صفحه‌ی اول روز نو فتوبلاگ عکس نو پادکست نوای نو لینک‌های روزانه
نوشته‌ی قبلی . نوشته‌ی بعدی
پنجشنبه ۲ شهریور ۱۳۸۵

از ما به مهرباني ياد آريد !

از ما چنان كه بايد و شايد
كاري نرفته است


اينك كه پاي رفتنمان نيست
بي تاب و بي توان
يعني كه تاب نيست،
توان نيست
هنگام برگذشتنمان نزديك
ديگر زمان ماندنمان نيست
تنها
چشم اميد ما به شما مانده ست
اي سروهاي سبز جوان
اي جنگل بزرگ جوانان سروقد


گفتيم با بطالت پدر از بيم
بيعت نمي كنيم و
نكرديم


اما بر جمع ما چه رفت
كه مفتون شديم و راه
رانديم بر تباه


ديديم
اينجا نه رستگاري
كه هول زار تباهي بود
پايان سر به راهي


آري، دريغ، عقربه ي ساعت زمان
راهي به بازگشت ندارد


اينك رسيده ساعت ما،
تنها
چشم اميد ما به شما مانده ست
اي سروهاي سبز جوان
اي جنگل بزرگ جوانان


تا استوارتر به بر آئيد
و همصدا بسرائيد:
« ما سروهاي سبز جوانيم
در چار فصل سال
سرسبز و سرفراز مي مانيم»
چشم اميد ما به شما مانده ست


گر ابرهاي تيره سفر كردند
و نور روشن فردا را ديديد
از ما به مهرباني ياد آريد
از ما كه در تمام شب عمر
در جستجوي نور سحر پرسه مي زديم


در خاطر آرزوي ما را
بسپاريد
از ما به مهرباني
ياد آريد!


حميد مصدق

نظرها

خیلی زیبا بود سیامک جان. مرسی.

رها پنجشنبه، ۲ شهریورماه ۱۳۸۵، ۴:۲۴ بعدازظهر

اين سايتت من يكي رو كشته ... اگر نظر نمي دم دليل نميشه كه نمي بينمش ... وقت نظر ندارم ولي خيلي باحاله دقيقا عين خودت
موفق باشي
مخلصيم

آقا مصطفی پنجشنبه، ۲ شهریورماه ۱۳۸۵، ۴:۵۳ بعدازظهر

خيلي قشنگ بود بازم از حميد مصدق بگو
ممنون رفيق

Anonymous جمعه، ۳ شهریورماه ۱۳۸۵، ۰:۳۹ صبح

روز وصل دوستداران ياد باد ...

برات يه پيام اخلاقي تو همون قسمت نكته هاي اخلاقيت گذاشتم

farhad جمعه، ۳ شهریورماه ۱۳۸۵، ۱:۱۲ صبح

"آه,دیگر ما

فاتحان گوژپشت پیر را مانیم.

بر بکشتی های موج بادبان از کف

دل به یاد بره های فرهی,در دشت ایام تهی بسته.

تیغ هامان زنگخورده و کهنه و خسته,

کوسهامان جاودان خاموش,

تیرهامان بال بشکسته.

ما

فاتحان شهر های رفته از یادیم

با صدایی ناتوانتر زانکه بیرون آید از سینه

راویان قصه های رفته از یادیم

کس به چیزی یا پشیزی,بر نگیرد سکه هامان را

گویی از شاهیست بیگانه.

یا زمیری دودمانش منقرض گشته.

گاهگه بیدار خواهیم شد زین خواب جادویی,

همچو خواب همگنان غار,

چشم می مالیم و می گوییم:آنک،طرفه قصر زرنگار صبح شیرینکار.

لیک بی مرگ است دقیانوس.

وای,وای, افسوس"

sara boldaji جمعه، ۳ شهریورماه ۱۳۸۵، ۲:۰۷ صبح

salam che axaye ghashangi bazam beferest

parichehr شنبه، ۴ شهریورماه ۱۳۸۵، ۰:۰۰ بعدازظهر

ما كه در تمام شب عمر
در جستجوي نور سحر پرسه مي زديم

Anonymous شنبه، ۴ شهریورماه ۱۳۸۵، ۲:۰۱ بعدازظهر

salam
jaleb boodan
khoshhal misham age baz ham baram befresti
have a nice time
felan babay

pooyeh دوشنبه، ۱۳ شهریورماه ۱۳۸۵، ۱:۰۲ صبح

bahalboodmersi

sareh شنبه، ۱۸ شهریورماه ۱۳۸۵، ۱۱:۱۷ بعدازظهر


بازنشر مطالب این وبلاگ به‌ هر شکل، بدون اجازه‌ی نویسنده، ممنوع است.
All Rights Reserved. - Razeno.com