صفحه‌ی اول روز نو فتوبلاگ عکس نو پادکست نوای نو لینک‌های روزانه
نوشته‌ی قبلی . نوشته‌ی بعدی
دوشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۸۵

حیدر بابا

فردا یکصدمین سالروز تولد شهریار است . با اینکه همیشه تصوری حکومتی از شعر شهریار داشته ام ، اما معتقدم مجموعه " حیدر بابا " ی او ، سرشار از رنگ و بوی هویت است و با اینکه از دوران نوجوانی هرگز معنی کامل حیدر بابا را به دلیل آنکه به زبان آذری سروده شده بوده است نمی فهمیدم ، اما همیشه حس نوستالژیکی نسبت به این منظومه داشته ام . این چند قطعه را از منظومه " حیدر بابا " در اینجا نقل می کنم و به همه دوستانم پیشنهاد می کنم که حداقل با ترجمه این قطعات هممراه شوند ...

حيدربابا ،‌ سنون اوزون آغ اولسون !
دؤرت بير يانون بولاغ اولسون باغ اولسون !
بيزدن سورا سنون باشون ساغ اولسون !
دونيا قضو- قدر ، اؤلوم - ايتيمدى
دونيا بويى اوغولسوزدى ، يئتيمدى

حيدربابا ،‌ هميشه سر تو بلند باد
از باغ و چشمه دامن تو فره مند باد
از بعدِ ما وجود تو دور از گزند باد
دنيا همه قضا و قدر ، مرگ ومير شد
اين زال کى ز کشتنِ فرزند سير شد ؟

.......

حيدربابا ، دونيا يالان دونيادى
سليماننان ، نوحدان قالان دونيادى
اوغول دوغان ، درده سالان دونيادى
هر کيمسَيه هر نه وئريب ، آليبدى
افلاطوننان بير قورى آد قاليبدى


دنيا همه دروغ و فسون و فسانه شد
کشتي عمر نوح و سليمان روانه شد
ناکام ماند هر که در اين آشيانه شد
بر هر که هر چه داده از او ستانده است
نامى تهى براى فلاطون بمانده است

........

حيدربابا ، يار و يولداش دؤندولر
بير-بير منى چؤلده قويوب ، چؤندولر
چشمه لريم ، چيراخلاريم ، سؤندولر
يامان يئرده گؤن دؤندى ، آخشام اولدى
دونيا منه خرابه شام اولدى

حيدربابا ، گروه رفيقان و دوستان
برگشته يک يک از من و رفتند بى نشان
مرد آن چراغ و چشمه بخشکيد همچنان
خورشيد رفت روى جهان را گرفت غم
دنيا مرا خرابة شام است دم به دم

.........

حيدربابا ، قارلى داغلار آشاندا
گئجه کروان يولون آزيب ، چاشاندا
من هارداسام ، تهراندا يا کاشاندا
اوزاقلاردان گؤزوم سئچر اونلارى
خيال گليب ، آشيب ، گئچر اونلارى

گر کاروان گذر کند از برفِ پشت کوه
شب راه گم کند به سرازيرى ، ‌آن گروه
باشم به هر کجاى ، ز ايرانِ پرشکوه
چشمم بيابد اينکه کجا هست کاروان
آيد خيال و سبقت گيرد در آن ميان

..........

حيدربابا گؤيلر بوتون دوماندى
گونلريميز بير- بيريندن ياماندى
بير- بيروزدن آيريلمايون ، آماندى
ياخشيليغى اليميزدن آليبلار
ياخشى بيزى يامان گونه ساليبلار

حيدربابا ، تمام جهان غم گرفته است
وين روزگارِ ما همه ماتم گرفته است
اى بد کسى که که دست کسان کم گرفته است
نيکى برفت و در وطنِ غير لانه کرد
بد در رسيد و در دل ما آشيانه کرد

.........

حيدربابا ، غيرت قانون قاينارکن
قره قوشلار سنن قوپوپ ، قالخارکن
او سيلديريم داشلارينان اوینارکن
قوزان ، منيم همتيمى اوردا گؤر
اوردان اَييل ، قامتيمى داردا گؤر

تا خون غيرت تو بجوشد ز کوهسار
تا پَر گرفته باز و عقابت در آن کنار
با تخته سنگهايت به رقصند و در شکار
برخيز و نقش همت من در سما نگر
برگَرد و قامتم به سرِ دارها نگر

.........

حيدربابا ، سنون گؤيلون شاد اولسون
دونيا وارکن ، آغزون دولى داد اولسون
سنن گئچن تانيش اولسون ، ياد اولسون
دينه منيم شاعر اوغلوم شهريار
بير عمر دور غم اوستونه غم قالار

حيدربابا ، دلِ تو چو باغِ تو شاد باد !
شَهد و شکر به کام تو ، عمرت زياد باد !
وين قصه از حديث من و تو به ياد باد !
گو شاعرِ سخنورِ من ، شهريارِ من
عمرى است مانده در غم و دور از ديارِ من

ترجمه : دکتر بهروز ثروتیان

نظرها

agha seyamak salam
mamnonam
neveshtehatoon jaleb va jadid hastan
baratoon arezooye movaffagheyate rooz afzoon daram :)

pooyeh دوشنبه، ۲۷ شهریورماه ۱۳۸۵، ۱:۱۷ صبح

baba dige kheili haal dari, inhame oonham be torki type kardan kaare sakhtie. Man be jaaye khanandegaani ke tork hastand baasham az to ke tork nisti gharddaani mikonam.

sima دوشنبه، ۲۷ شهریورماه ۱۳۸۵، ۱۱:۴۳ صبح

حیدر بابا دونیا یالان دونیا ده...
دوست ارجمند من در گیلان همه تیپ و ملیت و قیافه و ...دوست داشته ام.. و البته به زبان آن ها هم آشنایی..اگرچه به قول شاعر گیلک و فارسی زبان: امه ماران گیلکی دوعا کودید... خدایا به گیلکی صدا کودید(معنیش می شود: مادرهای ما به گیلکی دعا میکردند .. خدا را به زبان گیلکی صدا می زنند) اما یاد گرفت که دوست معنیش در همه زبان ها یک همه همدلی و مهربانی است. این کلمه امیگو تلفظ بشود یا حبیبی یا مونامی حاوی یکی از بهترین و زیباترین رابطه های دنیاست. و اما در مورد شهریار و حیدر بابا یه سلام:آن شعرهای شهریار را که عشق و دوستی گفته است تا ابد می مانند.. آن ها که سفارش اند.. بگذریمو بقول تو از او به مهربانی یاد آریم.

Melina349 سه شنبه، ۲۸ شهریورماه ۱۳۸۵، ۰:۵۹ صبح

متا سفانه ترجمه ای که از حیدر بابا قرار داده بودید نه تنهها از مر بی وفایی گذشته بود...بل به مرز فاحشه گی و هرزگی رسیده بود...فرانسوی ها اگر به این نوع ترجمه بر می خوردند حتما تجدید نظری در مثل خود صورت می دادند!

ali morsali سه شنبه، ۲۸ شهریورماه ۱۳۸۵، ۷:۵۹ بعدازظهر


بازنشر مطالب این وبلاگ به‌ هر شکل، بدون اجازه‌ی نویسنده، ممنوع است.
All Rights Reserved. - Razeno.com