .

استاد حسین علیزاده ، آهنگساز ، پژوهشگر و نوازنده تار و سه تار و سازنده موسیقی فیلم هایی چون دلشدگان ، گبه و زمانی برای مستی اسب ها است. ژیوان گاسپاریان ، نوازنده دودوک هم در ساخت موسيقی فيلم هایی چون گلادياتور و آخرين وسوسه مسيح مشاركت داشته است .
این دو هنرمند، شهریور سال 1382، کنسرت های موفقی در کاخ نیاوران تهران داشتند. برای من باعث افتخار است که در کنسرت به تماشای آبهای سپید در شهریور 82 در کاخ نیاوران شرکت داشته ام و امشب همه لحظات آن شب ها را با خود مرور می کنم . بی شک موسیقی استاد علیزاده لیاقت جهانی شدن را نیز دارد .
برای ما ها که مدت ها با موسیقی راز نو و به تماشای آبهای سپید و ... زندگی کرده ایم شنیدن خبر این موفقیت بی نهایت خوشحال کننده است .
به استاد حسین علیزاده ، و به دوستان عزیزم محمد رضا ابراهیمی ، علی صمد پور و همه هنرمندان گروه هم آوایان که درخلق اثر ماندگار " به تماشای آبهای سپید " در کنار استاد حسین علیزاده به هنر نمایی پرداخته اند صمیمانه تبریک می گویم
به گمان من موسیقی ایرانی این ظرفیت و پتانسیل را دارد که بتواند گامهایی بس افزونتر از این را بردارد. این ظرفیتها هم تاریخی است و هم محتوایی . تاریخی از این جهت که موسیقی دراین مرزو بوم همه گاه مورد توجه بوده است و برخی از نغمات کهن آن به دوران باستان می رسد و محتوایی از این جهت که ملودی های فراوانی در گوشه گوشه این آب و خاک وجود دارد که هر کدامشان قابلیتهای جلب و جذب اذهان علاقه مندان موسیقی از گوشه و کنار دنیا را دارند.
اگر دو دهه قبل تنها برخی اجراهای مناسبتی چشمها را متوجه ایرانیان و موسیقی ایرانی می کرد اکنون کمتر زمانی است که نشنویم موسیقی ایرانی با اقبال شهروندان اروپایی و آمریکایی روبرو نشود. این توفیق البته بیش از آنکه محصول تلاش نهادهای دولتی چون وزارت ارشاد و سازمان وفرهنگ وارتباطات باشد ، حاصل تلاش بخش خصوصی و هنرمندانی است که ترویج فرهنگ این آب و خاک را وظیفه خود می دانستند و امروز هم حاصل زحمات طاقت سوزشان را درو می کنند ...
لازم به یاد آوری است که پیش از این آلبوم های" غزل " اثر کیهان کلهر و " فریاد " ، حاصل همکاری شجریان ، علیزاده ، کلهرو همایون شجریان نیز به بخش پایانی این جایزه راه یافتند، اما جایزه نهایی را به دست نیاوردند...
و عکس هایی از یکی از بهترین شبهای موسیقیایی من ! شب کنسرت " به تماشای آبهای سپید " در کاخ نیاوران :




یقیه عکس ها را از اینجا ببینید .
در همین زمینه :
حسین علیزاده، نامزد جایزه ' گرمی' شد - بی بی سی
كار مشترك عليزاده و گاسپاريان در مرحله پاياني جايزه گرمي - همشهری آن لاین
حسین علیزاده نامزد دریافت جایزه گرمی شد - خبر گزاری مهر
سه شنبه ۲۱ آذر ۱۳۸۵برای همه آنهایی که " رازنو " را به سیاست بازی متهم می کنند و برای آنهایی که همچنان تحریم را بهترین راه می دانند ! لطفا چند لحظه با من همراه شوید :
دوستان من ! " راز نو" وبلاگی صرفا سیاسی نیست ، چون من به واقع آدمی صرفا سیاسی نیستم .؛ اما ..
دوستان تحریمی ! برای من هم سخت است که دوباره به پای صندوق های رای بروم و از حضور من هزاران استفاده ابزاری بشود اما نقشه و طرح بهتری در ذهن ندارم .
