پنجشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۵به قربون خم زلف سياهت
فدای عارض مانند ماهت
ببردی دين فائز را به غارت
تو شاهي، خيل مژگانها سپاهت
خودم اينجا دلم در پيش دلبر
خدايا اين سفر کی میرود سر
خدايا کن سفر آسون به فائز
که بيند بار ديگر روی دلبر
تو دوری از برم، دل در برم نيست
هوای ديگری اندر سرم نيست
به جان دلبرم از هر دو عالم
تمنای دگر جز دلبرم نيست
اول از ابوسعید ابی الخیر:
وافریادا زعشق وا فریادا
کارم به یکی طرفه نگارر افتادا
گر داد من شکسته دادا
ئورنه من وعشق هرچه بادا بادابادا..
ای کرده غمت غارت هوش دل ما
درد تو شده خانه فروش دل ما
رمزی که مقدسان از ان محرومند
عشق تو فرو خواند به گوش دل ما
دل برسر عهد استوار خویش است
جان در غموتو برسر کار خویش است
از دل هوس هردو جهانم برخاست
الا غم تو که بر قرار خویش است
برما دروصل بسته میدارد دوست
دل را به ستم شکسته میدارد دوست
زین پس من و دل شکستگی بر در دوست
چون دوست دل شکسته میدارد دوست...
از به نو کردن ها ممنون دوست گرانقدر...
زدست ديده و دل هردو فرياد
كه ديده هرچه بينددل كند ياد
بسازم خنجري نيشش ز فولاد
زنم برديده تا دل گردد ازاد
:)
به نام مهربانترین
سلام جناب قاسمی:
این شعر ناب تاثیرش در درون با شنیدن آن از حنجره ملکوتی استاد شجریان در یاد ایام بسی افزونتر می شود...
سبزاسبز باشید ومهرتان هماره پایدار.
aval commentaye welogamo khoondam. asabam ke az daste akharin comment khoord shod oomadam inja. vaghti in shero didam halo havaam avaz shod. va ostad shajarian daroone ma ra faryad mizanad
زدست ديده و دل هردو فرياد
كه هرچه دیده بينه دل كنه ياد
بسازم خنجري نيشش ز فولاد
زنم برديده تا دل گرده آزاد
روزگاری است که سودای بتان دین من است...
غم این کار نشاط دل غمگین من است...