صفحه‌ی اول روز نو فتوبلاگ عکس نو پادکست نوای نو لینک‌های روزانه
نوشته‌ی قبلی . نوشته‌ی بعدی
دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۴

طناب ...

واين جهان پر از صدای پای مردمی است

که همچنان که تو را می بوسند

در ذهن خود طناب دار تو را می بافند.

نظرها

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سر ها در گريبان است
کسی سر بر نيارد کرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را

نگه !
جز پيش پا را ديد نتواند !
که ره
تاريک و لغزان است

و گر دست محبت سوی کس يازی
به اکراه آورد دست از بغل بيرون
که سرما سخت سوزان است

نفس کز گرمگاه سينه می آيد برون
ابری شود تاريک
چو ديوار ايستد در پيش چشمانت
نفس کاين است
پس ديگر چه داری چشم ز چشم دوستان دور يا نزديک ؟

Anonymous دوشنبه، ۲۴ بهمنماه ۱۳۸۴، ۰:۲۸ صبح

جهان به لانه ماران مانند است...در ذهن خود طناب دار تورا مي بافند...
روحش شاد.براي تولدش وقتي به سر مزارش رسيديم كه سهم
مادري بسته بودو بس.
(هميشه خوابها از ارتفاع ساده لوحي خود پرت ميشوند و مي ميرند...)

shiva دوشنبه، ۲۴ بهمنماه ۱۳۸۴، ۱:۴۷ صبح

پس ای کاش قدر انسان هایی که دوستمون داشتند، میدونستیم...

Anonymous دوشنبه، ۲۴ بهمنماه ۱۳۸۴، ۶:۵۷ صبح

شاعر؟

Sima دوشنبه، ۲۴ بهمنماه ۱۳۸۴، ۱۰:۰۰ صبح


بازنشر مطالب این وبلاگ به‌ هر شکل، بدون اجازه‌ی نویسنده، ممنوع است.
All Rights Reserved. - Razeno.com