ما داریم تو ایران زندگی می کنیم ! ما داریم توی کشوری زندگی می کنیم که همه چیز آن ، تاکید می کنم همه چیزش سیاسی هست ! سیاست در تمام شئون زندگی ما تاثیر دارد . نمی توانم درک کنم وقتی دوستی به من می گوید که من از سیاست متنفرم یا من با سیاست کاری ندارم ؛ ما داریم جایی زندگی می کنیم که حتی رنگ مانتویی که می پوشید ، موسیقی که گوش می کنید ، ماشینی که سوار می شویم و ... به سیاست بستگی دارد . چطور ممکن است که آدمی نسبت به زندگی خود بی تفاوت باشد ! ایران ما تفاوت عمده ای دارد با کشورهایی که سیستم حکومت می کند و با تغییر مثلا یک دولت ، تنها نرخ بیمه ها چند دهم درصد تغییر می کند !
در اینجا با تغییر یک دولت ، همه چیزیمان از رنگ مانتویی که می پوشید تا فیلمی که می بینیم تا شهری که درونش زندگی می کنیم تغییر می کند !اگر با آمدن یک دولت جنگ شود ، بمب و موشک در خانه های ما می آید ...
پس هرگز نمی فهمم چگونه ممکن است ، کسی در ایران ما زتدگی کند و اهل فکر و اندیشه باشد و برای آینده زندگی خود برنامه داشته باشد و بگوید سیاست برای من مهم نیست و من اهل سیاست نیستم !
دوستانم ! اگر در این روزها از سیاست بیشتر می نویسم ، برای آن است که با هر تحلیلی که می اندیشم به این نتیجه می رسم که باید در انتخابات شرکت کرد
از سال 74 - 75 به جرات می توانم بگویم که تمامی تحولات سیاسی ایران را با دقت دنبال کرده ام و همه جریان ها و تحولات سیاسی ایران را در این سالها می شناسم و به همه راه هایی که می تواند آینده ای بهتر را از دید من برای ایران ما ترسیم کنند فکر کرده ام !
دوستانی که از این سیاست بازی ها خسته شده اید و معتقدید که باید عطای این سیاست بازی ها را به لقایش بخشید ، شما به من بگویید که چه باید بکنیم ! این را جدی می پرسم .. همه ما می دانیم که ایران شرایط خوبی ندارد . پس روی سخن من با آنانی است که در این کشور زندگی می کنند و کیفیت زندگی برایشان مهم است . بیایید بررسی کنیم که چه راه هایی در پیش رو داریم :
1- مردم همه چیز را تحریم کنند و حاکمیت نیز فضای سیاسی را از این بیشتر ببندد ! جامعه به انسداد کامل به پیش برود و در نهایت بنگ : انقلاب ! خب بعدش چی ؟ هنوز سی سال نیست که از انقلاب در این جامعه گذشته است و نتایجش را شما بهتر از من می دانید به قول جورج برنارد شاو : " انقلاب ستمديدگان را آزاد نمي کند بلکه تنها استثمارگران را عوض مي کند ... "
و در ضمن ما در جامعه ای زندگی می کنیم که بخاطر مشکلات فرهنگی زیادش 40 تا 45 درصد مردم ما انتخابات را تکلیف خود دانسته و همواره در انتخابات شرکت می کنند .
2 - دست روی دست بگذاریم و کمک کنیم که آمریکای عزیز زود تر به ما حمله کند و ما را نجات دهد ! اما دوستان مناسبات بین الملل نشان می دهد که با روی کار آمدن دموکرات ها ، آمریکا به این زودی ها به ما حمله نمی کند تا آزادی و دموکراسی را به ما هدیه دهد و ثانیا در صورت حمله امریکا و با توجه به بافت فرهنگی مردمان ما ، چه کسی می تواند بگوید که بعد از حمله اوضاع ما بهتر می شود ؟ عراق را نگاه کنید ...
3 – من گزینه دیگری غیر از این گزینه ، یعنی شرکت در انتخابات حداقلی و تلاش برای اصلاحات حداقلی و حرکت به پیش با سرعت مورچه و تلاش برای تحمیل کردن خودمان به حاکمیت نمی شناسم ! برای همین با کم امیدی کامل و کم امید به سلامت انتخابات به این لیست ائتلاف اصلاح طلبان رای می دهم .
