سه شنبه ۶ تیر ۱۳۸۵
زندگي در حد صفر ، فوتبال در حد زندگي
اين روزها شايد بازده من توي زندگي در حد صفر رسيده باشه :
حجم فعاليتهاي حرفه اي در حد صفر ...
حجم ياداشت هاي نوشته شده براي روزنامه در حد صفر ...
حجم ديگر فعاليت هاي اجتماعي در حد صفر ...
...
اما به اندازه يك سال توي زندگيم ، فقط " فوتبال" ديدم . توي اين 20 روزي كه از جام جهاني مي گذره ، فارغ از همه روزمرگي ها و دغدغه ها ، با فوتبال همراه شدم ، با فوتبال به وجد آمدم ، با فوتبال اميدوار شدم و با فوتبال مايوس شدم ...
فوتبال همراه با هيجاناتش براي من ، يك نوع شور و اشتياق دروني هست كه ريشه در كودك درون من دارد و توي اين يك ماه تلاش كرده ام كه اين فضا و زمان را به كودك درونم بدهم كه از اين هيجان به وجد بياد و سيراب بشه ...
اين روزها بيش از هر زماني به اين جمله " سر الف رمزي " سرمربي فقيد انگليس در جام جهاني 1966 مي انديشم كه در مورد فوتبال گفته : فوتبال زندگي نيست ؛ بلكه چيزي فراتر از زندگي هست ...
من تصور نمي كنم هيچ پديده اجتماعي ، سياسي و فرهنگي در سرار جهان به اندازه فوتبال اين چنين مورد توجه مردم سراسر جهان از هر نژاد و مذهبي باشد ؛ به همين دليل است كه" كوفي عنان" در پيامي به مناسبت جام جهاني مي گويد :
ممكن است تعجب كنيد ازاينكه دبيركل سازمان ملل درباره فوتبال مقالهاي مينويسد.اما حقيقت امر اين است كه جام جهاني موجب شده حسادت ما در سازمان ملل به شدت برانگيخته شود.
به عنوان نقطه اوج تنها مسابقه واقعا جهاني، كه در تمامي كشورها به وسيله تمامي نژادها و مذاهب بازيهاي مربوط به آن انجام شدهاست.
جام جهاني يكي از چند پديده نادري است كه مانند ملل متحد جنبه جهان شمولي دارد. حتي ميتوانيد بگوييد كه جهان شمول تر است زيرا فدراسيونبين- اللملي فوتبال (فيفا) ۲۰۷عضو دارد و اعضاي ملل متحد تنها ۱۹۱است.
اما دلايل بسيار بهتري نيز براي برانگيخته شدن حسادت وجود دارد.
نخست اينكه، جام جهاني مناسبتي است كه در آن هركس از جايگاه تيم خود و اينكه چگونه آن را كسب كرده، آگاه است. ميدانند كه چه كسي، چگونه و در دقيقه چندم از بازي امتياز داده است، ميدانند چه كسي دروازه خالي را از دست داده است، ميدانند چه كسي نگذاشته پنالتي تبديل به گل شود.
آرزو ميكنم از اين گونه مسابقات در خانواده ملل بيشتر داشته باشيم.
ممالك آشكارا بر سر بالاترين جايگاه در مراتب احترام به حقوق بشر بايكديگر رقابت كنند و تلاش نمايند از يكديگر درافزايش ارقام بقاي كودك يا ثبت نام در آموزش متوسطه پيشي بگيرند. كشورها چگونگي عملكرد خود را براي تمامي جهان به نمايش بگذارند. دولتها درباره اينكه چه حركتهايي آنان را به چنان نتيجهاي رهنمون شده پاسخگو باشند.
دوم اينكه، جام جهاني مناسبتي است كه همه كس روي كره ارض علاقهمند است درباره آن صحبت كند. به دقت بررسي كنند تيم آنان چه حركات درستي انجام داده و ميتوانست چه حركات متفاوتي انجام دهد. بدون آنكه ذكري از تيم مقابل نمايند.
مردم در هر كجا از بوينس آيرس گرفته تا پكن در حالي كهدر رستورانها نشستهاند مدت مديدي درباره امتيازات بهتر بازيها بايكديگر بحث ميكنند، دانش عميقي نه تنها از تيم ملي خود بلكه همچنين از بسياري تيمهاي ديگر ابراز ميدارند و مطالبشان را درباره موضوع با روشني و اشتياق مطرح ميسازند.