باید این را گفت که به جریان اصلاح طلبی شاید هزاران انتقاد وارد است ، اما این را می دانم که در شرایط موجود جریان اصلاح طلبی شاید مناسب ترین گزینه برای تحمیل خواسته ها و نظراتمان به حاکمیت باشد .
در این مبارزه که ما همانند هوادارن یک تیم در مسابقه فوتبال می مانیم که تنها شادی شب بعد از پیروزی برای آنها می باشد ، اما باز هم می روم و رای می دهم چون همانطور که در اینجا گفتم اگه بین " بد " و " بدتر " ، " بد " رو انتخاب نکنم ، باز هم سر و کله " بدترین " ها پیدا می شود .
و همانطور که در ابتدا گفتم برای من هم سخت است که دوباره به پای صندوق های رای بروم و از حضور من هزاران استفاده ابزاری بشود اما نقشه و و طرح بهتری در ذهن ندارم !
از همه شما دوستانم که در فکر تحریم هستید ، می خواهم که اگر طرح و نقشه ی بهتری را دارید ، آن را ارائه کنید و دوستان عزیزی که اهل تحریم هستید ، لطفا برنامه ی خود را اعلام کنید و ما را از این تضاد ها نجات دهید ....
این هم کاریکاتوری از بزرگمهر حسین پور از کاندیداهای ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات شوراها :

این هم لیست اصلاح طلبان برای شورای شهر تهران :
1- محمدعلي نجفي، وزير اسبق آموزش و پرورش و معاون رييسجمهور سابق کد : 4685
2- معصومه ابتكار، رييس سابق سازمان حفاظت از محيط زيست کد :1849
3- احمد مسجدجامعي، وزيرسابق فرهنگ و ارشاد اسلامي کد : 5384
4- اعظم نوري، شهردار اسبق منطقه 7 تهران کد : 6158
5- قاسم تقيزاده خامسي، معاون شهردار اسبق تهران کد: 1568
6- پيروز حناچي، معاون وزير سابق مسكن کد : 5745
7- شهاب طباطبايي، از فعالان دانشجويي و نهادهاي مدني کد :1374
8- الهه راستگو، عضو شوراي مركزي حزب اسلامي كار کد :6587
9- هادي ساعي، قهرمان تكواندوي جهان کد :8569
10- ميرزا ابوطالبي، معاون وزير سابق مسكن کد :4567
11- اسماعيل دوستي، استاندار سابق كهگيلويه و بويراحمد کد : 1459
12- كريمي، معاون سابق استاندار تهران کد : 3719
13- افشين حبيبزاده، عضو هيات اجرايي خانه كارگر کد :8145
14- سيدكامل تقوينژاد، معاون وزير سابق تعاون کد :1685
15- علي نوذرپور، مديرکل اسبق دفتر برنامه ريزي و عمراني وزارت کشور کد : 3145
یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۵می خوام در آستای یک سالگی " راز نو " یکی از بخش هایی که توی وبلاگم یه مقدار ، یه مقدار که چه عرض کنم خیلی مقدار ازش غافل شدم را دوباره راهش بندازم و اونم بخش " لینکده " هست . امیدوارم ، مطالب خوبی رو که از این ور ، اون ور می خونم بتونم خوب بازبتابونم .
چند تا لینک برای امروز معرفی کردم و می خوام قسمتی از مطلب " در ایران چه خبر است ؟ " عباس عبدی را در اینجا هم نقل کنم . ...
در ايران چه خبر است؟ قضيه روشن است. در ايران عدهاي با اتكا به درآمدهاي نفتي از منطق علمي اداره امور بينياز شدهاند و با ديگر هموطنان خود مفاهمهاي ندارند، بلكه با اتكا به قدرت ناشي از رانت و درآمد نفتي سخن ميگويند، يا بهتر است بگويم كه تحكم ميكنند و تنها هنگامي كه با افرادي ديگر مواجه ميشوند كه امكان گفتگو از اين موضع قدرت را ندارند، حباب منطق آنان تركيده ميشود.
اتكاي به درآمدهاي نفتي و اتخاذ سياستهاي غيرعلمي و غيرمنطقي آينده كل كشور را با مخاطره مواجه كرده است ....
ادامه مطلب " در ایران چه خبر است ؟ " ....
یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۵سیر نمی شوم زتو ، ای مه جان فزای من
جور مکن جفا مکن ، نیست جفا سزای من
با ستم و جفا خوشم ، گرچه درون آتشم
چونکه تو سایه افکنی بر سرم ای همای من
در شکنید کوزه را ، پاره کنید مشک را
جانب بحر می روم ، پاک کنید راه من
آب حیات موج زد دوش ز صحن خانه ام
یوسف من فتاد دی همچو قمر به چاه من
چند بزارد این دلم ، وای دلم خراب دل
چند بنالد این لبم پیش خیال شاه من
آن نفس این زمین بود ، چرخ زنان چو آسمان
ذره به ذره رقص در نعره زنان که های من
خرمن من اگر بشد ، غم نخورم چه غم خورم
صد چو مرا بس است و بس خرمن نور ماه من
سیر نمی شوم زتو نیست جز این گناه من
سیر مشو ز رحمتم ای دو جهان پناه من
مولانا
جمعه ۱۷ آذر ۱۳۸۵این روز ها خیلی از سیاست نوشتم !
دیشب داشتم فکر می کردم که " راز نو " خیلی از جنبه های مختلف من رو پوشش می ده ، اما کمتر به جنبه حرفه ای و کار من پرداخته ! شاید دلیلش این بوده که کار مهندسی اونم کار من - مخابرات و ماهواره - فضاش و نوع کنش ها و واکنش هاش خیلی با فضای گرم و آروم " راز نو " همخوانی نداره !
اما ! این رو نمی شه کتمان کرد که کار من یه جنبه خیلی مهم از زندگی من هست که به شدت هم بهش علاقه دارم و اگه قراره اینجا بازتاب همه جنبه های من باشه ، باید همه دیدگاه ها و رفتار های من رو پوشش بده . برای همین تصمیم گرفتم که امروز یه مقدار از کار حرفه ایم بگم !
می خوام یه مجموعه عکس از مراحل install و راه اندازی یکی از پروژه های ارتباطات ماهواره ای بانکی ایران را توی وبلاگم بزارم . این عکس ها مربوط به راه اندازی هاب ماهواره ای و آنتن مرکزی هاب ماهواره یکی از بانک های کشور است . پروژه ای که الان نزدیک 4 ماه هست که من مدیریتش را بر عهده گرفتم و در این مدت پروژه را از فاز صفر به جایی رسوندیم که 50% پروژه انجام شده است و از 50 نقطه ای که قرار است در سراسر ایران در این شبکه قرار بگیرند ، 25 نقطه تاکنون راه اندازی شده ....
این اولین پروژه ارتباطات مخابراتی - ماهواره ای برای ارتباطات بانکی بود که توسط بخش خصوصی اجرا می شه .
1- اتاق سرور و مانیتورینگ : اتاقی که این روزها من اکثرا اینجا هستم و تجهیزاتی که توی این Rack این کنار هست ، سرورها ، روتر ها و هاب ماهواره ای و ... هست .
2- آنتن مرکزی پروژه ، یه آنتن 3.8 متری هست که مراحل install و راه اندازی اون برای خودش ماجراهایی بود ! اما به کمک یه تیم 5 نفره در زمان کمتر از یک هفته این آنتن را install کردیم که این بی شک یه رکورد بود توی ایران .
اینم دوتا تا عکس از آنتن در مراحل انتهای install :
3 - اینم دو تاعکس دیگه از آنتن وقتی که دیگه کار install تقریبا تمام شده بود !
4 - در نهایت عکسی از غروب خورشید در آسمان تهران :
پنجشنبه ۱۶ آذر ۱۳۸۵
بالاخره بعد از کش و قوس های فراوان جلسه وبلاگ نویس ها با بعضی از نامزدهای اصلاح طلب شوراها برگزار شد . جلسه دیروز با همه کاستی هاش ، تلاشی بود در راستای موفقیت موفقیت نامزدهای اصلاح طلب در انتخابات شوراها .
تلاش دوستان من بر این بود که نامزدهای اصلاح طلب را با اقلیت و صنفی از جامعه آشنا کنند که برشی از جامعه هستند و به واسطه وبلاگ نویس بودنشان خیلی صریح حرف خودشان را می زنند .