نوجواناني كه معمولا حرف نميزنند به ناگهان با فصاحت و اعتماد به نفس به گونهاي خيرهكننده به متخصصاني تحليل گر تبديل ميشوند.اي كاش از اين گونه گفت و گوها در سراسر جهان بيشتر داشته باشيم.
شهروندان به اين موضوع بپردازند كه چگونه كشورشان ميتواند روي شاخص توسعه انساني، يا كاهش ميزان انتشار كربن يا عفونتهاي جديد ناشي از ويروس ايدز عملكرد بهتري داشته باشد.
سومين نكته اينكه، جام جهاني مناسبتي است كه در آن سطح ميدان بازي به گونهاي است كه تمام كشورها با شرايط برابر فرصت شركت در آن را دارند.
تنها رعايت دو عامل در بازي مهم است: استعداد و كار گروهي. ايكاش در عرصه جهاني نيز مساوات طلبان بيشتري به همين گونه داشتيم. مبادلات آزادانه ومنصافه بدون دخالت دادن سوبسيدها، موانع يا تعرفهها.
به دست آوردن فرصتي واقعي براي هر كشور به منظور اينكه توان خود را در صحنه جهاني به ميدان آورد.
چهارم اينكه ، جام جهاني مناسبتي است كه منافع چند قطبي بودن بين مردم و كشورها را به تصوير ميكشد. تيمهاي ملي بيشتر و بيشتري در حال حاضر از مربيهايي از ديگر كشورها كه شيوههاي جديد تفكر و بازي را ارائه مي دهد، استقبال ميكنند.
همين امر درباره تعداد بيشتر بازيكناني صحت دارد كه در فاصله جام جهانيها نماينده باشگاههايي هستند كه دور از كشورشان است. آنان كيفيت جديد به تيم جديد خود تزريق ميكنند، از اين تجربه رشد ميكنند و قادرند هنگامي كه به كشور خود باز ميگردند تشريك مساعي بيشتري بنمايند. دراين روند معمولا در كشوري كه در آن پرورش يافتهاند، به قهرماناني تبديل ميشوند و به گشودن دلها و گستردگي افكار مدد ميدهند.
ايكاش نگريستن به موضوع مهاجرت انسان و اين امر كه در مجموع ميتواند سه عامل برنده ايجاد كند نيز براي همه به همين سادگي بود يعني برنده بودن براي مهاجران، براي كشوري كه از آن آمدهاند و براي جوامعي كه به آن پيوستهاند. آن مهاجران نه تنها براي خود زندگي بهتر ميسازند، بلكه عوامل توسعه، اقتصاد، جامعه و فرهنگ در كشورهايي هستند كه به آنجا رفته و در آن كار ميكنند،و همچنين در كشور خودشان به هنگام بازگشت برانگيزاننده افكار جديد و دانش فني خواهند بود.
براي هر كشور ، بازي در جام جهاني موضوعي است كه به گونهاي مطلق به غرور ملي ربط دارد. براي كشورهايي كه براي نخستين بار به جام جهاني راه يافتهاند، مانند كشور من غنا، اين موجب افتخار است. براي آنان كه پس از سالهاي توام با ناملايمات در جام جهاني شركت ميكنند مانند آنگولا، حسي همراه با نوسازي ملي به ارمغان ميآورد و براي آنها كه در حال حاضر درگير نبرد هستند، اما تيم جام جهاني شان يك سمبل منحصر به فرد و قدرتمند از وحدت ملي است، مانند ساحل عاج، چيزي كمتر از اميد به تجديد تولد ملي را القا نميكند.
آنچه شايد بيش از همه براي تمامي ما در سازمان ملل نسبت به جام جهاني حسادت برانگيز است اينكه، جام جهاني مناسبتي است كه در آن عملا ميبينيم هدفها جامه عمل ميپوشند.
تنها درباره گلهايي كه به حساب كشوري گذاشته ميشود صحبت نميكنم منظورم مهمترين هدف است يعني حضور در آنجا به عنوان بخشي از خانواده ملل و مردمان، بزرگداشت بشريت مشتركمان است. تلاش ميكنم هنگامي كه غنا با ايتاليا در هانور در ۱۲ژوئن بازي ميكند همه چيز را به خاطر بسپارم.
البته نميتوان قول بدهم كه موفق خواهم بود.
اينكه همه چيز تو زندگي رو فعلا تعطيل كردي و چسبيدي به فوتبال به خودت مربوطه ، هرچند كه قول و قرارهات و فراموش ميكني اما،
توصيف اومانيستي و رئاليستي خوبي از جام جهاني كوفي عنان كرده شرايط پيش آمده ناشي از جام جهاني فوتبال قابل حسرت و غبطه اس.