اداره ی جلسه دیروز که ابتدا قرار بود با آقای ابطحی باشه را سید آبادی برعهده گرفت و خیلی صریح باید بگم که خیلی می تونست بهتر از این باشه و جلسه خوب اداره نشد !
از نامزدها هم آقایان نجفی ، مسجد جامعی ، حناچی ، حبیب زاده و طباطبایی و خانم ها ابتکار و صدراعظم نوری حضور داشتند . بعضی هاشون را باره اول بود که می دیدم ، از جمله خانم صدر اعظم نوری که خیلی زیاد برنامه هاش و شخصیت و نحوه رفتارش را پسندیدم !
به قول یه عزیزی جلسات عمومی و مردمی خانم صدر اعظم نوری در زمانی که شهردار منطقه 7 تهران بود ، اثرات خودش را الان کاملا داره نشون می ده ! از جنس خودمان حرف می زد و شوخی هاش هم شوخی های ما بود و دوست داشت که از وبلاگ و وبلاگ نویسی بیشتر بدونه !
آقای دکتر حناچی را هم خیلی پسندیدم ! دبیر شورای عالی شهرسازی بودنش کاملا مشخص بود ...
آقای ابطحی هم به عنوان یه وبلاگ نویس در جلسه دیروز حاضر بود ، اما بیشتر دنبال حاشیه ها و گپ زدن با بقیه بود تا ...
آقای رضا خاتمی و بورقانی هم بودند . یه عده از دوستان تحریمی ، وسط جلسه فریاد وا مصیبتا سر دادند که شما دارید خیانت می کنید و از این حرف ها که دیگه بی خیال ! من حرف هامو به این دوستان زدم ..
من هم توی صحبت هام از برنامه ای حرف زدم که توی این یک ماه روش کار می کردم ! برنامه ای به عنوان " توسعه و همگاني کردن " اينترنت " نياز امروز توسعه شهري " . این برنامه ای هست که به دوستان نامزد ها دادیم که شامل برنامه توسعه و همگاني کردن اينترنت و فناوري هاي نوين با استفاده از امکانات مديريت کلان شهري هست . این برنامه خیلی جای کار داره و من توی تدوین و نوشتنش تلاش کردم گوشه ای از فعالیت هایی را که مدیران شهری می توانند در راستای توسعه و همگانی کردن اینترنت انجام بدهند را بیان کردم .
اما کلا گلایه زیاد است که بماند به وقتش ! بعضی از دوستان ما به واقع خوب از روی شانه های دیگران بالا می روند و باز هم مانند همیشه بعد از این جلسه به این فکر می کردم که برای آنکه کار سیاسی خوب بکنی ، باید که پشتوانه ی اقتصادی خوب داشته باشی ! سیاست بدون پول یعنی هیچ ... ! معتقدم این ، همان خطای استراتژیک هست که دوستان اصلاح طلب مان همیشه گرفتارش هستند . افسوس می خورم که چه کارهای مهمتر و بهتری می شه کرد ولی ... ! باید در حوزه اقتصادی اقتصادی آنقدر قوی شد که مجبورت نکنن که هر جا و به هر کیفیتی کار کنی ... !
اما جلسه می تونست بهتر از این باشه ! می شه خیلی حرف زد ؛ می شه از خیلی ها انتقاد کرد . اما چه فایده ... ؟
در همین زمینه :
گزارش سفر - مهدی محسنی - جمهور
درباره جلسه ديروز - حنیف مزروعی - دفتر بی مخاطب
تهران آبروی ماست - علي اصغر سيدآبادي - هنوز
وبلاگنویسان و کاندیداهای اصلاح طلب - محمد علی ابطحی - وب نوشت
یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۵این یاداشت من بیشتر از اینکه انتقاد باشه ، یه گلایه هست !
این نشست وبلاگی ما که قرار بود 1,2 هفته پیش برگزار بشه ، به یه دلیل خیلی مشخص افتاد به دقیقه نود ! اون هم این بود که هیچ کس به ما جا نمی داد؛ هر کس تا می فهمید وبلاگ و اصلاحات می گفت : شرمندم !
به این عکس دقت کنید :

باشگاه وبلاگ نویسان تهران ، که یه جای کاملا مستقل هست و به شهرداری اصلا و حتما وابستگی نداره و اصلا این کارش استفاده از امکانات دولتی برای تبلیغ نامزدهای خاص نیست ، اقدام به برگزاری " بررسی نقش و جایگاه وبلاگ ها در مدیریت شهری " می کنه !
این کار حتما هیج ربطی به تبلیغ برای شهرداری نداره !!!
اما نکته جالب تر اینکه من و خیلی از دوستان وبلاگ نویس من که از مهمترین و پر خواننده ترین وبلاگ های فارسی زبان رو دارند ، برای جلسه وبلاگی خودشون باید عین مارکوپولو دنبال جا بگردن و بعد دوستان بدون استفاده از هیچ گونه و هیچ گونه امکانات دولتی نزدیک انتخابات یاد وبلاگ نویس ها می افتن و ...
در مورد این باشگاه وبلاگ نویسان تهران هم حرف بسیار است ، اما همین بس که من کسی از وبلاگ نویس های اطراف رو نمی شناسم که عضو این باشگاه باشه !! احتمالا یا ما وبلاگ نویس نیستیم یا توی تهران نیستیم یا ...
یا ما را توی ستاد شهرداران جایی نیست ... !!
یه آقایی به نام آقای " محمد جواد طواف " نظری برای یاداشت قبلی من نوشته بود که به شرح زیر است :
" در ایران، چند صد هزار نفر وبلاگ می نویسند، این قرارِ وبلاگی که شما تبلیغش را می کنید، می تواند تحت عنوانِ "نشست تعدادی از وبلاگ نویسانِ موافقِ نظام و اصلاح طلبِ شرکت کننده در انتخابات شوراها" مطرح شود، که بدین ترتیب، مشخص است که لفظ عام "وبلاگ نویسان" نیست.
و تنها درصدی از وبلاگ نویسان را شامل می شود.
متأسفانه این قضیه در مورد دانشجویان نیز اتفاق می افتد، مثلاً دیدار دانشجویان با فلان مسؤول، دعوت دانشجویان از مردم برای شرکت در فلان راهپیمایی.... بدیهی است که این تعداد دانشجویان نمایندگی همه دانشجویان را بر عهده ندارند، در این حالت از اسم دانشجو و وبلاگ نویس استفاده ابزاری می شود. "
با توجه به شناخت دورا دوری که از این آقای " طواف " عزیز داشتم ، اول نخواستم جوابی بدم ؛ اما امروز بد ندیدم که نظر بارباماما را در جواب اون نظر اینجا بنویسم :
آقای طواف !
مشکل شما با اضافه کردن " عده ای " حل می شه ؟ یا مشکل اینه که چرا بعضی وبلاگ نویس ها با شرکت در انتخابات موافقند ... ؟
جواب خودم : دوست عزیز ! اگر همه ما در همه کارهامون این دقت شما رو مد نظر داشته باشیم ، خیلی عالیه !
اما دوست عزیز در جامعه ای که بیش از صدها هزار وبلاگ فارسی زبان داریم و غیر از باشگاه وبلاگ نویسان جوان که توصیف آن در بالا آمد ، هیچ نهاد مدنی - NGO - ای در این زمینه نداریم ، آیا اگر جمعی و با هر هدفی تلاش کنند که جمعی از وبلاگ نویسان را به دور هم جمع کنند اینگونه محکوم به تمامیت خواهی می شوند ؟ دوستانی که با افتخار گروه هایی همانند " کوه و تور " تشکیل می دهند ، آیا حاضر هستند که پا پیش گذاشته و به کمک ما آیند تا بتوانیم اولین نهاد غیر دولتی وبلاگ نویسان را ایجاد کنیم ؟
جمعه ۱۰ آذر ۱۳۸۵
و باز هم انتخابات ... نمی دانم انتخابات دوره باطلی است که ماها را به بهانه خود به دور هم جمع می کند و یا مسیر پر پیچ و خم سختی است که باید به آن همانند جریان آبی نگاه کرد که بنا دارد در طول سالیان سنگ بزرگی را بشکافد . اما این را می دانم که تحریم درست است که بهتر از شکست است اما پس از آن نه آمریکا به یاری مان می شتابد و نه اروپا و روسیه و چین .... پس
پس باید در یک کشور حداقلی از حداقل ها استفاده کرد و باید قبول کرد که خالی کردن میدان ، فقط و فقط به نفع آنانی هست که امروز دنیا در حال شبیه شدن به آنها هست . برای همین باز هم در این کارزار باید به دنبال حداقل ها بود ...
پس از کش و قوس های فراوان در نهایت با جمعی از دوستان وبلاگ نویسم از جمله ( وب نوشته ها ، الپر ، دفتر بی مخاطب ، ایران پاپاریزی , هنوز ) که بهتر است بگوییم فصل مشترکمان تلاش برای استفاده از کوچکترین روزنه های باقی مانده برای ایجاد شرایطی بهتر برای فردای ایران است ، بر آن شدیم که جلسه تریبون آزادی را با حضور وبلاگ نویس ها و 6 نفراز نامزدهای لیست ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات شوراها ترتیب دهیم تا رودر رو بتوانیم نیازها ، پیشنهاد ها و انتقادات خودمان را با آنها در میان گذاریم .
نامزدهاي حاضر در اين جلسه:
1- محمدعلي نجفي، وزير اسبق آموزش و پرورش و معاون رييسجمهور سابق
2- معصومه ابتكار، رييس سابق سازمان حفاظت از محيط زيست
3- احمد مسجدجامعي، وزيرسابق فرهنگ و ارشاد اسلامي
4- اعظم نوري، شهردار اسبق منطقه 7 تهران
5- پيروز حناچي، معاون وزير سابق مسكن
6- شهاب الدين طباطبايي - فعال در امور سازمانهاي غيردولتي
زمان : چهارشنبه 15 آذر از ساعت 17 تا 19
محل : هتل درسا - واقع در خیابان انقلاب – بعد از میدان فردوسی - بين ايرانشهر و شريعتي – نبش خيابان شهيد موسوي(فرصت) – تالار اجتماعات هتل درسا
حضور تمامي وبلاگ نويسان گرامي در اين جلسه بلامانع است و از همه عزیزان و دوستان از همین طریق رسما دعوت می کنم که در این نشست شرکت کنند .
توضیح : لیست نهایی ائتلاف اصلاح طلبان - معروف به لیست خاتمی - برای شرکت در انتخابات شوراها در تهران عبارت است از :
1- محمدعلي نجفي، وزير اسبق آموزش و پرورش و معاون رييسجمهور سابق
2- معصومه ابتكار، رييس سابق سازمان حفاظت از محيط زيست
3- احمد مسجدجامعي، وزيرسابق فرهنگ و ارشاد اسلامي
4- اعظم نوري، شهردار اسبق منطقه 7 تهران
5- قاسم تقيزاده خامسي، معاون شهردار اسبق تهران
6- پيروز حناچي، معاون وزير سابق مسكن
7- شهاب طباطبايي، از فعالان دانشجويي و نهادهاي مدني
8- الهه راستگو، عضو شوراي مركزي حزب اسلامي كار
9- هادي ساعي، قهرمان تكواندوي جهان
10- ميرزا ابوطالبي، معاون وزير سابق مسكن
11- اسماعيل دوستي، استاندار سابق كهگيلويه و بويراحمد
12- كريمي، معاون سابق استاندار تهران
13- افشين حبيبزاده، عضو هيات اجرايي خانه كارگر
14- سيدكامل تقوينژاد، معاون وزير سابق تعاون
15- علي نوذرپور، مديرکل اسبق دفتر برنامه ريزي و عمراني وزارت کشور و معاون سابق سازمان شهرداري ها و دهياري هاي وزارت کشور

April 2010
September 2009
April 2009
January 2009
December 2008
November 2008
October 2008
September 2008
August 2008
July 2008
June 2008
May 2008
April 2008
March 2008
February 2008
January 2008
December 2007
November 2007
October 2007
September 2007
August 2007
July 2007
June 2007
May 2007
April 2007
March 2007
February 2007
January 2007
December 2006
November 2006
October 2006
September 2006
August 2006
July 2006
June 2006
May 2006
April 2006
March 2006
February 2006
January 2006
December 2005